سلام به همه. ببخشید که دیر نوشتم.از وقتی که اومدم ایران زیاد روزای خوبی نداشتم.هفته اول غیلی خوب بود کلی شوهرم مهربون شده بود بعدش سر یک سری هرف خاله زنکی دوباره شد همون اش و همون کاسه. خیلی اذیت شدم. کارم حتا به وکیل گرفتن هم کشید اما شوهرم نفهمید! تا اینکه خودش زنگ زد گفت معذرت میخوام.
برادرش بحث رو شروع کرد (به شوهرم گفت بود که زنت رفته گفت زن من با تو رابطه داره) منم که حمصهین حرفی نزده بودم هیچوقت اسبم ریخت بهم.اما شوهرم با مهربونی گفت اصلا خودتو ناراحت نکن،نگران نباش. ولی خانوادش اینقدر ادامه دادن که روی رفتار شوهرم تاثیر گذاشت.......
خیلی ناراحتم،خیلی زیاد.همش ناراحتم،نگرانم.میترسمروی بچّم تاثیر بگذره.هیچوقت نمیبخشمشون.نه شوهرمو نه خانوادشو.
کلی حرفا هست که بگم اما وقت نمیشه الان. فقط بگید با این شوهر چطور دیگه رفتار کنم؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)