عزیزم اون مکالمه ای که توضیح دادی کاملا اشتباه بود و شما خودت حرف تو دهنش گذاشتی که حتی اگر بیای جلوی در و ال کنی و بل کنی ... و گفتی ازت شکایت می کنم، شما درواقع اینها رو بهش تلقین کردی و قضیه را بدتر کردی، چرا شکایت و ... را پیش کشیدی؟ خیلی ریلکس بگو من نمی خوام این رابطه را ادامه بدم فقط همین، با احساسات تو هم بازی نکردم چون از اول میدونستی و میدونستم که متاهلی، ضمنا فکر کنم شما خودت هم بدت نیومده که این عاشق انقدر سینه چاک بوده که دیوونه بازی درآورده و حاضر نبوده مثلا شما را از دست بده، عزیز جان فیلم چهارشنبه سوری را ببین! این رفتارها خیلی تکراری و کلیشه ای هست!!!!! داره فیلم بازی می کنه فقط همین، ضمنا بچه دبیرستانی هم نیست که فقط با فکر شما و عشق شما زندگی کنه! ادامه این رابطه عواقب سوئی داره، روزی میاد که این بار میگه اگر نذاری دستت را بگیرم آبرو ریزی می کنم ، روزی میاد که میگه اگر نذاری ببوسمت پس تو منو دوست نداری... روزی میاد که میگه ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)