اشکان عزیز ممنونم بابت صحبت های زیبات . چند شب بوود که من دیگه بی خیال شده بودم. چون دیدم واقعا شب ها عادت داره بیدار باشه. حتی به کتاب خوندن. مثلا دوران دانشجویی اش همه خواب بودن ولی همسر من دو سه ساعت کتاب میخونده.گفتم بازم میگم چند شب زود خوابید ساعت 2 نیمه شب بلند شد خوابش نبرد دیگه. فکر کردم چرا اذیتش کنم هر کسی یه طبعی داره. اما مثلا دیشب با خودم همین فکرار رو میکردم که باز خوابم نبردو بلند شدم و بهش گفتم یه ذره پیشم بخواب تا خوابم ببره .اونم کلی لا لایی خوند و این چیزا .اما این صحبت آقای اشکان به نظرم و با توجه به شناختی که از همسرم دارم باید جواب بده:
"همسرتون بگید: عزیزم شما واسه زندگیمون واسه آسایشمون واسه ارامشمون بیرون از خونه از صب تا شب کار میکنی شبها رو کمتر کار کن به خودت زیاد فشار نیار ، من دوسندارم همسرم اینقد اذیت بشه ، اونچیزی که واسم ارزش داره خودتی نه کار دنیا ....."
این راه رو امتحان میکنم. ایشاله موثر باشه.بازم ممنونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)