RE: دارم دیوونه می شم
النای عزیز
من مشکلم شبیه به شماست.منم خانواده ی مادری ام ظاهر همسرم رو نپسندیدن.گفتن کلاس خانوادگی ما به هم نمی خوره.خانواده مادری ام اهل تجمل و ...و خانواده همسرم مثل خودم ساده و بدور از تجملات ....من با وجود مخالفت ها ازدواج کردم.اما مشکلی که الان دارم تنهایی ام هست.اینکه خانواده ام تنهام گذاشتن.یه کم سخته باید روی پای خودت بایستی اما اگه انتخابت درست باشه همین سختی ها هم شیرینه.البته من قبل از ازدواجم چون خودم داشتم تصمیم می گرفتم و باید تا آخرش پای این تصمیم می ایستادم از یکی دو جا هم مشاوره گرفتم .به نظرم بد نیست شما هم به صورت حضوری پیش یه مشاور بری عزیزم.
صحبتهای من بر پایه نظرات شخصی ام می باشد و در زمینه مشاوره تخصصی ندارم
[size=medium]
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
[/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)