اخه چرا جواب نميديد
امشب سعي كردم خيلي عادي باشم رفتم غذا سرراهم گرفتم تو ظرفي كه دوست داره غذارو كشيدم بعد سر افطار من هميشه تا اخر اذان صبر ميكنم ديدم اصلا" محل نذاشت غذاش تموم كرد بلند شد ميز جمع كرد رفت خونه مامانش طبق معمول تا ساعت 10 بعد اومد رفت پاي pc بعدم در اتاق بست خوابيد يه جوري رفتار مي كنه انگار من رفتم خواستگاريش و لطف كرده من گرفته
جديدا" ميره خونه مامانش خيلي عصبي ميشم همش حس مي كنم دارن نسبت به من بدبينش مي كنن حالا شايدم اشتباه فكر كنم ولي وقتي واسه اونا خصوصا" خواهرش كاري ميكنه انگار بهم فحش دادن وقتي ميبينم بهش sms ميدن يا زنگ ميزنن اينقدر عصبي ميشم خيلي ازين حالتام بدم مياد قبلا" خودمم تشويقش مي كردم ولي الان شدم يه ادم كينه اي عقده اي . همشم بهش شك دارم امشب زده بود به سرم برم ببينم تو گاوصندوقش چيه ولي جلو خودم خيلي نگه داشتم فكر ميكنم داره كاري ميكنه با كسيه به خدا من اصلا" اينجوريي نبودم چم شده نمي دونم بچه ها چرا يروز كاملا" بهش بيتفاوت ميشم يروز شكاك صبح ازش متنفر ميشم شب دوستش دارم يه لحظه ميخوام جدا شم يه لحظه مي خوام بمونم نكنه مريض شدم ديوونه شدم ؟؟؟ ميترسم همش مطمينم اگه از كس ديگه اي خوشم بياد جايگزينش ميكنم همش مراقبم يه وقت سر كار با كسي صميمي نشم همش خودم دارم كنترل ميكنم هر پسريو ميبينم حس ميكنم چه قدر ميتون بهم احساس خوبي بده ميترسم واقعا" ميترسم تورو خدا كمكم كنيد اينا يعني چي ؟؟؟؟؟ بخدا من ادمي نيستم كه بخوام اهل اين كارا باشم همشم سعي ميكنم معتقد تر از قبل باشم ولي امسال ماه رمضان هيچ حالي نكردم انگار نه انگار روزم بزور قران گوش ميدم يعني خودم مجبور ميكنم من چم شده چي كار كنم
واي ي ي ي ي ي ي ي ي اوضاع پيچيده اي شده كاش يكي بود راه همه مسايلم مي گفت عجب انتخاب اشتباهي كردم
تورو خدا اينقدر دير جواب نديد








علاقه مندی ها (Bookmarks)