من دوست دارم مخاطبم همه دوستان باشن امیدوارم تجربه تلخ زندگی من درسی باشه برای همه
من سه سال پیش با شوهر سابقم اتفاقی آشنا شدم بااینکه میدونستم از لحاظ فرهنگی اجتماعی حتی بادو زبان متفاوت بودیم ولی بهش دل بستم وقتی به خواستگاری آمد همه ی خانوادم صددرصد مخالف بودن ولی برای من دیر شده بود چون احساس میکردم بدون او نمیتوانم زندگی کنم فقط دوسال طول کشید راضی شن وقتی تحقیق کردن فهمیدن معتاده قبول نکردم کور شده بودم ...
حالا من موندم بایه بچه یه ساله با یه دنیا پشیمونی ای کاش به حرف خانوادم گوش میکردم ولی افسوس دیگه خیلی دیره چون زندگیمو باختم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)