به نظر من در اکثر مواقع این خود مردم هستند که می خوان با سانسور با هاشون رفتار بشه .چون متاسفانه با تفکر صحیح و تحلیل های درست غریبه شدند و براشون همین رویه مناسب تر و راحت تر است . البته پر واضحه که این رو مستقیما عنوان نمی کنند و چه بسا شاکی هم با شند ؛ بلکه با رفتارشون این اجازه رو صادر می کنند. چون اگه کسی بخواد بر خلاف جریان های فکری موجود حرکتی انجام بده براش گرون تموم میشه و اغلب اوقات مردم خواهان زندگی توام با آرامش هستند نه زندگی با گیر و بند و مشکلاتی از این قبیل که خودتون آگاهی دارید.
و از طرف دیگه هم عقاید ی که نه علمی است و نه حقیقت ؛ مثل یک خصوصیت ژنتیکی که اکثر اعضای خانواده اون رو دارن ، به نو جوانان و جوانان انتقال پیدا می کنه و اگه اون جوان که در این نوع خانواده رشد کرده ، خودش اهل تفکر و مطالعه و تحقیقش نباشه ؛ قطعا در آینده با تعصب، از چیزی که از خانواده و اطرا فیان دریافت کرده دفاع خواهد کرد...و این جوری میشه که نسلی با این ویژگی پدید میاد .
الان مراکزی وجود دارند که رسالتشون رو برای دیگران آگاهی و آگاه سازی عنوان می کنند ؛ اما در باطن امر مشغول دیکته کردن عقاید مورد نظرشون به افراد هستند ؛ جوانانی که با ذهنی آماده آموزش و یادگیری وارد این محیط می شوند و دست آخر ( اگر در اون مراکز دوام بیارن و باقی بمونن) مانند رباتهایی آماده به خدمت ؛ برای دستیابی اونها به اهدافشون ، تربیت شدند.
ببینید جذب جوانان با چه عنوانی صورت می گیره و عملیاتی که واقعا روی ذهن آنها انجام میشه ، چی هست!!! تفاوت از کجا تا به کجا!!
البته از حق هم نگذریم بعضی از آگاهان و دلسوزان واقعی جامعه و جوانان ؛
بسترهایی رو به طور غیر رسمی و تقریبا خصوصی برای این منظور فراهم آوردند.
ولی تکلیف من ِ جوان که دسترسی و آگاهی به اونها ندارم چی میشه؟
منی که تا به امروز فقط شنونده بودم ، همه چیز رو ضبط کردم و به تناقض رسیدم چی؟
منی که بین دروغ و راست ، درست و نادرست گیر کردم و کسی هم برای پاسخ گویی به من نیست واگر هم بپرسم به خیلی چیزها متهم می شم چی؟
به قول آقای گرد آفرید ، مسئله فراتر از این حرفهاست .
اما خب ؛ از بار مسئولیتی که بر دوش آگاهان جامعه و کسانی که درد را درک کرده اند و با درمان هم نا آشنا نیستند کم نمی شود.
اگه همه به این دلیل که پیشرفت خیلی کند صورت می گیره یا خیلی از اوقات صورت نمی گیره و یا به دلیل عوامل بی شماری که بر سر راه این نوع فعالیت ها وجود داره و راه رو برای اونها سخت و ناهموار می کنه عقب بکشند که باید روز به روز شاهد پسرفت باشیم نه پیشرفت .
در حال حاضر آموزش و تربیت صحیح تنها راه کارهایی هست که به ذهن می رسه .
و متاسفانه همسو نبودن آموزشی که در سطح اجتماع صورت می گیره با واقعیت های موجود سبب بی اعتمادی و بی انگیزگی برای جوانان و نو جوانان شده. که برای پیشرفت در ابتدا با ید این تخریبی که صورت گرفته شده بازسازی شود و در مراحل بعدی به انتقال مفاهیم پرداخته شود
خب حالا نظر شخصی من و راه حلی که به ذهنم می رسه این هست که برای جذب جوانها به اندیشدن صحیح ؛ از مطالب کلیشه ای و همیشگی استفاده نکنیم ، با زبون خود جوانها با هاشون حرف زده بشه ، نه با اون ادبیاتی که تا جمله اول رو می شنوند بگن :ای بابا ؛ دوباره اینها شروع کردن!
حتما شما هم این جمله رو کم نشنیدید.
من کسانی رو سراغ دارم که به قدری زیبا با جوانها ارتباط بر قرار می کنن و خط فکریشون رو به مسیر صحیح هدایت می کنن که واقعا شگفتی همگان بر انگیخته میشه .
برای ارتباط برقرار کردن با این قشر و با این منظور که همون تاثیر گذاری و در واقع آموزش هست ، باید هم سن خودشون شد و با ادبیات خودشون باهاشون ارتباط برقرار کرد تا پذیرای حرفها باشند .
نباید نصیحت گونه و معلم وار ؛ یعنی طوری که مثل دیکته کردن باشه باهاشون حرف زد ، تاثیر مثبت که نمی ذاره هیچ باعث ایجاد انزجار و بی میلی به همچین سخنانی در آینده هم می شه .
باید هدف رو چیز دیگه ای براشون مشخص کرد و بعد از ایجاد ارتباط صمیمی و دوستانه و فراهم اومدن جوی مناسب برای انتقال این گونه مفاهیم آموزش رو شروع کرد. چون گاهی مطالب واقعا خوب و مفید قربانی میشن . به خاطر عدم انتقال صحیح وا صولی و متاسفانه تاثیر منفی این موضوع اونقدر زیاد است که شاید اون جوان هیچ وقت اون مطلب رو نپذیره ؛ مگر اینکه شخص قدرتمندی بتونه اون اثر منفی رو از بین ببره و مفهوم صحیح رو منتقل کنه ، که خیلی امکانش نیست.
و در آخر پیرامون خودسازی و خود آگاهی باید گفت که تادغدغه ی این مسائل برای جوانان و نوجوانان ما وجود نداشته باشد ؛ به دنبال آن نخواهند رفت و اکثرا هم ترجیح می دهند که همسو با جریانات موجود به زندگی ادامه بدن ؛ چون انگیزه ها فوق العاده کمرنگ شده ....پس اگه کاری باید انجام بشه، یکی از اونها ایجاد انگیزه برای تفکر و فعالیت در اجتماع است...که این مورد هم مفصلا جای بحث داره. و یکی اساسی ترین معضلات در جامعست.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)