به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 12 مهر 92 [ 20:22]
    تاریخ عضویت
    1390-4-28
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    2,376
    سطح
    29
    Points: 2,376, Level: 29
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 63 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تجربیات من از سرگذشت آقای SCI در جهت حل مشکل بدبینی خودم

    آقای SCI عزیز واقعا سپاسگذارم و ممنونم بابت جواب های خوبتون.
    -چرا محبت کافی نیست؟منظور من محبت و آرامش توزندگی بدون دعواست. پس چه چیزایی میتونه خوب وکافی باشه؟
    - پاسخ سوالاتون:
    4 ساله ازدواج کردیم- من لیسانس و همسرم فوق لبسانس -29 سالمه-
    بدبینی من از وقتی شروع شد که چند بار رو موبایل همسرم دیدم که به دخترای مختلف مشاوره میده و اونا براش اظهار دلتنگی و علاقه میکنن و دوسش دارن. اما هر بار خودش میگفت اونا بهش علاقه دارن اما همسر من هیچ علاقه ای بهشون نداره و صرفا بهشون مشاوره میده تا بتونن مشکلاشون رو حل کنن. پیش مشاور که رفتیم بهش گفته بود اینا برای من مثل آشغال میمونن که صرفا کمکشون میکنم. قول داد دیگه تکرار نکنه دیگه منم چیزی ندیدم رو گوشیش یا پاک میکنه یا دیگه این کارو نمیکنه.نمیدونم.
    سر این مسایل خیلی جرو بحث و دعوا داشتیم من یه بار با دوستم درد دل کردم ،نمیدونم همسرم چه طوری فهمیده بود،که با دوستم بیرون قرار میذارن وهمدیگه رو میبینن بدون اینکه به من بگه،بعدش دوستم اومد برای من این طور تعریف کرد که آره شوهرت میخواست با من باشه من قبول نکردم،منو صیغه کنه واین حرفا...من جمع کردم رفتم خونه بابام برای طلاق و اینا که شوهرم قسم وآیه که " نه حرفاش دروغه من فکر کردم میخواد زندگی ما رو درست کنه من بهش حرف زدم بیاد بین ما روبگیره اوضاعمون درست شه وبهش اعتماد کردم و این حرفارو به دوستت گفتم ،گفتم میشه باشه تاباهاش دردل هاموبگم که اومده به تواین طوری گفته.... "بگذریم سراین مساله من داغون شدم و الان حدود 9 ماه میگذره ومن تونستم خودمو زندگیم و جمع وجور کنم. نمیخوام اون مساله رو باز کنم وازم نپرسین ازش.اما اینا همه باعث بدبینی من شدن
    شبا تا دیروقت پای کامپیوتره واینترنته-مسیج میزنه واگه بپرسم چی کار میکنه سخت ناراحت میشه
    -مدام اظهار علاقه ومحبت میکنه بهم به هر طریقی-هرچی بخوام میخره مدام میگه دوسم داره و رفتارش کاملا مهربون و عالیه
    -آره شدیدا فیلتر میکنم
    -وقتن تنهام شدیدا به کاراش فکرم کنم به گذشته بر میگردم به رفتار دوستم به اینکه کی راست گفت کی دروغ ،دوستم راست گفتیا همسرم -میترسم تنهاش بذارم-نکنه با کسی باشه -کسی رو بیاره خونه -یا مسافرت تنهایی برم
    زیاد میخوابم-زیاد!
    آره همش فکر خیانت رو دارم
    هورمونی نه فکر کنم به هم ریختم
    و عاشق سکس هستم اما همسرم مدتی سرد بود دوباره خوب شده-یعنی وقتی در صلح باشیم خوبه -بد یعنی یه بار در ماه و خوب بعنی هفته ای یه بار
    ----واقعا مرسی از وقتی که میذارید

  2. 4 کاربر از پست مفید baran-tanha تشکرکرده اند .

    baran-tanha (یکشنبه 06 شهریور 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.