جا نا به حا جتی که تو را هست با خدا
کاخر دمی بپرس که ما را چه حا جت است
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
جا نا به حا جتی که تو را هست با خدا
کاخر دمی بپرس که ما را چه حا جت است
محمدابراهیمی (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش
که نیستی است سرنجام هر تکامل که هست
پاییزان (یکشنبه 06 شهریور 90)
تشکرشده 270 در 103 پست
دانی که چرا خدا تو را داده دو دست
من معتقدم که اندر آن سری است
با یک دست به کار خویش پردازی
با دست دگر ز دیگران گیری دست
mohsenn (چهارشنبه 09 شهریور 90)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
حافظ! منشین بی مِی و معشوق زمانی *** کایّــام گل و یاســمــن و عید صیام است
hamed65 (چهارشنبه 09 شهریور 90)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که دراین باغ بسی چون تو شکفت
گل بخندید که از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
بر من قلم قضا چو بی من رانند *** پس نیک و بدش ز من چرا میدانند؟
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو *** فردا به چه حجتم به داور خوانند؟
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
جا نا به حاجتی که تو را هست با خدا
کاخردمی بپرس که ما را چه حاجت است
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
مکن خیره بر زیردستان ستم ... که دستی است بالای دست تو هم
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
اخر ا لامر گل کو زه گران خواهی شد
حا لیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
راهی بزن که اهی بر سا ز ان توان زد
شعری بخوان که با ان ر طل گران توان زد
محمدابراهیمی (دوشنبه 14 شهریور 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)