برادر خوبم
خیلی زیبا پاسخ دادید .نکاتی را عنوان کردید که شاید خودم خیلی روی آنها دقیق نبودم..اینکه فربد بیشتر از سنش حرکت می کنه مسولیت منو سنگین تر میکنه..نمی دونم این اصلا خوبه یا نه که بچه ای بیشتر از سنش حرکت کنه؟؟؟
در مورد این دختر چون من کلا شخصیت سخت گیرانه ای ندارم مساله حساسیت ایجاد کرده .من هیچوقت به این دختر به چشم خدمتکار نگاه نمی کنم چون معتقدم که اینم داره با ما زندگی می کنه و توی این کشور تنهاست ..خانوادشو رها کرده و تک و تنها اینجا اومده که این حقوق ناچیزشم بفرسته اونجا برای خانوادش که فقط از گرسنگی نمیرن ..برای همینم خیلی دلم براش می سوزه و طوری رفتار می کنم احساس کنه اینجا مثل خونه خودشه ..هیچ کس اینجا با یه خدمتکار اینجوری رفتار نمیکنه ..اینجا حتی خدمتکارا اجازه ندارن از غذای صاحب خونه بخورن و خوراکشون جداست ولی من حتی فکر همچین چیزی رو نمی کنم..گاهی که فربد اذیتش می کنه میره توی اتاقش گریه می کنه و من تحت تاثیر قرار می گیرم ...اینا لج فربد رو بیشتر درمیاره ...
احساس می کنه این دختره رقیبش شده!!! من با اون خانم مسن قبلی اصلا همچین مشکلاتی نداشتم با اینکه این کارش خیلی از اون بهتره..
برادر گرامی لرد حامد شما فکر می کنید من باید رفتارم رو با این دختره عوض کنم که حساسیت فربد کمتر بشه یا بذارم خودش با این مشکلش کم کم کنار بیاد و دخالت نکنم؟؟؟ فربد اصلا بچه حسودی نیست اولین باره می بینم از کسی تا این حد بدش میاد ..
و سوال بعدیم اینه که سن فربد برای شروع سن استقلال طلبی نوجوانی کمی زود نیست؟؟؟ و باید چطوری باش برخورد کنم؟؟
ممنونم که کمکم می کنین.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)