سلام:
یه مثال :
دوتا لیوان را در نظر بگیریم:
(لیوان اول: فردی که ازدواج نکرده وروابطی ازاد ونامشروع با جنس متفاوت دارد . با توجه و محبت های گونا گونی که در یا فت می کند ظرف وجودش تا به لب پراست و سریز می کند انگیزه و نیازی برای ازدواج و پذیرفتن مسئولیتهای ان ندارد و چون تامین است به بهانه ها ی مختلف ان را به تعویق می اندازد.حال که شور و هیجان وجوانی او رو به افول است تصمیم به ازدواج می گیرد.دیگر فضای خالیی وجود نداردجاذبه ای نیست .فقط از سر اجبارو... چون با انواع عشقها و افراد روبرو گشته منحصر شدن به یک فرد را محدودیت می داند و چون به حرام دل بسته حلال برایش جاذبه ای ندارد چون عادت کرده نمی تواند با محبت یک نفر اشباع شود وارضاءنمی شود. به نظر شما این لیوان که تا به لب پراست جایی برای این دریافت دارد؟ ایا این سررفتگی را می تواند با از دواج محدود کند؟ایا این هرز رفتگی را می شود در کنترل دراورد؟که اگر اینگونه باشد پیشگیری خیلی اسان تر و کم هزینه تر است.
وامالیوان دوم: فردی که ازدواج نکرده و کنترل گری خوبی نسبت به نیازها وامیال خود و راههای تعدیل ان دارد(نمازوعبادت – ورزش-کار-تفریح سالم- محبت به خانه و خانواده خصوصا والدین) با کمترین امکانات و اولین فرصت (بدون بهانه خانه و ماشین و...)به این امر مقدس و حلا ل می پردازد
لیوان وجود او خالی با کلی گنجایش برای دریافت.همسر او هرچه محبت به او نثار کند جا دارد و می پذیردچون فضا دارد حلال برایش دلچسب وشیرین است .چون ظرف وجودش از حرام اشباع و ارضاءنگشته محبت و توجه طرف مقابل را می پذیرد و چون به همان میزان قابلیت برگرداندن این محبت و توجه را در وجود طرف مقابلش دارد هیچگاه مثل لیوان اول پر ولبریز نمیگردد









علاقه مندی ها (Bookmarks)