دوست من آقای شاهرخ عزیز.......سلام.
بدون مقدمه منم نظر خودم رو میگم. در مورد اینکه گفته اید: آیا روابط قبل از ازدواج تو زندگی زناشویی تاثیرگذاره ؟ باید گفت که تنها این امر مختص به زندگی زناشویی نیست و زندگی زناشویی تنها یکی از نقاط آسیب پذیر است. در حالت کلی باید گفت که بی ترید اینگونه روابط کل زندگی انسان را چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی تحت تاثیر قرار میدهد. اما تأثیر آن در افراد متفاوت است و بستگی به محیطی که زندگی می کند ، خانواده ، نوع رابطه و... دارد .
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار میکنند، از جهات مختلف، آسیب میبینند. آسیبها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن درباره دختران بیشتر است.
آسیبها عبارتند:
1ـ آسیب روانی: گاهی دختری به پسری علاقهمند شده و حتی خود را در اختیار وی قرار می دهد، پس از بیوفایی پسر و ترک وی، به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماریهای شدید روانی بیش میرود. نیز اعتماد چنین شخصی از جنس مخالف به خاطر بی وفایی های که در نتیجه آن ارتباط دیده ، سلب خواهد شد و در زندگی آینده نمی تواند متعادل باشد.
2ـ آسیبهای اجتماعی: دختری که مثلا در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد و ارتباط آن آشکار می شود، چنین شخصی جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست میدهد و تحقیر میشود، حتى اگر ازدواج کند، نمیتواند زندگی متعادلی داشته باشد، زیرا از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش میشود و به هر بهانهای، روابط قبلی وی را به رخش میکشند. این پدیده میتواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.
3ـ آسیب معنوی: دختری که به صورت نامشروع با پسری رابطه دارد ( و برعکس) با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی نیز آسیب می بیند.او دیگر از عبادت خود لذت نمیبرد و احساس گناه و ملامت درون، روح او را آزار میدهد، مگر آن که توبه کند و راه پاکی را پیشه سازد.
4- ضعیف شدن حس اعتماد: بهتر است که به تجربه های تلخ جوانانی که گمان می کردند میتوان با زیر پا گذاشتن عفت و حجاب و سایر هنجارهای پذیرفته شده ی جامعه و مورد تاکید دین به آرامش رسید وبه همسر دلخواه دست یافت، توجه کنیم. یکی مینویسد:« آری، اکنون دریافته ام پسر غریبه ای که در کوچه و بازار با دختری طرح آشنایی میریزد، قصد ازدواج با او را ندارد و سرانجام دوستی های خیابانی، چیزی جز ندامت و رسوایی نیست.» یکی دیگر میگوید:« اکنون پی برده ام حتی پست ترین پسرها، دنبال سنگین ترین و باوقار ترین دخترها برای ازدواج میگردند.» همه این افراد بر این باوراند که بیشتر این روابط و عشق ها به ازدواج نمی انجامد و اگر به ازدواج انجامد، پس از مدتی به طلاق کشیده می شود و چنانچه به طلاق منجر نشود، زندگی آرام و سالم به ارمغان نمی اورد. زیرا این گونه افراد بخش زیادی از انرژی های عاطفی خود را با دیگران صرف کرده اند . خاطره روابط نامشروع گذشته، سبب از میان رفتن آرامش روحی میشود و به طور ناخودآگاه فرد را رنج میدهد و نمیگذارد واقعا به همسرش عشق بورزد. در نتیجه ازدواجی که باید آرامش به ارمغان آورد، تهدید کننده آرامش خواهد شد. " هو الٌَذی خلقکم من نفس واحدةٍ و جعل منها زوجها لیسکن الیها" .دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آنها ، به ازدواج اقدام می کنند ، گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی می شوند ؛ زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است ، آیا امکان ندارد که قبلا با دیگری نیز دوست شده باشد؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است و در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد.حتی اگر به ازدواج ختم نشود ، چون خود با این مسئله مواجه بوده است ، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج رابطه داشته است.
این مسئله در سطح کلان نیز ، به حس اعتماد اجتماعی نیز آسیب می رساند. در جامعه ای که روابط پنهان دختران و پسران گسترده باشد ، برای کسی که می خواهد ازدواج نماید و با دختر پاک زندگی مشترک را آغاز کند ، همیشه این دغدغه را در وجود دارد که آیا این دختر با شخص دیگر پیش از او رابطه نداشته است ؟ بر طبق آمارها طلاق نیز در ازدواج های خیابانی زیاد صورت می گیرد. کسانی که به راحتی دوست می شوند و ازدواج می کنند و بی آنکه از ارزش و اهمیت بنیان خانواده آگاه شوند ، آن را به راحتی ترک می کنند.
علاوه بر این گاهی اتفاق می افتد که دختر و پسری در اثر این گونه ارتباط ها ، علاقه مند به هم می شوند ، اما به دلایل متعدد این ارتباط ها به ازدواج ختم نمی شود . چنین افرادی حتی پس از ازدواج نیز عشق و علاقه دوست خیابانی را در دل دارند و به طور طبیعی نمی توانند وظایف خود را به عنوان یک همسر در درون خانواده به انجام برسانند.
به عنوان جمع بندی میتوان گفت که ازدواج موفق از مسیر دوستی قبلی با همسر آینده نمی گذرد. بلکه از مسیر شناخت، فارغ از احساساتِ عاشقانه و عواطف ارزانی شده، بعد از اندیشه و شناخت و اعتمادِ فراهم آمده می گذرد. همانگونه که می دانید، جو و روح حاکم بر این دوستی ها عشق ورزیدن است، نه "خرد ورزی" . و پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. در حالی که برای تصمیم گیری در مورد ازدواج با فرد خاصی، جز بر عقل تکیه نمودن خطاست. ابتدا باید تعقل نمود و فارغ از دوستی و محبت، مشورت و تحقیق کرد و فرد مورد نظر را برگزید و آن گاه خالصانه ترین عشق و ناب ترین دوستی ها را بدون " منت" ، به دوست برگزیده (همسر خود) تقدیم نمود. و در این جاست که هر کاری جز عشق ورزی خطاست. دوستی های قبل از انتخاب همسر و تصمیم گیری در مورد ازدواج با فرد خاص، راه عقل را سد و چشم بصیرت را کور می کند و اجازه نمی دهد تا یک تصمیم صحیح و عاری از خطا گرفت و فرد مورد نظر را آنطور که شایسته است، دید.
البته با این وجود برخي معتقدند بايد آشنايي و صميميت پيش از ازدواج وجود داشته باشد تا دو فرد يكديگر را به خوبي بشناسند و پس از آن زندگي مشترك را شروع كنند اما بايد بگوييم كه عشق واقعي و علاقه مندي حقيقي بين دو جنس ، زماني ايجاد مي شود كه دو فرد ارتباط خود با يكديگر را به سادگي تزلزل پذير ندانند؛ از سوي ديگر هر يك براي جلب نظر ديگري دست به رفتار نمايشي نزنند. در آشنايي هاي پيش از ازدواج اين مسئله بسيار ديده مي شود.
یه سر هم به لینک زیر بزنید بد نیست.:
http://www.porsojoo.com/fa/node/677
در کل من نظر شخصی خودم را گفتم و نظرات دیگران هم برایم قابل احترام است. امیدوارم که دوستان فقط نظرات خودشان را ابراز کند و از هر گونه بحث بی مورد که باعث شود مطلب فرسایشی شده و هیچ نتیجه ای از آن نگرفت، جدا اجتناب کنند. فقط نظر خود را بگوییم و با احترام به عقل و منطق دیگران، تصمیم گیری را به عهده خودشان بگذاریم.
موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)