خب اصلاً بحث همین است که بین شما یک وابستگی پیش آمده. ولی تفاوت هایی بین شما هست که خانواده های شما این تفاوت ها رو می بینند و به همین خاطر مخالف هستند، ولی شما به دلیل احساسات خودتون متوجه این مسائل نیستید.اینی که الان وابسته و علاقه مند بهم هستیم بیایم 2 ماه کلا از هم بی خبر بشیم کلا نسبت به هم دلسرد و به تفاوت نمیشیم ؟ یا با قطع رابطه فرقی میکنه اینکار ؟؟ نظر من اینه که 2 ماه کلا همه چی فراموش بشه دوباره بخوایم به اون حالت برگریدم وجود ندار درسته ؟؟
بحث این هست که با پایان این دوستی پنهانی آتش احساسات رو خاموش کنید.
و به عقل و منطق اجازه بدهید که در این رابطه تصمیم بگیرند.
به تفاوتها فکر کنید و ببینید که چطور می توانید این مشکلات رو حل کنید.
مسئله این است که خانواده دختر با این ازدواج موافق نیستند. شما که نمی توانی به زور اونها رو راضی کنی!
پس باید اعتمادشون رو به دست بیاری. اونها تو رو به عنوان یک پسری می بینند که اومده با دخترشون یک دوستی پنهانی آغاز کرده. و حالا هم می خواهند این دوستی تمام بشود. پس تمامش کنید.
بگذارید این ذهنیت منفی از بین برود. بعد از چند ماه اگر دیدی منطقت می گوید این دختر مناسبت است، از طریق پدر مادرت دوباره اقدام کن.
برای یک ازدواج موفق عشق کافی نیست...








علاقه مندی ها (Bookmarks)