كيميا جان سلام
من هم حدود يك سال است كه ازدواج كرده ام و زندگي خوبي را با شوهرم شروع كردم و همديگر هم خيلي دوست داريم . من هم شاغلم و هم پاي شوهرم كار مي كنم . و درامدم خويش را نيز متعلق به او مي دانم و همه انرا در ابتدا به او مي دهم منتها براي من هم هميشه سوال بود كه ايا اين كار درست است يا نه ؟ من مادرم نيز شاغل بود و او هم در زندگي خويش همين گونه بوده و هميشه درامدش را به پدرم مي داد بدون هيچ گونه ناراحتي و نگراني و حتي هيچ قروني از ان را براي خودش خرج نمي كرد و هيچ درخواستي هم براي نصف كردن مال و اموال نداشت و پدر من هم شايسته اين رفتار بود و در عوض خوبيهاي مادرم بود و بعد از مدتي كه دست و بالش باز شد هر چيزي كه مي خريد به نام مادرم مي كرد بجز خانه اولش بنابراين من هميشه شاهد يك زندگي خوب بودم و اينكار را درست مي دانستم و با اين طرز فكر بزرگ شده بودم ولي از طرفي توي محيط كار خود مي ديدم افرادي كه سر اين قضيه مشكل داشتند و به مشكل مي رسيدند و هميشه ادعا داشتند كه نبايد به مرد زياد رو داد و نبايد حقوق خودمون و به مرد بديم و يا نبايد اونهارو از كل حقوق مطلع كنيم كه بعدها همشو ازمون بگيرند و خلاصه از اين حرفها كه مطمئنم تو هم خيلي شنيدي / ولي من معتقدم اينجور افراد زندگي خيلي خوبي با شوهرانشان ندارند و طعم يك زندگي خوب و بدون قل و قش و ريا رو با شوهرشون نچشيدند و معتقدم در اينگونه زندگي ها هر يك از زوج براي خويش زندگي مي كنند و شايد خيلي از خريدها و معاملات هم به دور از چشم هم انجام دهند و كلا براي هم به نوعي غريبه اند / من اينگونه زندگي رو دوست نداشتم ودوست داشتم همانند مادرم باشم و يك زندگي ارومي رو شروع كنم / حالا بايد از كجا مي فهميدم كه شوهر اينده من هم مثل پدرم لياقت داره و پرو نمي شه و ارزش كار منو مي دونه و هزار تا سوال ديگه / چي كار كردم اومدم از اول زندگي با شوهرم صحبت كردم گفتم من و تو زندگيمون براي همديگست و نبايد چيزي رو از هم مخفي كنيم و گفتم كه دوست دارم هر چي مي خريم با مشورت هم باشه چون اين كار احترام به سليقه همديگست و بيان كردم : براي اينكه توي زندگي با توجه به كاري كه مي كنم اندكي استقلال داشته باشم و بتوانم حداقل اگر خواستم براي تو كادويي تهيه كنم خودم نيز مستقل باشم نياز دارم كه مقداري از حقوق خويش را براي خود پس انداز كنم و حتي براش مشخص كردم كه اين مبلغ هر سال فلان مقدار بيشتر مي شه تا اينجوري هم شوهرم احساس كنه كه مرد من هست و از اون مردونگي خودش پايين نياد هم من احساس نكنم كه در حقم اجحاف شده و احساس استقلال داشته باشم /
در مورد كارهاي خونه هم چون از صبح باهم بيرون مي اييم و باهم مي رسيم خيلي دوست داشتم كه بهم كمك كنه /حالا شوهر من ادمي بوده كه توي خونشون دست به سياه و سفيد نمي زده و حتي اب هم مي خواسته مادر بنده خداش مي داده دستش / گفتم واويلا حالا من چي كار كنم با اين همه كار و مسوليت و .... / ولي خوشبختانه همه چيز درست پيش رفت
همون ابتدا باهاش درميون گذاشتم كه من هم مثل تو كار مي كنم و شايد به خيلي از كارهاي خونه نرسم البته من خريد و به عهده اون گذاشته بودم ولي هميشه باهم مي ريم اون هم به خاطر اينكه خودم دوست دارم همراش باشم ولي مي دونه كه اگه يك روز من باهاش نرفتم اون بايد بره و جز وظايفش مي باشد توي خونه هم اصلا كاري به اشپزي و ظرف شستن و رخت و لباس نداره و هيچ كمكي توي اين زمينه نمي كنه ولي توي گردگيري و مرتب كردن خانه و جارو كشيدن هميشه كمكمه و حتي بيشتر اون انجام ميده و بعضي اوقات من طوري وانمود مي كنم كه الان كه من دارم جارو مي كشم دارم كار تو رو انجام مي دم ولي خب با شوخي مي گم چون اگه جدي بگم بهش بر مي خوره و هميشه از كارايي كه برام مي كنه تشكر وقدرداني مي كنم
ولي مي خوام بگم همين طور كه مي بيني منم مثل تو همه كاري براي شوهرم مي كنم و اعتقاد دارم كه بايد باهاش صادق باشم و روراست و نتيجه خوب هم گرفتم ولي خب همه انسانها يك ظرفيتي دارند و اون ظرفيت ممكنه يك روزي به انتها برسه منم به خاطر اينكه اينجوري نشه و روزي نشه كه از كارهاي خودم خدايي نكرده پشيمون بشم يك حدو حدود خاصي رو همون طور كه گفتم تعيين كردم تا اينجوري اون هم بدونه كه با كمك كردنش به من خيلي خوشحالم مي كنه واينجوري راضي ترم و لذت بيشتري از زندگي مي برم و همين طور با اندك استقلال مالي كه دارم بهتر زندگي مي كنم ( هر چند كه همين امسال هر چي پس انداز كردم براي خودش كادو خريدم )
اين كارارو مي شه با كمي تدبير و درنگ انجام داد بدون اينكه كوچكترين سوتفاهمي پيش بياد البته با روش كردن هدف و نشون دادن خلوص نيت







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)