سلام ببخشيد سعى ميكنم خلاصة كنم من بعد ازاينكة اينجا هيج كدوم از بيمارستانها نفهميدن كة بيماري من جيست رفتم ايران وبعد رفتم تهران اونجا دكتر بهم ةكفت كة تو ام اس دارى ورفتم خونة بدرم بعد زنك زدم بة خانمم وكفتم كة بيمارى من جية اونم كة نميدونست همش سوال ميكرد ومن دوست نداشتم براش توضيح بدم كة جريان جية واى خوب تا حدى بهش توضيح دادم و بعد جندروز زنك زد كة هرجى زود تر بيا ومن كة بعد مدتها بيش بدر مادرم بودم ميخواستم ية جند ماهى بمونم اونم هر روز زنك ميزد تا اينكة باهم دركير شديماز بشت تلفن بهم كفت كة حالا كة توايران هستى همون جا منو طلاق بدة منم كة ديكة حالت روحيم اصلا خوب نبود باهم بحثمون شد اونم كفت كة من بة ينفراز فاميلشون تو ايران زنك زدة كة بيادو بة بابام بكة كة از بسرش طلاق ميخواد.منم كة ديدم وضعيت دارة خراب ميشة سريع بركشتم و قتى منود ديد خيلى عادى بود اصلا حرفى از طلاق نزد اتفاقا خيلى اخلاقش عوض شد بهش كفتم كة جرا من رفتم ايران زنك زدى كفتى طلاق ميخواى اون كفت كة موضوع بيمارى منو بة خانوادش كفتة ومادر و خواهر بزركش كفتن كة زنك بزن وبكو طلاقت بدة منم كفتم خوب حالا اونم كفت ديدمت نظرم عوض شد خيلى خوشحال شدم از اينكة زودتر اومدة بودم ولى حالا بايد ميرفتم براى دارو هرروز بيمارستان بودم طورى شدكة ديكة سركار نبودم وقتى رفتم دارو بكيرم داروش خيلى كرون بود نكرفتتم بركشتم خونة خانمم برسيد كة جى شد منم كفتم كة خيلى كرونة بايدبرم ايران اونم يعنى بايد ميرفتم ولى نمى خواستم دوبارة تنهاش بزارم وبهش كفتم اونم كفت باشة من طلا هامو ميفروشم طلاهاشو دادة بود تحويل مادرش وقتى رفتيم خونة مادرش واسة طلاها ديدم دارة كرية ميكنة كفتم جى شدة كفت كة بيشتر طلا هاش كم شدة و ية جيز كمى موندةمنم كفتم كة ولش كن همونارو وردار بريم اونم همين كار و كرد بابول طلا ها تونستم 1 امبول بخرم ويكى هم با يكم كة خودم بول داشتم وكمى هم خانمم بعد جندوقت باهم رفتيم ايران خيلى خوب بود رفتم وكارت بيماريهاى خاص رو كرفتم و داروى يك ماة رو كرفتم وبهم بركشتيم مشكل داروها اين بود كة حتما بايد بوكة دارو رو تحويل ميدادى تا سرى بعد داروها رو بهت بدن ومن نمى تونستم واين شدكة اينجا رفتم هلال احمر و جند موئسسة خيريةو قرارشد كة كارم هم تغيير بدم ولى همين كة بة صاحب كارم كفتم سريع كفت كة اتاق و خالى كنم يك ماهى ازش وقت كرفتم وبعد من ية مدتى رفتم خونة بدر خانمم اونجا خيلى به سخت بود ميديدم كة مادر خانمم بظاهر دارة بهم محبت ميكنة ولى حرفاش و حركاتش جيز ديكة اى بود بعد جند روز از اونجا رفتم بيش يكى از همشهريام بعد از 2ماة يك شب خانمم زنك زد فهميدم حالش خوب نيست كفتم كة جى شدة كفت كة ديكة تحمل ندارة بايد هرجة زودتر تمومش كنم منم كة خيلى فشار روحى روم بود نمى دونستم جكار كنم سريع فرداش راة افتادم و رفتم جلوى محل كارش تا كارش تموم شة بياد و باهم بريم اومد وتو مسير همش جرو بحث ميكرديم تا رسيديم خونة بدرش هممشون تا منو باهاش ديدن جا خوردن شب موقع خواب تا اومدم كة دستمو بزارم زيرسرش سريع بلند شد وكفت كة من ميرم تو ية اتاق ديكة ميخوابم منم عصبى شدم و از كورة در رفتم ساعت 3شب از خونة باباشزدم بيرون ورفتم وبعد جند وقت رفتم سراغش ولى نة خودش ونة خانوادش تحويلم نكرفتن منم نا اميد بركشتم بيش همشهريم تا اينكة از حلال احمر بهم زنك زدن كة ميخوان باهام مصاحبة تلوزيونى بكنن منم قبول كردم وبعد جند وقت دوبارة بركشتم سركار اولم جون كارى كة بهم قول دادة بودن درست نشد محل كارم با محا كار خانمم نزديك هم بود جورى كة ميخواست بياسر كار من مي ديدمش هر روز ميرفتم سر راهش و التماسش ميكردم تا بعد 2 ماة بهم كفت كة يك روز باهم بريم بيرون تا صحبت بكنيم من كة از خدا خواستة كفتم باشة بهم كفت كة ية خونة اجار كن تا راحت خودم باشم هر كارى واست ميكنم منم كة بعد اون مصاحبة يكم بول كيرم اومدة بود رفتم وكشتم نزديك محل كارمون ية خونة اجار كردم وهرجى بول داشتم دادم وسايل خونة و مصاريف براى خونة واجار جند ماة تا اينكة بعد جند وقت از طرف حلال احمر ية مقدارى از اجار خونة رو واسة يك سال هر ماة بة حسابم واريز ميشة
خيلى خوب شد برامون ولى من هرهفتة دو سة بار بايدميرفتم بيمارستان وية جيزى از حقوقم روميدادم واسة كراية ماشين وية كم واسة اجارة و خرجى خونة وحقوق خانمم سر ماة مادر خانم ميومد و بولاشو ميكرفت وميرفت خوب من مى ديدم دارم كم ميارم وخانمم هم ميدونة ولى هيج كمكى بمن نمى كنة ومنم روزبروز حالم داشت بدتر ميشد تاحدى كة دست جبم هم كمكم ضعيف شد.كم و بيش باهم دركيرميشديم تا اينكة يك روز من يادم رفت سر وقت برم امبول بزنم ديرشد واسة همينم بعدش خيلى حالم بدشد اونم اومد رو اعصابم باهم دعوا مون شد منم بهش كفتم كة بايد تواجار خونة كمكم كنة البتة جند ماهى بود كة تو همخوابى باهام مشكل داشت وهمش بهم ميكفت كة نميخوام وخستمة منم بهش كفتم بيا ولى تو اجار كمكم كن قبول كرد ولى بهم كفت كة زياد بعد جند وقت ديكة تنهام ميزارة و ميرة وهميشة با اين جملة منو تهديد ميكرد جونكة ميفهميد من بدون اون نميتونم وبهش احتياج دارم تا اينكة من اقامة ام داشت تموم ميشد ونيخواستم كة دوبارة سركار اولم باشم جون بيشتر مشكلات ازكار و صاحب كارمون بود اين شد كة دوبار سر كار برام مشكل ايجاد شد ومنم از كار بيرون اومدم حقيقتش بيرونم كردن حالا دليلش .يك ارايشكاة جديد كنار ارايشكاة اونا باز شدة بود صاحب ارايشكاة جديد خانم منو ميشناخت و كاه وقتايى منو با اون ميديد تا اينكة يك روز ازم برسيد كة خانمت مياد برا من كاركنة منم كفتم كة نة صاحب كارش همشهريمونة و حقوقش هم خوبة تا اينكة ديدم خواهر صاحب ارايشكاة خانمم بشت سرم دارة مياد وبعد از ترس اينكة من ميخوام دختراى ايرانى كة اونجا كار ميكنن رو ميخوام ببرم جاى ديكة منو اخراج كردندخوب من بة اون حقوق احتياج داشتم واسة اجار واسة كراية تاكسى واسة خرجى والان بيكار تو خونة خوب ادم عصبى ميشة .ومن از اول رمضون صبح ميرفتم دنبال موئسسة هاى خيرية و هلال احمر و بيمار ستان ساعت 5 ميومدم تا تاريخ 16 رمضان خوب بايد ميرفتم دنبال كمكى بول خير يا ية كارى اومدم خونة ديدم خوابيدة ساعت 11 ميرفت كار ساعت 2 ميومد ميخوابيد تا ساعت 5 بيدار ميشد وية جيزى واسة افطار درست ميكردو بعدافطار ميرفت سر كار اون روز بعد افطار رفت سراغ لباساش وشالشو بيدا نكرد عصبى شد وكيرداد بمن من ديدم دارة كير بيخودميدة بهش كفتم كة الكى كير ندة اونم صداشو برد بالا كة خستة ام كردى ديكة منم ناراحت شدم وبهش كفتم مجبور نيستى اونم كفت كة اين بار ديكة ميرة وبرنمى كردة و جمع كرد و رفت








علاقه مندی ها (Bookmarks)