درود
فرید شخصیت مسولیت پذیری نشون میده اما نمی خواد آزادی و استقلالش از بین بره . میشه اینطوری گفت مسولیت اینکه اتاقش رو تمیز کنه رو میدونه اما نمی خواد کسی بهش امر و نهی کنه یا اینکه بالا سرش باشه .....
هم خود مختار ، هم خودکار !
در زمان های دور به این کودکان ، کودکانی می گفتند که روحشون به تنشون بزرگ تره !
یعنی توانایی انجام کارهایی رو دارند که بیشتر از سنشون هست .....
توجه شما به دختر خدمت کار ، خودکامه بودن اون رو زیر سوال می بره ... اون همیشه والدینشو رییس می بینه و اینکه خیال شما آسوده شده با حس کودکانش احساس ترس میکنه !
میگه : ما خودمون می پزیم می شوریم می خوریم می بینیم بیرون میریم میشینیم می خوابیم ، همش میگه خودمون !
توی این خودمون نمی خواد اجازه ورود بده برای اینکه با سن دختر جوان احساس ترس داره .
قطعا اگر خدمتکاری با سن بیشتر داشته باشید رفتار عوض میشه ! چون کودکان مداوم در حال مقایسه هستند و آزمایش کردن رو همیشه با خودشون یدک میکشند ....
میگه : غذا بلد نیست تلفنی میپرسه !!!! خوب پسرم چه اشکالی داره مهم اینکه ما امشب سیر شدیم ..... دست پختش خوب نیست ؟ خوب چی می خوری !
فرید عزیز تر از جان حساس شده و این رفتار ها موجب دامن زدن شده ...
بهتر به نظر میرسه فرید رو حساس نکنید ، هر چی میگه همون کار رو بکنید . نمیشه انتظار داشت به خاطر یک خدمتکار افکار یک پسر خردسال رو اذیت کرد .... وقت بیشتری با پسر باشید .... اصلا با وجود خدمتکار از او بخواهید غذای شب آخر هفته را نپزد و شما با فرید دست به کار شوید ...
در ضمن از نوع برخورد خدمتکار با فرید هم مطلع باشید درست از او کودک است اما دلش می خواهد همچون مردی جوان با او برخورد شود این احساس را از او نگیرید ....










علاقه مندی ها (Bookmarks)