سلام
راستش من اين مسئله رو با مامان و باباي خودم هم داشتم و تنها راهش رو فاصله گرفتن ديدم و براي تحصيل به يك شهر ديگه رفتم. اما پيشنهادم به شما بيشتر همون پيشنهاديه كه دوست قبلي كردن يعني در عين احترام گذاشتن، ياد بگيريد چطور از نظر خودتون دفاع كنيد و در مقابل چيزهايي كه نمي خوايد نه بگيد. من حالا كه چند سال دور بودم از خانواده و تقريبا شيوه رفتار كردن با آدم هاي ديگه رو خوب ياد گرفتم، تونستم خودمم اين كارارو بكنم. اما چندتا نكته رو هم در نظر بگيريد.
اولا مادر شوهر شما با مامان خودتون فرق داره و بايد مراقب باشيد اگه احيانا در مراحل مخالفت كردن ها ناراحتش كنيد، ممكنه به راحتي رابطه با مادر خودتون، دوباره رابطه تون خوب نشه و حتي روي رابطه شما با همسرتون هم تأثير بذاره. پس مسئله احترام گذاشتن در حين حرف زدن و بيان اينكه شما دليل حرف اون رو مي فهميد و اينكه نقاط قوت حرف هاش رو متوجه ميشيد يادتون نره.
ثانيا سعي كنيد براي درد دل كردن راجع به مادر شوهرتون كسي غير از شوهرتون رو پيدا كنيد، مثلا دوستاتون. چون اون مسئله رو فقط ار ديد شما نمي بينه چون به هر حال اون مادرشه و به اون نزديك تر از شماست.
ثالثا سعي كنيد حواسش رو يه مسائل ديگه اي غير از مسائل روزانه خودتون كه نمي خواين راجع بش نظر بده جلب كنيد. مثلا با ديگران بحث هاي سه نفره شروع كنيد تا حواس اون به اشخاصي غير از شما هم جلب بشه. يا راجع به موضوعات مورد علاقه ش اطلاعات كسب كنيد تا موقعي كه سوالي پرسيد به راحتي بتونيد بحث رو عوض كنيد.
و در آخر هم زودتر عروسي كنيد تا بتونيد بيشتر وقتي كه مي خوايد با شوهرتون باشيد رو تو خونه خودتون بگذرونيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)