به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 92 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    2,376
    سطح
    29
    Points: 2,376, Level: 29
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از آقای sci و بقیه آقایون سوال دارم

    برادر گرامی آقای Sci حقیقتا لذت بردم. واقعا لطف کردین و وقت گذاشتین برای پاسخ دهی .چند نکته رو بگم....
    دوستم یک سال از من بزرگتر بود(مجرد) و من میدونستم با پسری هم رابطه داشته (سکس)و دوستی شون قطع شده و خواهر کوچکتری داره که ازدواج کرده و دو تا بچه هم داره ،بعدا فکر کردم واقعا شاید قصدش به هم زدن زندگی ما وگرفتن شوهرم باشه چیزی که بعد ها هزار بار از دهن شوهرم هم شنیدم. نه هوس باز نیست. همدیگه رو هم خیلی خیلی دوست داریم. اون زمان که این مساله پیش اومد ما خیلی بحث داشتیم منم به شدت تنها بودم و اگر میتونستم شاید منم میرفتم یه جا خودم رو خالی میکردم کاری که همسرم میخواست بکنه و با دوستم دردل کنه.اانقدر اون جریان برامون سنگین بود که دیشب که اومدم اینجا درموردش نوشتم وقتی خوابیدم خواب دیدم دوستم اومده با شوهرم میخنده و میگن ما هنوز با همیم!!....اما تلنگر خوبی برامون بود و همسرم فهمید به هر کسی اعتماد نکنه
    حقیقتش وقتی همسرم به اون دخترا مشاوره میداد من شاغل بودم....حقیقتا و به جرات میگم به هیچی نمیرسیدم نه خونه نه زندگی نه همسر و حتی روزای تعطیل هم سرکار بودم.همسرهم هیچ اعتراضی نداشت اما خودم بعد دوسال اومدم بیرون.
    امسال اما اوضاعمون خوب شده.مهربونیم با هم. چند وقته داره میگه اگه تو نبودی من میمردم.خیلی خیلی فشار کاری شدید روشه. خیلی زیاد - کارش هم همش با کامپیوتر و اینترنته و این باعث میشه خیلی شبا من تنها بخوابم و اون بیدار باشه
    اما من واقعا به سرو وضع خودم میرسم.واقعا.و واقعا بهش توجه میکنم.که گاهی فکر میکنم بسه انقدر هم نباید باشه. چون سمت های بالای مدیریتی داره مدام میگم مثلا تو انقدر توانا بودی به اینجا رسیدی وگرنه داداشت یه کارمند معمولیه هنوز.ازش کلی تعریف میکنم. هر وقت بهش میگم که تو تکیه گاه زندگیمونی و یا بهت افتخار میکنم هم خوشحال میشه .اینا بوده اما حالا بیشتر شده -منظورم اینه که فکر کنم اعتبار سازی میکنم
    -فکر کنم مشکل کار من همون شنونده بودنه که نیستم. مثلا میریم نمایشگاه به من میگه هرچی میخوای بخر با هر چقدر پول.اما اگه خودش بخواد یه کتاب یا سی دی برای خودش بخره که به نظرم ضرورت نداره من مقاومت میکنم که مثلا به دردت نمیخوره .....که یه بار برگشت گفت دوست دارم بخرمش خوب....من لحن حرف زدنم مشکل داره.مثلا میخواستیم افطار بریم بیرون ساعت 7 اومد و شدید خسته بود گفت من استراحت کنم یه ربع بعد بریم بیرون گفتم آخه دیر شده ....و همین باعث دعوا شد که چرا تو میگی دیر شده...من دوست داشتم بگه نه عزیزم دیر نشده میریم حالا ببخشید من دیر اومدم ....اما دعوا شد که تو چرا میگی دیر شده.منم گفتم چون میخواستم استراحت کنی و میدونم خیلی خسته ای گفتم کاش زودتر میمدی بیشتر استراحت میکردی بعد میرفتیم در حالی که واقعا دوست داشتم اون حرف رو بزنه اما نشد....من بد صحبت میکنم
    به فکر مادر شدن هستم-همسرم خیلی دوست داره بابا شه-مخصوصا از وقتی برادرش بچه دار شده .اما گاهی فکر میکنم نکنه این بی اعتمادی من به بچه آسیب برسونه یا دعواهامون .اون بچه چه گناهی کرده. مدام من عقب میندازم
    -دیشب بهم برگشت گفت نیاز به یه همکار دارم یه خانمی رزومه برام فرستاده که فلانی هست و آشنا هست از نظر تو مشکلی نداره؟من گفتم نه اگه روابط در حد همکار باشه نه!!!و این دوباره باعث بحثمون شد .گفت منظورت چیه...گفتم یعنی پس فردا خانم به مشکل نخوره شما دلت بسوزه بخوای بهش مشاوره بدی اونم بهت علاقمند بشه!!!آقا اینو نگفتم....کلی به همر یخت.شما دخترا چی فکر میکنید. من تو همین یکی مونم.من قبلا مشاوره میدادم فکر میکردم چیزی بلدم اما بعدا فهمیدم چقدر بزای زندگیم بد بوده. دیگه این کارو نمیکنم. نباید تو این طوری حرف بزنی- این طور حرف زدنت من رو اذیت میکنه و اینا-----اگه میشه درمورد همین لحن حرف زدنم راهنمایی ام کنید

  2. 3 کاربر از پست مفید baran-tanha تشکرکرده اند .

    baran-tanha (یکشنبه 06 شهریور 90)

  3. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: از آقای sci و بقیه آقایون سوال دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط baran-tanha

    -دیشب بهم برگشت گفت نیاز به یه همکار دارم یه خانمی رزومه برام فرستاده که فلانی هست و آشنا هست از نظر تو مشکلی نداره؟من گفتم نه اگه روابط در حد همکار باشه نه!!!و این دوباره باعث بحثمون شد .گفت منظورت چیه...گفتم یعنی پس فردا خانم به مشکل نخوره شما دلت بسوزه بخوای بهش مشاوره بدی اونم بهت علاقمند بشه!!!آقا اینو نگفتم....کلی به همر یخت.شما دخترا چی فکر میکنید. من تو همین یکی مونم.من قبلا مشاوره میدادم فکر میکردم چیزی بلدم اما بعدا فهمیدم چقدر بزای زندگیم بد بوده. دیگه این کارو نمیکنم. نباید تو این طوری حرف بزنی- این طور حرف زدنت من رو اذیت میکنه و اینا-----اگه میشه درمورد همین لحن حرف زدنم راهنمایی ام کنید

    باران جان

    به موارد رنگی شده توجه کن و یک بار خودت رو جای همسرت بگذار و اینها را بشنو .......

    اینها همان بی اعتبار سازی هست .

    در تکمیل سخنان به جا و حرفه ای جناب sci باید بگم ، ریشه بی اعتبار سازی در بی اعتمادی و باور نداشتن است . حالا چه این عدم اعتماد و باور نداشتن نسبت به خودمون باشه چه نسبت به دیگری .

    وقتی نسبت به خودت باشه ، باعث ضعف اعتماد به نفس و له شدن عزت نفس هست . و نسبت به دیگری هم ، زمینه تو دل خالی کردن ها ، القاء ناتوانی ، حتی پرخاش و توهین ، و شک و تردید ، کنترل گری ، و بی اعتبار سازی ، را فراهم می کند ، که لطمه شدید به عزت نفس اوست .

    پس به شوهرت اعتماد داشته باش و عزت نفسش را حفظ و حتی تقویت کن . تاییدات به جا این مهم را انجام می دهد

    حالا دقت کن به الگوی رفتاری زیر در رابطه با همین مکالمه شما با همسرت . که به جای آن پاسخ شما یک پاسخ مناسب تر ارائه شده .

    شوهر : نیاز به یه همکار دارم یه خانمی رزومه برام فرستاده که فلانی هست و آشنا هست از نظر تو مشکلی نداره؟

    زن : نه ، از نظر من که مشکلی نداره ، شما یک همکار نیاز داری و کسانی هم داوطلب می شوند ، من مطمئنم تو یک فرد مناسب و توانمند برای این کار را انتخاب می کنی . تو مدیری لایق ، محکم و قوی و بسیار توانمند هستی .... عزیزم با جون دلم بهت افتخار می کنم .

    و شاید باران عزیزم تو ندانی که همین کلمات تایید کننده و اعتبار ساز به قول جناب sci چه معجزه ای می کند در قوت بخشیدن به فرد در مقابل هر وسوسه ای .

    یادت باشد همانطور که مشهور است که پشت مردان موفق و قوی همیشه یک زن هست ( یک زن رشد دهنده ) من میگویم پشت مردان ذلیل و ضعیف و شکست خورده ( در هر زمینه ای ) هم یک زن نهفته است . که اغلب خود نمی دانند عامل تبدیل یک مرد به چنین وضعیتی هستند و خود را مظلوم و حق پایمال شده می بینند .


    به تاپیک زیر در این رابطه هم سری بزن ، خالی از لطف نیست :

    با "زن " تا کجا ؟؟؟؟؟!!!



    .

  4. 12 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (یکشنبه 06 شهریور 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.