dogoharan عزيزم ، تو اين چند روز خيلي فكر كردم ، همچنان معتقدم از لحاظ اون چيزايي كه تو گفتي با هم تفاهم داريم ولي با 1 پرس و جوي ساده (كه هنوز اعتباري به راست بودنش نيست ) تازگيها چيزايي از گذشته خانوادش شنيدم كه قابل چشم پوشي نيستن ( مثلاً دادشش به علت يه بيماري ژنتيكي يه بار جداشده ، مادرش اين وسط مقصر بوده ،خودش چطور وجدانش قبول كرده كه موضوع رو قبل از ازدواج به زن داششش نگه) اينكه اين چيزا رو خودش بهم نگفت به صداقتش شك مي كنم !!!!!!!!
1- نمي دونم موضوع رو از خودش بپرسم يا نه؟؟؟؟؟؟؟
2-مطمئنم اگه بابامو ( به هر صورت ) راضي كنيم ، وقتي تحقيق كنه و اين چيزا رو در مورد خانوادش بشنوه بازم ميگه نه .
3- بزارم يه بار ديگه با بابام صحبت كنه يا خودم بگم نه ؟
4- اون همه چيزش خوبه ، دلبسته اش هم نشدم ، ولي احساس مي كنم اون لياقتمو نداره. اگه بخوام بهش جواب رد بدم ، نمي تونم اختلاف سني رو بهونه كنم ، چون از اول سنش رو مي دونستم . چطوري بگم نه ؟
تو رو خدا زودتر جوابمو بدين چون از چهارشنبه دارم 2 هفته مي رم مسافرت . نمي دونم قبلش بهش بگم يا بعدش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)