به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 62 از 73 نخستنخست ... 12223242525354555657585960616263646566676869707172 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 611 تا 620 , از مجموع 727
  1. #611
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    سلام

    چطوری با صندلی داغ
    منتها هنوز داغ نشده
    -------
    سلام،

    ---------
    بی مقدمه
    1- احترام به قوانین یعنی چی؟
    ---------
    - احترام به قوانین یعنی‌ عدم عبور از خط قرمز‌هایی‌ که به عنوان قانون تعریف شده اند.
    ----------

    2- پس چرا جایی که باید به سئوالات پاسخ بدی ، میایی سئوال می پرسی؟(منظورم پست قبلی ات بود)
    ---------
    - فقط برای اینکه ترس مردم بریزه!
    -------------
    3- نام کاربری ات رو بر چه اساسی انتخاب کردی؟
    ----
    کامران اسم دوستی‌ بود که کاملا اتفاقی همان روزی که اینجا ثبت نام می‌کردم، ملاقات کرده بودم...

    از آنجایی که این نام قبلاً توسط کاربر دیگری انتخاب شده بود، ۲۰۰۷ را هم کنارش اضافه کردم که سیستم همدردی قبول کند...دقیق خاطرم نیست اما فکر می‌کنم ۲۰۰۷ را خود همدردی پیشنهاد داد!؟

    خلاصه اینکه، هیچ دلیل خاصی‌ پشت انتخاب من نبود، راستش چون برام خیلی‌ مهم نبود و فکر نمیکردم تا این اندازه اینجا ماندگار بشوم.


    -------
    4- آواتارهایی که تا حالا داشتی رو همشون رو بذار اینجا و جلوی هرکدوم بنویس به چه دلیل انتخابشون کردی؟
    -----------
    در این مدت ۳ آواتار داشتم، آواتار‌هایم را بر اساس احساساتی که در آن دوره خاص داشتم انتخاب می‌کردم(درست مثل قربانیانم).

    الف. تنهایی‌loneliness)
    حسی بود که در اوایل ورودم به اینجا داشتم، به توصیه و اصرار دوستی‌(اسمش بالهای صداقت بود) عوضش کردم.

    ب. دوستی‌


    ج. محبت(زندگی‌ تکثیر ثروتیست که نامش محبت است)

    ---------------
    5-بالاخره خدا با تو آشتی کرد یا تو با خدا؟
    ---------
    - من فکر می‌کنم، خدا هیچوقت با من قهر نبود، قهر رو من شروع کرده بودم، خودم هم تمومش کردم.
    --------
    6-اتاق تنهای تو و این تالار چرا ناپدید شد؟
    -------
    - احتمالأ چون من دیگه تنها نبودم...یا اون احساس تنهایی‌ رو نداشتم.
    -------------
    7-چرا نماز می خونیم؟ مگه خدا به نماز ما احتیاج داره؟
    ------------
    البته هر فردی در این زمینه عقاید خودش رو داره، اما به نظر من عبادتی که از ترس جهنم یا به عبارتی از سر ترس باشه، بی‌ ارزشه.

    عبادت باید از روی عشق باشه.

    خدا به نماز یا عبادت ما احتیاج نداره، اما این نیازی هست که در انسان وجود داره. حداقل در مورد شخص من اینطور هست، عبادت من از سر نیازی هست که خودم بهش دارم.

    --------------
    8- معنای زندگی چیست؟
    ------

    زندگی ، راز بزرگی ست که در ما جاری ست

    زندگی ، فاصله ی آمدن و رفتن ماست

    رود دنیا ، جاری ست

    زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

    وقت رفتن ، به همان عریانی ، که به هنگام ورود آمده ایم

    قصه آمدن و رفتن ما تکراری است

    عده ای گریه کنان می آیند

    عده ای ، گرم تلاطم هایش

    عده ای بغض به لب ، قصد خروج

    فرق ما ، مدت این آب تنی است

    یا که شاید ، روش غوطه وری

    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد ، هیچ

    زندگی ، باور تبدیل زمان است در اندیشه عمر

    زندگی ، جمع طپش های دل است

    زندگی ، وزن نگاهی ست که در خاطره ها می ماند

    زندگی ، بازی نافرجامی است

    که تو انبوه کنی ، آنچه نمی باید برد

    و فراموش شود ، آنچه که ره توشه ماست

    شاید این حسرت بیهوده که در دل داری ،

    شعله ی گرمی امید تو را خواهد کشت

    زندگی ، درک همین اکنون است

    زندگی ، شوق رسیدن به همان فردایی ست ، که نخواهد آمد

    تو ، نه در دیروزی ، و نه در فردایی

    ظرف امروز ، پر از بودن توست

    شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی

    آخرین فرصت همراهی با امید است

    زندگی ، بند لطیفی است که بر گردن روح افتاده ست

    زندگی ، فرصت همراهی تن با روح است

    روح از جنس خدا

    و تن ، این مرکب دنیایی از جنس فنا

    زندگی ، یاد غریبی ست که در حافظه ی خاک ، به جا می ماند

    زندگی ، رخصت یک تجربه است

    تا بدانند همه ،

    تا تولد باقی ست

    می توان گفت خدا امیدش

    به رها گشتن انسان ، باقی است!

    سهراب
    ------------
    9- در آخر به چه چیزی توی این دنیا می خواهی برسی؟
    ---------
    - یک پایان خوب برای یک شروع زیبا.

    و از اینجا به بعد، سوال‌های سخت بالهای صداقت شروع شد!

    -----------
    10- اگه فرصت ازدواج برایت پیش نیاید ، اون وقت چی کار می کنی؟
    ------
    - با توجه به شرایط کنونی نمیتونم با قطعیت به این سوال جواب بدم. اما فکر می‌کنم، همه انسان‌ها در زندگی‌ گزینه‌های زیادی برای انتخاب دارند، گزینه‌های پیش رو، همیشه ایده‌آل نیستند، اما وجود دارند و در شرایطی میشه بهشون در چهارچوب خط قرمز‌های فردی فکر کرد.
    ------
    11- آیا کسی که حجاب کاملی دارد ، یعنی شخص معتقدی هست؟ چرا؟
    -------

    - قطعاً نه، ظاهر افراد نه الزاماً اما میتونه تا حدی نشانگر طرز فکر و عقاید آنها باشد،

    اما تنها به صرف ظاهر یک فرد نمی‌توان به باطن و عقاید او پی‌ برد،

    در واقع قضاوتی که تنها بر پایه ظاهر فردی انجام بشود، یک حماقت هست که همیشه هم ارزان تمام نمی‌شود.

    -------------
    12- کمالگرایی ات تا چه حد هست؟
    --------
    - کمالگرایی من فوق‌العاده شدید بود در حدی که زندگی‌ روزمره من رو هم مختل کرده بود،

    اما دارم سعی‌ می‌کنم اصلاحش کنم و تا حدی هم موفق بودم.


    ---------
    13-کمالگرایی کجاها خوبه کجاها بد؟
    ------------
    - به نظرم کمال گرایی در کلّ چیز خوبی‌ نیست.
    ------------
    14- اینکه می گن بیشتر از اینکه به دیگری پایبند باشم به خودم و اصول عقایدم پایبندم مصداقی داره یا نه؟ توضیح بده
    -------------
    بله، مصداق آن را میتوان در خیلی‌ از روابط انسانی‌ پیدا کرد،

    ممکن هست من دوستی‌ داشته باشم یا فردی در زندگی‌ من باشد که فوق‌العاده به او علاقمند باشم،

    قاعدتاً من با این فرد مشترکاتی دارم که باعث این علاقه یا حس وابستگی شده است، اما در خیلی‌ از زمینه‌ها هم ممکن هست عقاید متفاوتی داشته باشیم،

    اینکه تنها به صرف داشتن یک سری از نقاط مشترک که باعث وابستگی ما هم شده است، از باقی‌ عقاید یا خط قرمز‌هایم بگذرم یک اشتباه هست...

    چون به معنای فدا کردن کورکورانه یک سری ارزش‌های فردی هست، که متعاقباً استقلال فردی من را زیر سوال میبرد.

    -------
    15-توی کدوم آیه از قران نوشته که خوردن مشروب حرام هست و نجس؟
    --------
    در این ایات صراحتا ذکر شده:

    1_«یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثمٌ کبیرٌ و منافعٌ للناس و اثمهما اکبرُ من نفعِهما...» (بقره _ 219)
    درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دو گناهى بزرگ و سودهايى براى مردم است و(لى) گناهشان از سودشان بزرگتر است...


    2_ «یا ایها الذین امنوا لاتقربوا الصلاة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون»ای مومنین در حالی که مستید نماز نخوانید (نساء _ 43)

    3_ «یا ایها الذین امنوا اِنٌما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطانِ فاجتنبوه لعلکم تفلحون ؛ ای مومنان شراب و قمار و بتان و تیرهای پلیدند و از کردار شیطان ، پس از آنها دوری گزینید.» (مائده _ 90)


    --------------
    16- اینکه می گن ذات یک انسان خیلی در سرنوشتش تاثیر داره یعنی چی؟
    -----
    فکر می‌کنم مصداق همین حرف عامیانه باشه که هر کس نون قلبش رو میخوره...
    ----

    17-چرا سئوال های بقیه بچه هارو جواب ندادی؟
    -----------
    چون من کیبرد فارسی‌ ندارم، سرعتم در پاسخگویی پایین هست، اما همه را جواب میدم،

    اندکی‌ صبر...

    --------------
    18-چرا رنگین کمون هفت رنگه؟
    -------
    چون اگر یک رنگ بود، درست مثل خیلی‌ چیز‌های دیگر در زندگی‌ کسل کننده میشد و دیگر جلب توجه نمیکرد.
    -----
    19- آدم خوبه عاشق کور باشه؟ ( من الان عاشق کورم ها.... )
    -------

    اگر فرد در مرحله تصمیم گیری یا انتخاب باشه، به هیچ عنوان خوب نیست،

    اما هنگامی که از این مرحله گذشت شدیدا توصیه میشود، در واقع عاشق کور بودن و عاشق کور ماندن در این مرحله یک هنر هست.

    ----------
    20- آیا توانایی این رو داری که انسانی رو مجذوب خودت کنی؟
    -----
    - با توجه به فیدبکی که از اطرافیانم داشتم، فکر می‌کنم بله!
    -------
    21- هنوز در طبیعت زندگی می کنی؟ در کنار درختان و سبزه ها؟
    -----
    - بله، نزدیک جنگل! گاهی‌ اوقات سنجاب‌ها را روی درخت‌ها میبینم.
    -
    22- چرا طبیعت آرامش بخشه؟
    -----
    - چون نماد و نشانه‌ای از قدرت خداوند هست.
    -
    23- چه رنگی رو دوست داری؟
    -----
    آبی آسمانی.

    K

  2. 11 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (شنبه 26 شهریور 90)

  3. #612
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام اقای کامران سو ا ل از شما
    1ـ ایا تا لار توانسته تغییر مثبتی در شما ایجاد کنه چه تغییری
    2ـ زییا ترین شکل دوست داشتن و ابرا ز محبت چی می تونه باشه
    3ـ احسا سا نتون رو چگونه مدیریت می کنید
    4ـ بهترین دوستتون توی تا لار کیه
    5ـ منطقی ترین فرد توی تا لار رو معرفی کنید
    6ـ اولین جمله ای که با خواندن این کلمات به ذهن تان می رسد
    خدا
    جنگ
    صندلی داغ
    فرشته
    موفقیت
    تحصیل
    تا لار
    خوشبختی
    7ـ دوست داری رو زی کارشناس افتخاری تا لار باشین
    8ـ زییاترین تصویر ذهنی یا خاطره تان چیست
    9ـ او ل برامون یک جک یا لطیفه یا مطلب طنز بگو شادمون کن
    10ـ با شمع جوجه ماشین یک جمله بسا ز
    11ـ چه میزان از مهارتهای زندگی را از فضای تا لار کسب کرده ای
    12ـ چقدر تا لار در بهبودی روند زندگی ات موفقیت ایجاد کرده
    13ـ یکی از مهم ترین تصمیم هایی که تا ا لان گرفتین رو برامون بگین
    14ـ چه مطلب یا پستی در تا لار برای شما خنده دار بود
    15ـ با لوله کتاب زرشک یک جمله بسا ز
    16ـ یک جمله که در زندگی برایتان جا لب یا اموزنده مفید بوده یا از ان ا لهام گرفته اید بیان کنید
    17ـ میزان توجه شما به علم و منطق و معنویات چه قدر است
    18ـ ایا به ارزوهای دو ران کودکی خود رسیده اید ان را بیان کنید
    19ـ کی رو بیشتر از همه تو زندگیت قبو ل داری
    20ـ یک جمله درباره مادر پدر بگوید
    21ـ به یاد موندنی ترین اهنگی که شنیدین
    22ـ یک ضرب المثل بگوید
    23ـ یک بیت شعر قشنگ بگو
    24ـ چه غذایی خوب درست می کنید


    امیدوارم همیشه موفق باشید

  4. 7 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (سه شنبه 08 شهریور 90)

  5. #613
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط داملا
    دوستان عزیز،سرافراز،حامد،موطلایی وفرهنگ ای بابا پس کجایید قراره این آقا کامران رو به مناسبت عیدفطر حسابی بسوزونیم.
    --------
    سلام،

    اول از همه اینکه، عید همه مبارک!

    امیدوارم که طاعات و عبادات همه قبول باشه...

    و این فرصت باز هم نصیب همه ما بشه.

    ----------------

    خب آقای کامران،سوالات من ازشما:

    به نظرتون تحصیلات توزندگی آدمها چقدر مهمه؟
    ------
    به نظر من، تحصیلات جایگاه خیلی‌ مهمی میتونه داشته باشه، به خصوص وقتی‌ بتونه دید ما رو نسبت به مسائل پیرامونی باز کنه، و به اون عمق و وسعت ببخشه...

    در واقع، نوع تحصیلات مهم نیست، بلکه فرایندی که در این بین طی‌ میشود مهم هست، که از نظر من وقتی‌ مفید واقع میشه، که این فرایند توانایی ما در نگاه به یک مساله از زوایای مختلف، رو افزایش بدهد.

    ------------
    به نظرتون بین علم وثروت کدوم عامل میتونه دلیلی بر خوشبختی باشه؟
    ---------
    هیچکدام، خوشبختی‌ یک امر درونی‌ هست و به عوامل خارجی‌ بستگی ندارد.
    ---------------------
    به نظرتون افرادموفق زندگیشون به چه پایه ای است؟
    ------
    - به نظر من این سوال خیلی‌ کلی‌ هست،

    نمی‌توان به طور کلی‌ گفت یک فرد موفق هست، هر فردی ممکن است در زمینه‌ای موفق باشد و در زمینه دیگر نباشد،

    برای مثال در تحصیلات موفق باشد اما در زندگی‌ مشترک یک بازنده!

    به علاوه، موفقیت یک امر نسبی‌ هست و نیاز به یک معیار(تعریف) برای سنجیدن دارد.


    ----------
    آیا شما موفقید؟
    ----
    در بعضی‌ از زمینه‌ها بله، و در خیلی‌ از زمینه‌ها خیر.
    ----------
    تو پروفایلتون رضایت اززندگی رو100-90 زدید.آیا واقعا اینطوره؟
    ----
    - معمولا افراد کمالگرا رضایت از زندگی‌ بسیار پایینی دارند. و متأسفانه من یک کمالگرا هستم.

    رضایت من از زندگی‌ در واقع مثل یک سیگنال سینوسی هست، احتمالا روزی که پروفایلم را ویرایش میکرده ام، روی پیک مثبت سینوس بوده است.

    البته در کلّ نسبت به گذشته پیشرفت قابل توجهی‌ داشته ام. در واقع خیلی‌ بهتر شده ام.

    -----------
    چی باعث شده که به این نتیجه برسید؟(سوال قبل)

    ------
    واقعیت زندگی‌ من این هست، که همیشه توی زندگیم نعمت‌های زیادی داشته ام،

    اما به دلیل همین کمالگرایی افراطی خیلی‌ از زیبایی‌‌های زندگی‌ را نمی‌دیدم، قاعدتاً با قدم برداشتن به سمت حل این معضل(کمالگریی) وضعیت بهتری پیدا کرده ام.


    ---------
    به نظرتون چرا یه عده توی صندلی داغ شرکت نمی کنند؟نه روصندلی می شینند ونه سوال می پرسند؟
    ---
    - شاید بی‌ حوصلگی، شاید تنبلی و شاید اینکه دوست ندارند در موقعیتی قرار بگیرند که لایه‌های شخصیتی آنها برای دیگران خیلی‌ ملموس بشود.
    دلایل مختلفی‌ میتواند داشته باشد.


    ------------
    من نمی تونم معنای وابستگی به یک محیط مجازی که توسط اعضامطرح میشه رودرک کنم.شما می تونی برام روشن کنی؟
    --------
    وابستگی به یک محیط مجازی یعنی‌ اینکه، اگر فرصتی پیدا کردی و به اینترنت دسترسی‌ داشتی، حتما به آن محیط مجازی هم سر بزنی‌،

    در واقع، نتوانی که سر نزنی‌!
    یعنی‌ آن محیط مجازی، بر خلاف میل تو، زندگی‌ واقعی‌ تو را هم تحت تاثیر قرار دهد.

    -----------
    یه جمله برازنده افراد زیر:
    ------
    -به جای جمله برازنده، نظر شخصیم رو مینویسم، فکر می‌کنم جالب تر باشه، البته این خیلی‌ هم با جمله‌های برازنده من فرقی‌ نمیکنه.
    ----------


    فرشته مهربان
    -------
    - یک دوست خوب و مهربان، که تلاش وصف ناشدنی در کمک به دیگران دارد.
    ------
    مدیرهمدردی
    ----
    - مشاور با تجربه.
    ------
    بالهای صداقت
    ----------
    - این رو ۱ دی‌ ۸۸، به عنوان رتبه برای او نوشتم، زمانی‌ که هنوز در حال تلاش برای ساختن دوباره زندگی‌ اش بود:
    مادری مهربان، فداکار و محکم در برابر مشکلات، که سرشار از انرژی و امید هست، امیدی که سعی‌ می‌کنه به همه بده... امیدوارم خداوند دوباره خوشبختی‌ رو در زندگیشون جاری کنه
    بالهای صداقت امروز نسبت به بالهای صداقت اون روز، فرق زیادی کرده است،

    هم منطقی‌ تر شده است، و هم مدیر تر. احساساتش را خیلی‌ بهتر مدیریت می‌کند. در کلّ، فکر می‌کنم شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد که تحسین بر انگیز هست.

    امیدوارم همیشه عاشق کور بماند، و در کنار همسر و فرزندش خوشبخت باشد.

    -------------
    sci
    ----------
    -شناخت زیادی از او ندارم، با توجه به نوشته‌هایش میتوانم بگویم؛

    تجربه خوبی‌ در زندگی‌ میشترک دارد، و در این زمینه کمک خوبی‌ به هم تالاری‌ها ارائه میدهد،

    اگرچه کمی‌ با ادبیات او مشکل دارم، فکر می‌کنم خانوم‌ها را زیادی درک می‌کند و این میتواند برای او درد سر ساز شود.

    براش آرزوی موفقیت و بهروزی دارم.

    ---------
    blue sky
    ------
    آسمان آبی، کمی‌ حساس و زود رنج، اما دلی‌ دارد به بزرگی‌ آسمان آبی.

    مطمعنم، مادر خیلی‌ خوب و مهربانی برای فرزندش خواهد بود.

    --------
    حامد
    ------
    حامد یک پسر فوق‌العاده هست، احساسم به او از ابتدای ورودش این بود، عقاید مشترک زیادی داریم،

    کمی‌ احساساتی هست، که به نظر من لازمه هر ذات انسانی‌ هست.

    امیدوارم همین زودی‌ها خبر عروسیش رو بشنویم.

    -----------
    دخترمهربون
    ------
    - در مورد دختر مهربون، با شناخت نسبی‌ که در این مدت از پست‌هایش از او پیدا کرده ام، می‌تونم بگویم؛

    با اینکه در محیط خانوادگی مشکلات زیادی داشته است، اما از نظر عاطفی دختر قوی و پری هست.

    گاهی‌ اوقات، به نگرانی‌‌هایش زیادی بها میدهد. مانند نگرانی‌ اش برای زندگی‌ مشترک آینده، مطمعنم، با توجه به تجربیاتی که داشته(هرچند تلخ بوده اند) و مطالبی که از محیط همدردی آموخته، از خیلی‌ از دخترانی که چنین محیط خانوادگی را تجربه نکرده اند، در زندگی‌ مشترک موفق تر خواهد بود.

    ----------
    فرهنگ

    ------
    - به نظر من فرهنگ، شخصیت پویایی دارد و خیلی‌ با استعداد است،
    و البته هنوز معتقدم، حتی اگر هیچ نیاز مالی‌ نداشته باشد، باید برود سر کار!

    -----
    ani
    ---
    انی‌ فوق‌العاده هست، با معلومات خیلی‌ زیاد و بسیار با تجربه، اهل مطالعه، منطقی‌ و پویا...

    حضور او در همدردی غنیمتی هست، اگرچه نمیدونم چرا اخیرا حضورش کمرنگ شده است.

    -------
    خارپشت
    ----
    - جوانی که بر درختی تکیه کرده است و کمی‌ عاشق شده است و گریه هم کرده است.

    ---
    سرافراز
    --------
    - پاسخ هاش به مراجعین معمولا خوب و منطقی‌ هستند.

    شناخت زیادی ازش ندارم، در مورد شخص خودش در تالار خیلی‌ صحبت نکرده و به همین دلیل، تحلیل شخصیتش برام مشکل هست.

    -----------
    کنجکاو
    -----
    خلاق و با حوصله!
    --------
    داملا

    --------
    داملا، فوق‌العاده احساساتی و حساس، و البته بسیار مهربان هست.
    ----------
    شب بارونی

    ---
    شناخت زیادی ندارم.
    ---------
    موطلایی

    ----------
    مو طلائی فرشته کوچولوی باهوش تالار همدردی هست.
    ---------
    سارابانو
    -------
    سارا، دختری با انگیزه و هدف‌های بزرگ هست که برای رسیدن به فرد مورد علاقه و ساختن زندگی‌ مشترکش، تلاش زیادی کرده است.
    --------
    کیوان
    --------
    کیوان، مدیر فوق‌العاده همدردی، مرد تنهای شب...روحی‌ بزرگ و قوی، کمی‌ تنها و غمگین.
    ---------
    baby
    -------
    از برخی‌ از شوخی‌ هاش لذت میبرم، خنده رو، شاداب و خلاق.
    ---------
    کامران2007

    --------
    کامران، یک کودک سرکش، حساس و زودرنج، که کمی‌ لوس و ننر هست، پسر خوبی‌ هست اما خیلی‌ احساساتی هست و بعضی‌ وقت‌ها بهانه گیر میشود.
    خیلی‌ به حرفش گوش نمیکنم.
    واقعا گاهی‌ اوقات کنترلش خیلی‌ سخت میشود.

    -------
    موفق باشید.


    ---
    شما هم همینطور،
    K

    ----------
    پی‌‌نوشت:

    اول اینکه، من در این نوشته ها، قصد توهین یا زیر سوال بردن هیچ شخصیتی رو نداشتم، امیدوارم برای هیچکس سو تفاهم نشه،

    اگر هرکدام از شما چنین برداشتی داشتین، پیشاپیش عذر می‌خوام.

    دوم اینکه، یا من خیلی‌ کندم، یا شما در سوال پرسیدن خیلی‌ تند، نمیدونم چقدر فرصت دارم، امیدوارم به موقع پاسخ همه سوال‌ها رو برسم که ارسال کنم،

    باز هم عید همتون مبارک!


  6. 12 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (چهارشنبه 09 شهریور 90)

  7. #614
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام.
    میخواستم جواب سوالاتون رو بدم اما پست چت گونه ممنوعه. پس تا وقتیکه سوالای جدید به ذهنم برسه باید صبر میکردم.
    حالا من چند سوال میپرسم،

    ۱- یعنی‌ واقعا من انقدر جدی به نظر می‌رسم؟

    ۲- یعنی‌ برا همین جدی به نظر رسیدن هست که کسی‌ سوال نپرسیده بود؟

    ۳- همه اینها یعنی‌، شما واقعا دختر خیلی‌ شجاع و نترسی هستین؟
    جواب1)واقعیتش اینه که من از پست ها و انجمن هایی که توش شرکت میکنید این جوری دستگیرم شد که زیاد اهل شوخی و سرگرمی نیستید.البته شاید دلیلش فقط وقت نداشتن باشه. یا حتی کیبورد فارسی نداشتن!! :)

    جواب۲)اون که یه شوخی بود. دوستان سرشون شلوغ بود. دیدید که الان چقدر اومدن برای سوزوندن:)

    جواب۳)سوال کردن از کسیکه روی صندلی داغ، اونم از نوع مجازیش نشسته مگه ترس داره! :)

    حالا ادامه ی سوالات:

    ۱)به نظرتون چرا این شکلکه عوض شده؟ این بهتر ه یا قبلیه؟

    2)تا به حال شده بخواین مثل دوستانی که خداحافظی کردن از تالار تشریف ببرید؟

    یه سری سوال دارم که شک داشتم بپرسم یا نه. چون گفتید هر چی خواستید بپرسید، منم مبپرسم.

    ۳) تو تاپیک معروفتون( کامران 2007 با همتون حرف داره) چرا دیگه هیچ حرفی از مهسا خانم نشد و هیچ کس دیگه نپرسید که چی شد؟! جای دیگه ای بقیه ماجرا رو گفتین که من ندیدم؟! یا شایدم بی دقت خوندمش!

    ۴) 26 دی 89 گفته بودید که:
    راستش دارم فکر می‌کنم که چند ماه دیگه برم ببینمش، بعد از سال‌ها این غرور لعنتی رو بشکنم، در آغوش بگیرمش و تو بغلش یک دل‌ سیر گریه کنم!
    چی شد؟ انجامش دادید؟

    5)فعلا دیگه دلم نمیاد سوالای سخت بپرسم
    (قبلا ها که مداوم میومدم صندلی داغ قسی القلب شده بودم سوال سخت و آسون فرقی نداشت میپرسیدم:) حالا هنوز رو دور نیفتادم:) )

  8. 5 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (یکشنبه 13 شهریور 90)

  9. #615
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 00 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1386-11-26
    محل سکونت
    تهران بزرگ
    نوشته ها
    1,452
    امتیاز
    50,483
    سطح
    100
    Points: 50,483, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First Class50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    1
    تشکرها
    2,842

    تشکرشده 3,286 در 817 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام .

    سوال اول :

    به نظر شما چه کمبودی در عکس زیر وجود دارد ؟ ( این عکس چی کم داره ؟ )






    1 - درخت
    2 - انسان
    3 - برکه
    4 - اتومبیل
    5 - ابر


    سوال دوم :

    من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

    سوال سوم :

    هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند، بازمانده ها را کجا دفن می کنند؟



  10. 7 کاربر از پست مفید lord.hamed تشکرکرده اند .

    lord.hamed (چهارشنبه 09 شهریور 90)

  11. #616
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط del
    سلام
    دیروز کلی براتون نوشته بودم؛ متاسفانه همش پرید و خوب؛ منم یه کم سرم شلوغغغغغغغغغ
    نتونستم دوباره تایپ کنم!
    --------
    سلام،

    چه عالی‌، پس من واقعا خوش شانس هستم.


    --------
    اما حالا
    امیدوارم حالتون خوب باشه و طاعاتتون قبول!
    -----
    - به همچنین.
    --------
    1. اگه بخواید یکی از وسایل توی شهر بازی رو برای سوار شدن انتخاب کنید؛ کدوم رو انتخاب می کنید؟
    ----
    - اگر اسمش درست خاطرم باشه، رنجر، خیلی‌ ترسناک و پر هیجان بود.
    ----
    2. شما روزه هم میگیرید؟
    -------
    بله.
    ----------
    3. نتیجه ی عشق و احساسی که نسبت به ... پیدا کرده بودید؛ چی شد؟ (اگه دوست داشتید میتونید پاسخ بدید.)
    ---
    به جاهای خوبی‌ رسید، منتظرم تا یک مقدار وضعیت من stable تر بشود.
    ------
    4. یه انتقاد از خانوم دل؟
    ---
    دل‌ در تصمیم گیری و استقلال در آن، ضعیف به نظر می‌رسد، به نظرم باید روی این مهارت بیشتر کار کند.
    ---
    5. شخصیت کامران چه جور آدمیه؟
    ---
    کامران فوق‌العاده احساساتی هست،
    ------
    6. بهترین راه ابراز عشق یه زن؛ به همسرش؟
    --------
    مرد‌ها هم مثل زنها، عاطفه دارند و احساساتی هستند، اگرچه این را هیچگاه در ظاهر نشان نمیدهند. به عقیده من، اگر یک زن مهارت‌های ارتباطی‌ و زبانی‌ را به خوبی‌ آموخته باشد، بهترین ابزار‌های ابراز علاقه به یک مرد را در اختیار دارد.
    ------------
    7. از ویژگی های یه مرد جذاب؟
    -----
    قاطعیت و قدرت تصمیم گیری
    --------
    8. تحصیلات چقدر میتونه توی زندگی مشترک تاثیرگذار باشه؟
    -------
    فکر می‌کنم، در یک زندگی‌ مشترک، هم کفو بودن در تحصیلات مهم هست، بیشتر از این نظر که طرفین قدرت درک بهتری از شرایط و نوع نگاه یکدیگر پیدا میکنند.
    -----
    9. به نظرتون؛ چرا بعضی از آقایون؛ حتی بعد از ازدواج وابستگی شون به پدر و مادرشون بیشتر هم میشه؟
    ---
    چون همسرشون انقدر این مهارت را نداشته که آن احساس امنیت، اعتبار سازی و ... را که او از والدینش دریافت می‌کند، در زندگی‌ مشترکشان برای او فراهم کند.
    -------------

    10. چه غذایی رو دوست دارید؟
    --------
    - من همه غذا‌های ایرانی‌ رو دوست دارم، جدیدا هوس قورمه سبزی کردم.
    -----------
    11. و اینکه توی زندگی می خواید به چه مرحله ای برسید؟
    --------
    - دلم میخواد در زندگی‌ به مرحله‌ای برسم، که از خیلی‌ از قید و بند‌ها رها بشم،

    به خصوص دلم می‌خواد، روح بزرگی‌ پیدا کنم که سر شار از بخشندگی باشه.

    -------------
    ممنون و سپاس
    ------
    من هم از سوال‌های قشنگتون ممنونم،
    K

    ----

    نقل قول نوشته اصلی توسط سرافراز
    سلام به آقا كامران
    ----------
    سلام سر افراز،
    ------
    - يك سوال كه هميشه براي من مطرح بوده اينه كه كامران كم پيش مياد زير پستي تشكر بزنه. مثلا خود من زير پستهام شايد يكي دوبار ديده باشم! چرا؟ دليل شما چيه؟ خيلي بايد پست خاص باشه؟
    ----------
    فکر می‌کنم با توجه به آمار شما، با این یکی‌ شده باشه سه‌ پست...البته من مطمعنم بیشتر از اینها بوده!

    راستش اگر تاپیک جشن تولد باشد یا چیزی شبیه به آن، احتمالا تشکر من را زیر خیلی‌ از پست‌ها می‌بینید...

    اما در تاپیک‌های مشاوره، تعداد تشکر‌های زیر یک پست، واقعا در راهنمایی‌ یک فرد تاثیر گذار هست، بنابرین، من در این زمینه سعی‌ می‌کنم دقت کنم. و البته، از پست‌هایی‌ تشکر می‌کنم که هم پاسخ درست و عمیقی داده باشند، و هم اینکه مطلبشان تکرار حرف دوستان قبلی‌ نباشد. در واقع، حرف جدیدی برای گفتن داشته باشند. البته این سیاست شخصی‌ من هست.

    ضمن آنکه، بیشتر اوقات فرصت این رو ندارم که پست‌ها را با دقت بخوانم یا اصلا بخوانم، قاعدتاً، وقتی‌ چیزی را دقیق مطالعه نکرده ام، در اعتبار نسبی‌ بخشیدن به آن برای مراجع ریسک نمیکنم.



    -------

    - لحن شما در پستهاتون خيلي صريح هست. بنظر من شما خيلي جدي هستيد. آيا اشتباه ميكنم؟ در دنياي واقعي اينگونه ايد؟
    ----

    چقدر خوب که چنین فیدبکی از شما گرفتم، راستش خودم تا به حال چنین احساسی‌ نداشتم.

    در دنیای واقعی‌ خیلی‌ جدی به نظر نمیرسم، مگر اینکه جایی‌ احساس کنم واقعا لازم هست جدی برخورد کنم، که البته این به ندرت اتفاق می‌افتد.

    در کلّ شناخت اطرافیانم از من چنین نیست. به جرات می‌تونم بگویم شخصیت خشکی ندارم.

    اما صراحت مساله دیگری هست، من سعی‌ می‌کنم صریح باشم و این صراحت رو دوست دارم.

    ---------

    - زندگي در خارج از كشور چه درسهايي به شما اموخته؟
    --------
    برای من فرصت خیلی‌ خوبی‌ بود برای بزرگ شدن و روی پای خودم ایستادن
    ---------

    - خارج از كشور هم ميشه صدقه داد؟ اونجا صدقه مي ديد يا نه؟
    -----------
    - بله، زنگ میزنید به خونه یا به دوستتون در ایران، میگید عوض من انقدر صدقه بده ... بعدا حساب می‌کنیم.
    البته راه حل‌های دیگری هم دارد، اما این ساده‌ترین هست.

    ---------

    - اگر راه رسيدن به نوك قله انسان كامل 100 پله داشته باشه شما خودتونو روي پله چند مي بينيد؟
    ----------
    من هنوز روی دامنه هستم، فکر می‌کنم ۳۰ یا ۴۰، تخمین خوش بینانه‌ای باشه.
    ---
    - اگر مثل خانم دل يه روز كلي مطلب تايپ كنيد و همش بپره اون لحظه عكس العملتون چيه؟ عصبانيت؟ خونسردي و ريلكسي؟ يا اينكه كلا بي خيال نوشتن مجدد اون پست مي شيد؟
    -------


    - قاعدتاً خوشحال نمی‌شم، کمی‌ کسل میشم و بعد شروع می‌کنم به تایپ دوباره...اما اگر این مساله برای سه بار پیاپی اتفاق بیفته( برای من رخ داده!)،
    واقعا کسل و عصبی میشم، در این صورت نوشتن آن متن را به یک فرصت دیگه موکول می‌کنم که البته ممکنه هیچوقت اتفاق نیفته.

    -----------

    - يكي از اصطلاحات خارجي(ضرب المثل فرنگي) بهمون بگيد كه در كشور ما نيست.
    ---------
    was dich nicht umbringt macht dich stärker

    چیزی که نکشتت، قویترت میکنه!

    ----------

    - چرا تا الان هرچي به آقايون صندلي داغ ميگيم شكلك بذار ميرن از همين آيكون هاي سمت راستي استفاده مي كنن اما خانمها مي رن توي اينترنت سرچ مي كنن و كلي وقت مي ذارن تا شكلكهاي خوشكل پيدا كنن؟ با اينا نتيجه ميگيريم آقايون يك كم تنبل تشريف دارن؟
    ------
    - بله، نتیجه گیری درستی‌ هست،

    خانوم‌ها معمولا، با حوصله تر و خوش سلیقه تر از آقایان هستند. اصولأ توجهشان به جزئیات بیشتر هست.

    -----
    - اگر جواب سوال بالا منفي هست براي هر كدوم از اعضاي همدردي كه دوست داشتيد(سرافرازم قاتي اونا كنين:cool: ) و همچنين خودتون شكلك بذاريد...
    --------
    - همانطور که متوجه شدین، جواب سوال بالا منفی‌ نبود و من ترجیح دادم تنبل بمونم، تا اینکه بگردم دنبال شکلک.
    ------

    متشكرم
    --
    من هم از لطف شما ممنونم.
    K

    ---

  12. 8 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (یکشنبه 13 شهریور 90)

  13. #617
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام :
    می بینم رو صندلی داغ نشستید؟؟؟؟ هورااااااااا..........خوبید ؟خوشید؟

    1:چرا این شعر رو انتخاب کردید؟شما رو یاد چی میندازه؟

    یکی را دوست میدارم ولی افسوس او هرگز نمی داند

    نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم

    ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند

    به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم

    ولی افسوس او گل را به زلف کودکی اویخت تا او را بخنداند

    افسوس...

    2:به نظر شما مگر نمی شود در ایران ادامه تحصیل داد که اکثر جوانان از جمله شما میرن خارج؟
    3:ثانیه ها در گذرند و ما هر روز پیرتر میشویم؟؟؟ موافقی؟
    4:در جایی خوندم هنوز نمی دانم یک سال که به عمرم اضافه می شود خوشحال باشم یا ناراحت.... نظر شما چیه؟
    5:در خارج از ایران رفتارشون با ایرانی ها بسته به اتفاقات بین الملل تغییر می کنه؟تا حالا برخوردی داشتید؟
    6:حاضرید بعد تحصیل به ایران برگردید؟
    7:اگر می تونید در بیانی ابهام آمیز !! برام از سارا بانو بگید و هرچه در این 2 سال هم تالاری بودن- از من فهمیدید؟؟ممنونم..

    موفق باشید..سارا

  14. 5 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (پنجشنبه 10 شهریور 90)

  15. #618
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27
    سلام کامران
    -------
    سلام فرهنگ،
    ------
    کامران ینی چی؟
    ---------
    بهره مند و کامیاب در هر عزم و آرزویی
    --------

    چرا رفتی خارج؟
    --------------
    در برهه‌ای از زندگی‌، فکر می‌کردم تنها راه باقیمانده برای من هست، بعد‌ها فهمیدم، برای من به نوعی فرار از خودم بود.
    -------------

    کی رفتی؟
    ----
    داره چند سالی‌ میشه.
    --------

    کی برمی گردی؟
    ----------
    هروقت که به این نتیجه برسم، تخصص من ذره‌ای به درد مملکتم خواهد خورد.
    ---------

    اسم این خارجی که رفتی چیه؟
    -------

    -------

    دانشجوها چه رفتاری با دختران حجابدار دارن؟
    ---------
    - از نظر آنها حجاب هم نوعی پوشش هست، و عموما مشکلی‌ با آن ندارند، چون احترام به عقیده و سبک زندگی‌ کردن افراد را خوب یاد گرفته اند.
    -----------

    کار هم می کنی؟
    ------
    - کار هم می‌کنم.
    -----

    چه نوشته هات با فونت بزرگه؟
    -----
    - فونتی‌ که من اینجا انتخاب می‌کنم، عنوان متوسط رو داره. فکر می‌کنم فونت شما کوچک هست.
    -----


  16. 7 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (پنجشنبه 10 شهریور 90)

  17. #619
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط hamed65
    سلام،

    فکر نکنید من حواسم به صندلی داغ نیست. به خصوص حالا که کامران روشه! :)
    --
    سلام حامد جان،
    ---

    1- چه نظری راجع به ایرانی های خارج از کشور داری. هم اونهایی که اخیراً اونجا رفتند و هم اونهایی که چندین سال هست که اونجا هستند و از خیلی لحاظ تغییر کردند. آیا تونستی با اونها کنار بیایی؟ اخلاق و فرهنگ اونها رو بیشتر می پسندی یا اخلاق و فرهنگ ایرانی های داخل رو؟
    -----------
    راستش هیچکدام رو!

    دوست ندارم سیاه نمایی‌ کنم،

    اما متأسفانه، اکثر ما ایرانی‌‌ها چه در داخل، چه در خارج، همیشه یک سری صفت‌های منفی‌ را یدک کشیدیم، که بیشتر ریشه در فرهنگ ما دارد. برای نمونه، خیلی‌ اهل افراط و تفریط هستیم یا دوست نداریم پیشرفت یکدیگر را ببینیم.

    همین صفت‌های منفی‌، باعث شده، برای مثال خیلی‌ از آنهائی که اخیرا می‌آیند خیلی‌ زود ریشه‌های فرهنگی‌ خودشون رو گم یا حتی انکار کنند.

    قاعدتاً، ایرانی‌‌هایی‌ را که چندین سال اینجا هستند بیشتر می‌پسندم، چون از نظر شخصیتی بسیار با ثبات تر هستند، بگذریم، که از نظر عقیدتی‌ با خیلی‌ هایشان، حداقل من، نقطه اشتراکی ندارم.

    ------------

    2- چرا یک عده از ایرانی های خارج از کشور ظاهرشون رو شبیه غربی ها می کنند؟
    ---------
    فکر می‌کنم چون اعتماد به نفس دفاع و افتخار به فرهنگ و کشورشون رو ندارند.
    من معتقدم، کشور ما، در هر وضعیتی که هست، چه خوب، چه بد، متعلق به خود ما هست، نتیجه عملکرد نسل دیروز و امروز خود ما هست.

    گاهی‌ اوقات، خودمان را با هندی‌ها مقایسه می‌کنم، فرهنگ ما، کشور ما، مردم ما، به عقیده من خیلی‌ بهتر و پیشرفته تر از آنها هستند.

    اما اگر دقت کنی‌، خیلی‌ خوب توانسته اند، در همین جامعه خارجی‌، فرهنگشان را تبلیغ کنند، از فرهنگشان دفاع کنند و از آن خجالت نکشند.

    یک مثال ساده، در فرهنگ هندی‌ها غذا خوردن با دست خیلی‌ مرسوم هست. حتی در تبلیغ یا فروش غذا هایشان، وقتی‌ از آنها بپرسی‌ این غذا چطور سرو میشود یا چطور باید آن را خورد، به تو می‌گویند با دست!
    برای خارجی‌‌ها هم اصلا زشت به نظر نمیرسد، بلکه آن را به عنوان یک سبک زندگی‌ قابل احترام در نظر میگیرند.

    حالا فرض کن، ما چنین چیزی در فرهنگمان داشتیم...ظرف دو هفته اول کارد و چنگال دست میگرفتیم، و کلا کتمان میکردیم که مردم ما مثلا در ایران اینطوری غذا میخورند.

    ------------

    3- فرض بگیریم تو در یک مکان عمومی هستی. 2-3 تا ایرانی میان و کنارت می نشینند و شروع به صحبت کردن می کنند. آیا تو بهشون می گی که تو هم ایرانی هستی؟ آیا اصلاً دلیلی داره که بهشون بگی؟
    --------


    راستش این برام چند بار اتفاق افتاده، به خصوص در وسایل نقلیه عمومی‌...

    در کلّ فکر می‌کنم، در هر کشوری که باشی‌، باید فرق قائل بشی‌ بین حریم خانه و محیط بیرون.

    بعضی‌‌ها فکر میکنند، تنها زبان خودشان فارسی هست و هیچکس این زبان را به جز خودشان بلد نیست.

    من دوست ندارم وارد حریم شخصی‌ کسی‌ بشوم، از طرفی‌ هم دوست ندارم برای کسی‌ احساس نا امنی‌ ایجاد کنم.

    به همین دلیل، اگر متوجه بشم مدتی‌ که با آنها در ارتباط خواهم بود، خیلی‌ کوتاه هست، چیزی نمی‌گویم...

    اما اگر احساس کنم، طولانی‌ خواهد بود یا بلند بلند، در حال صحبت درباره مسائلی‌ باشند، که کاملا شخصی‌ هستند و دلشان نمی‌خواهد کسی‌ بداند، یادم می‌افتد که حالی‌ از دوستان ایرانیم بپرسم، تماس میگیرم و گاهی‌ اوقات مجبورا بلند بلند فارسی صحبت می‌کنم...

    قاعدتاً، متوجه میشوند که فقط خودشان فارسی زبان نیستند و مراعات میکنند.

    ------

    4- می توانی تصور کنی که با یک دختر خارجی ازدواج کنی؟
    -------
    - راستش، این سوال سختی هست، به دو دلیل،

    ابتدا اینکه، من عقایدم برام خیلی‌ مهم هستند و دوست ندارم اگر در آینده فرزندی داشته باشم، به هیچ چیز معتقد نباشد، یا دچار یک سر درگمی اعتقادی و فرهنگی‌ باشد.

    دوم اینکه، به روابط پیش از ازدواج حساسم.

    اما در کلّ و با همه این اوصاف میتوانم بگویم، ازدواج با یک دختر خارجی‌ برام قابل تصور هست، اگرچه ترجیحم این نیست.

    ---------

    5- اگر بفهمی دخترت مشروب می خوره، یا دیسکو میره یا با دوست پسرش رابطه داره، چه عکس العملی نشون میدی؟
    -----
    - بستگی داره.

    وظیفه من به عنوان پدر، این هست که فرزندم رو به درستی‌ تربیت کنم و راهی‌ را که فکر می‌کنم درست هست به او نشان بدهم.

    در واقع ابزار را به او بدهم که درست را از نا درست تشخیص بدهد، و در این زمینه همه تلاشم را خواهم کرد.

    اما او هم قاعدتاً یک انسان هست و حق انتخاب دارد، اگر با همه آن تربیت و ابزاری که سعی‌ کرده‌ام برای او فراهم بیاورم، به انتخاب چنین سبک زندگی‌ رسیده است، این انتخاب او هست، و من مشکلی‌ با او نخواهم داشت. در واقع در در مورد خودم هم چنین روال تربیتی طی‌ شده و من آن را می‌پسندم.

    البته این موضوع قاعدتاً برای پس از زمانی‌ هست که او به استقلال رسیده باشد و در خانه من زندگی‌ نکند. اگر پیش از آن باشد، مطمئناً، منفعل عمل نخواهم کرد.
    و البته همیشه سعی‌ می‌کنم، ارتباط خیلی‌ قوی و دوستانه‌ای با او داشته باشم، که هیچگاه در چنین شوکی قرار نگیرم.


    ---------

    6- اگر فقط یک روز تو ایران باشی، چی کار می کنی؟
    ---------
    - فکر می‌کنم، با دوستان صمیمیم برم بیرون، و البته، صبحانه، ناهار، عصرانه و شام را جاهای مختلفی‌(با خانواده) دعوت خواهم بود.
    ---------


    7- هر چند وقت یکبار به ایران سفر می کنی؟
    --------
    شاید سالی‌ یک بار فرصت کنم.
    ---

    8- حالا جدا از تشکر که خانم سرافراز گفت، کلاً کم پست می زنی. ولی وقتی پست می زنی واقعاً عالی می نویسی! ظاهراً تاپیک ها رو زیر نظر داری و همیشه به موقع یک پست مناسب می زنی. برنامه ی خاصی داری؟ :)
    ---------
    شما واقعا به من لطف دارید،

    راستش برنامه خاصی‌ را دنبال نمیکنم،

    من فرصتم خیلی‌ محدود هست، به همین دلیل خیلی‌ کم پست میزنم.

    در واقع، با توجه با زمان محدودم، انگیزه زیادی برای پست زدن ندارم، مگر اینکه حس کنم، مراجعی‌ پاسخ‌های کافی‌ یا در خور نگرفته است، یا یک شرایط بحرانی دارد و پاسخ من میتواند به او کمک کند.


    -----------

    9- نوشتی که ایراد همدردی کمبود پاسخ های کارشناسی هست. ولی به نظرت کاری هم میشه کرد؟ مثلاً مدیر همدردی بخواد به یک کارشناس پول بده که روزی 1 ساعت اینجا پاسخ بنویسه، کارشناس هم ساعتی بیست هزار تومان بگیرد، هزینه اش می شه ماهی 600 هزار تومان. این پول باید از کجا بیاید؟
    -----------
    از من خواستند ایراد بگیرم، من هم ایراد گرفتم، اگر خواسته بودند راه حل آن را هم ارائه بدهم، عمرا ایرادی نمی‌گرفتم!

    عموما ما ایرانی‌‌ها در ایراد گرفتن خوب هستیم و در راه حل ارائه دادن بد...

    جدا از این، اگر دقت کنی‌، من اشاره کردم، مراجعین همدردی اکثرا خانم‌ها هستند، و خانم‌ها بیشتر دنبال درد دل‌ کردن هستند تا راه حل کاربردی.

    البته این نظر شخصی‌ من هست که میتواند درست نباشد،

    با توجه به این موضوع، برای شخص من در چنین شرایطی، تاپیک‌های همدردی چیز زیادی برای یاد گرفتن نخواهد داشت، چون اکثرا تبدیل شده اند به جایی‌ برای درد دل‌ کردن خانم‌ها.

    ------------

    10- چه نظری در رابطه با انجمن آزاد داری؟
    البته من به شخصه فکر می کنم که مدیریت جایی که افراد با نظرهای مختلف بخواهند آزادانه صحبت کنند، خیلی سخته! مثلاً فکر کن 500 نفر عضو انجمن آزاد باشند. همه بحث ها به چالش کشیده می شه، آخرش هم به نتیجه نخواهد رسید. کافیه بری یک سری تو تالارهای دیگه بزنی.
    احساس می کنم هزینه ی انجمن آزاد از قصد اینقدر بالا در نظر گرفته شده، تا تعداد افرادی که عضو می شوند، خیلی کم باشه.
    ----------
    با این حرفت موافقم،

    اصولأ اینجا یک تالار مشاوره هست و برای بحث‌های چالشی تالار‌های زیاد دیگری هم در دسترس.

    اما، فکر نمیکنم تاپیک‌هایی‌ که اینجا باز میشن هم تا این حد، چالشی باشند که بخواهند به آن حد از چالش کشیده بشوند.

    در واقع، اینکه این تالار همدردی، به سمت چنین بحث‌هایی‌ برود یا نرود، به انتخاب من نیست و بنا بر تصمیم مدیر همدردی هست. و البته، واقعا بعضی‌ از بحث ها، برای برخی‌ از مراجعین که در شرایط بحرانی هستند، میتواند خطرناک باشد.

    اما در شرایط حاضر، فکر می‌کنم وجود انجمنی به عنوان انجمن آزاد هم، بی‌ معنا هست.

    هزینه عضویت در این انجمن به قدری بالاست که کسی‌ حاضر به پرداخت آن نیست، از طرف دیگر تعداد افرادی که در آن عضو هستند هم بیشتر از ۱-۲ نفر نیست،

    قاعدتاً انگیزه‌ای برای عضویت در آن به وجود نمی‌‌آید، چون کسی‌ به انجمن آزاد دسترسی ندارد که بحثی‌ بخواهد باشد. بحث ۱-۲ نفره که خیلی‌ بی‌ معنا خواهد بود. به نظر من، ایجاد انجمن آزاد، یک سیاست هوشمندانه، برای حذف بی‌ درد سر تاپیک‌های بحث بر انگیز از همدردی بود، در واقع نوعی سطل زباله برای آنها!

    و معتقدم، آزاد کردن دسترسی‌ به آن، برای اعضایی که در همدردی حق عضویت عادی پرداخت میکنند، منطقی‌ تر هست، چون آنها جز این دسته از مراجعینی قرار نمیگیرند که از چنین تاپیک‌هایی‌ ضربه بخورند، ضمن اینکه، دسترسی‌ به چنین تالاری انگیزه افراد را برای پرداخت حق عضویت افزایش خواهد داد.

    البته نباید از محدودیت‌ها و خط قرمز‌های قانونی‌ کشور هم چشمپوشی کرد، انجمن آزاد باید در همان چهارچوب باقی‌ بماند تا مشکلی پیش نیاید.

    -----------

    10- راستی عاشق شدی؟ این شعری که تو امضات گذاشتی جریانش چیه؟
    --------
    عشق واژه عمیقی هست و شایسته نیست که روی هر احساسی‌ چنین نامی‌ گذشت.
    اما پاسخ به سٔوالت مثبت هست.

    شعری که در امضام هست، اولین امضای من در همدردی بود. توضیحاتش بماند برای خلوت خودم.


    --------

    11- اولین باری که عاشق شدی چند سالت بود؟
    ---------
    اگر منظورت از عشق، همان عشقی‌ هست که اکثرا از آن سخن می‌گویند، باید بگویم، فکر می‌کنم ۱۷ یا ۱۸ سالم بود. از همین عشق‌های در یک نگاه که برای خیلی‌ از ما اتفاق افتاده، قاعدتاً ندیده گرفتمش.
    --------

    12- تا کی همدردی می مونی؟
    ------
    برای این سوال واقعا جواب خاصی‌ ندارم.
    -

    13- تو این مدت که اینجا بودی اعضای زیادی اومدند و رفتند. از رفتن کدوم عضو ناراحت شدی؟
    از اومدن کدوم عضو جدید یا قدیمی خوشحال شدی؟
    ---------
    به نظرم یکی‌ از اعضا بسیار با ارزش اینجا، دوست خوبمون غزاله(gh.sana) بود، پس از ازدوجشان از همدردی کوچ کردند.

    البته هنوز سر میزنند اما خیلی‌ کمتر...

    من همه جدیدی‌ها را دوست دارم، به خصوص اینکه اکثرا در رنج سنی خودمان هستند و بسیار با روحیه و شاداب.



    --------

    14- پست های کدوم عضو رو بیشتر از بقیه می خوانی؟
    -----------
    - پست‌های مدیر همدردی اکثرا برایم نکات جدید و قابل توجه دارند،به خصوص اینکه عموما از دیدگاه کاملا علمی‌ و روانشناسی به مشکل مراجع نگاه میکنند.

    پست‌های انی‌ عزیز و فرشته مهربان را هم اگر در تاپیکی ببینم، حتما می‌خوانم، چون اکثرا برای من نکات مثبتی داشته اند و دارند.

    -----

    15- بچه که بودی، ازت می پرسیدند مادرت رو بیشتر دوست داری یا پدرت رو؟ چی جواب می دادی؟
    ---------
    من از بچگی‌ زرنگ بودم، همیشه می‌گفتم جفتشون،

    اما به نظرم این یکی‌ از مسخره‌ترین و بی‌ منطق‌ترین سوال‌هایی‌ هست که ما ایرانی‌‌ها از بچه هامون میپرسیم،

    و کودک خردسال خود را از همان بچگی‌ به چالش و تعارض دعوت می‌کنیم، یک تعارض عاطفی بی‌ حاصل برای انتخاب بین دو فردی که عمیقا دوست دارد.

    -----------

    باز هم میام!
    موفق باشی‌،

    کامران


  18. 12 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (پنجشنبه 10 شهریور 90)

  19. #620
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    ضمن تشکر از تمامی دوستانی که در هرچه داغ تر شدن صندلی جناب کامران تلاش کردندبه حضورتان اعلام می کنم که نوبت ایشان به پایان رسیده وازدوستان خواهشمندم سوالی نپرسندتا آقای کامران هم دراسرع وقت به سوالات باقی مانده پاسخ دهند.

  20. 5 کاربر از پست مفید داملا تشکرکرده اند .

    داملا (یکشنبه 13 شهریور 90)


 
صفحه 62 از 73 نخستنخست ... 12223242525354555657585960616263646566676869707172 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.