به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 خرداد 87 [ 12:29]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,594
    سطح
    37
    Points: 3,594, Level: 37
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    مستانه جان سلام

    متاسفم برای من هم چنین مشکلی پیش آمد با این تفاوت که من قهر نکردم او قهر کرد و به خانه پدرش رفت و یک شب تا صبح مرا تنها گذاشت؟ و وقتی مادرم به او زنگ می زد چون از طرف خانواده اش تحریک شده بود.و آنها نمی گذاشتند او به زندگی اش ادامه دهد طوری که دیگر با تمام علاقه ای که به من داشت و همیشه آن را به زبان می آورد واقعا مانده بودم که چرا باید اینطور می شد؟ صبح به مادرش زنگ زدم و گفتم چرا او را راه داده اید که او عادت کند و منبعد این کار را تکرار کند اما مادرش نیز با توجه به پیش زمینه های قبلی دعواهای من با خانواده همسرم متاسفانه گفت :من نمی دونم من اگه اون را راه نمی دادم اون می رفت جای دیگه بچمه نمی تونم ولش کنم و بعد هم گفت که پدر همسرم چقدر به من بدو بیراه گفته است.بعد از آن به شوهرم زنگ زدم او گفت دیگر حاضر نیست با من زندگی کند گفت اگر حرفی دارم به پدرش بگویم من هم که با پدرش حرف نمی زدم .خلاصه تصمیم گرفتم ظهر زودتر مرخصی بگیرم و برم به محل کارش و با هم به خانه برویم خوب شد رفتم چون اگر نمی رفتم الان معلوم نبود کجا بودم.او اولش یک کمی ناز کرد ولی بعد آمد و با هم به خانه رفتیم و سعی کردم یک مقداری جو را آرام کنم بعد هم به او مدام زنگ می خورد پدرش بودکه می گفت چرا رفته ای بیا اینجا و از این حرفها ولی او هم هم انگار بدش نمی آمد که من رفتم دنبالش و به این ترتیب همه چیز تمام شد ولی بعدا به او گفتم که دیگر این کار را تکرار نمی کنم و دیگر اگر برود نمی روم دنبالش البته وقتی حالش یک مقداری مساعد بود.
    تو هم ببین اگر صلاح می دانی و با توجه به سابقه رفتاری شوهرت این کار را بکن.

  2. کاربر روبرو از پست مفید sobhan تشکرکرده است .

    sobhan (دوشنبه 23 اردیبهشت 87)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 31 اردیبهشت 87 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    با سلام و تشكر از شما عزيزان
    ديشب بالاخره پدرم و پدر شوهرم باهم صحبت كردند و قرار شد تمام اين اتفاقات يك ماه و همه فراموش كنيم و من برگردم خونم.حالا امروز از سركارم مي خوام برم خونه. اما حالا موندم شب چه برخوردي باهاش داشته باشم؟ اصلاً هيچ حرفي از اين چند هفته دوريمون بزنم؟ كه سخت گذشت يا آسون يا اصلاً چيزي نگم؟ باهاش برخورد گرمي داشته باشم يا نه؟ شام درست كنم يا پيشنهاد بدم بريم باهم بيرون؟ ...
    البته تصميم دارم چند روز ديگه بهش بگم كه باهم بريم پيش يه مشاور. ولي تا چند روز ديگه چطور رفتار كنم كه بهتر باشه نمي دونم؟
    ضمناً با مادر شوهرم چكار كنم؟ فردا براش كادو بگيرم برم پيشش يا نه؟
    دو روز ديگه هم تولد شوهرمه. پارسال واسش جشن گرفته بودم و خانوادشو دعوت كرده بودم. امسال هم بهتره همين كارو بكنم يا بريم پيش مامانش اينا واسش جشن بگيريم يا با توجه به شرايط خاص امسال فقط دوتايي باشيم؟
    اگه بازم راهنماييم كنيد ممنون ميشم.

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 02 آذر 87 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1387-1-25
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    3,970
    سطح
    40
    Points: 3,970, Level: 40
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 180
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    77

    تشکرشده 79 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    سلام
    خوب الحمدالله اوضاع داره روبراه مي شود و اول از همه آروم باش و دستپاچه نباش . بهتر است فعلاً در مورد اتفاقات گذشته صحبت نكنيد و بعداً باهاش صحبت كن . امشب خودتو خيلي خوشگل درست كن و غذاي موردعلاقه اش را هم درست كن و متانت خودت را هم حفظ كن به اندازه كافي عذرخواهي كردي . فعلاً يك چند روزي پيش مادر شوهرت نرو تا روز جشن تولدش و آن روز هم در خانه خودتان ازشان دعوت كن . اگر آمدند چه بهتر وگرنه كه تو بزرگوارانه برخورد كردي و آنها هم اگر واقعاً به زندگي پسرشان علاقمند هستند بايد بخشش داشته باشند .

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 30 آبان 88 [ 11:45]
    تاریخ عضویت
    1386-7-10
    نوشته ها
    1,573
    امتیاز
    16,204
    سطح
    81
    Points: 16,204, Level: 81
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    898

    تشکرشده 926 در 486 پست

    Rep Power
    176
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    خودت را کوچک نکن،مغرور هم نباش و بهانه دستش نده.بزرگواری و متانت و این جور سخن ها کشک است.با توجه به این حرکات او و اینکه ناموس خودش که شما باشید را هفته ها به امان خدا ول کرده و متأسفانه فرد کودک نما و بی مسئولیت و وابسته ایست و زود از مشکلات فرار می کند باید خیلی مراقب باشی تا حکم یک لله را برایش پیدا نکنی؛و توقعش را بالا نبری.
    شدیداً به حرکاتش و رفتار و گفتارش و اگر نزدیک او هستی به چشمهایش دقت کن،که اسرار دلش را آشکار میکنند.امشب زیاد حرف نزن و آغازگر حرف هم نباش.عادی برخورد کن.
    حواست باشد تا او دیدی زود احساساتی نشوی.شما زنها بر حسب سرشت برتر و نیک خود،سرشار از محبت هستید و از همین نقطه گاهی اوقات ضربه می خورید.آرام باش.نشان نده که مثلاً ذوق زده ای،خیلی متین و طبیعی باش و بر احساساتت چیره شو.
    بسیاری در تالار می گویند که من بددل و بدبین و کینه ای هستم.این حرفها را تنها برای سود تو و خوشبختیت می گویم و آنها را ناشی از آن صفاتی که به من نسبت داده اند،نگذار.
    فردا بیا تا بگویم،فرداشب چکّار کنی.موفق باشی.

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 31 اردیبهشت 87 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    سلام
    ديشب خوب گذشت؛ سعي كردم با متانت رفتار كنم اونم گفت كه پدرش ازش خواسته واقعاً تمام اتفاقات اين ماه و فراموش كنيم و اصلاً راجع بهش صحبت نكنيم. راجع به موضوعات عادي و اتفاقات محل كارمون باهم صحبت كرديم و خوابيديم. فقط هم ديشب و هم امروز صبح گفت كه "از اين به بعد خرجهاي مربوط به خودتو بجز ضرورياتتو خودت بايد انجام بدي". من سعي كردم تو اين شرايط باهاش بحث نكنم و گفتم بعداً صحبت مي كنيم اما خيلي از اين حرفش تعجب كردم. ما قبلاً هيچ بحثي در مورد مسايل مالي باهم نداشتيم و من حقوقمو تو حساب خودم پس انداز مي كردم و با حقوق اون زندگي مي كرديم. قرار بود ماشينمونو عوض كنيم و تابستون هم بريم دوبي. مامانش عقيده داشت مسافرت دوبي و كنسل كنيم و جاش ماشين بهتري بگيريم حالا ديشب شوهرم همون حرف مامانشو زد كه تصميم گرفتم به جاي مسافرت فلان ماشينو بگيرم و تو هم اگه ماشين ديگه اي مي خواي خودت با پس انداز خودت يا وام براي خودت ماشين بگير. اصلاً نمي دونم اين حرفارو چرا مي زنه؟ بهتره حسابمونو يكي كنم تا از حساسيتش كم شه يا چكار كنم؟

  7. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 اردیبهشت 88 [ 11:11]
    تاریخ عضویت
    1387-2-23
    نوشته ها
    363
    امتیاز
    5,286
    سطح
    46
    Points: 5,286, Level: 46
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 211 در 131 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    سلام مستانه جون.
    خدارا شكر كه مسايل به نحوي رفع شده.اين حرفهاش هم حتما تحت تاثير عصبانيت و احيانا صحبت هايي كه اين مدت باهاش شده زده.مطمئنا امروز هم تماسي با خانواده اش داره و گزارش كار داده!اين كار تا مدتي ادامه داره.ولي بعد از چند روز همه چيز به روال عادي بر مي گرده.
    فقط تو مراقب باش بيخودي باهاش بحث نكني چون هر چي هم تظاهر به آرامش بكنه الان منتظر يه جرقه از سمت تو و گزارش به خانواده وبرگشت به نقطه اوله!
    آروم باش.سعي كن محيط خونه رو شاد و آروم نگهداري و حرفاش رو تقريبا تاييد كن يه جور كه حس كنه واقعا مرد خونه هست. كم كم اعتماد به نفسش تقويت مي شه و اين وابستگي به خونواده اش كم رنگ مي شه.بايد بفهمه تكيه گاه اصليت در زندگيه و اينكه اين زندگي مال شماست و ديگران هر كسي مي خواد باشه در مراتب بعدي هستن اون موقع از انتقاد هاي تو به مادرش ناراحت نمي شه ولي بدون كه در هر صورت اون مادرشه و نبايد خيلي تند در موردش حرف بزني...
    در مورد مسايل مالي هم بگو هر جور تو راحتي ولي من دوست دارم نون خونه مون از مرد خونه باشه يا يه همچين چيزايي...البته اگه مي بيني الان شرايط مناسب نيست بذار يه چند ماهي بگذره بعد در موردش حرف بزن.اصلا تا اون موقع شايد نظرش تغيير كرد...
    در مورد اتومبيل هم بگو هر جور تو صلاح مي دوني يا يه جور بهش بفهمون كه تو با تصميمي كه او براي زندگي مي گيره همراهي نه با نظر ديگران براي زندگيت
    ولي تمام اين صحبتها رو بايد با توجه به شرايط مطرح كني تا خداي ناكرده اثر معكوس نذاره...به نظرم اگه چند ماهي تحمل كني و باهاش همراه بشي بد نباشه
    حالا امسال هم نرفتي دبي سال ديگه ... مهم اينه كه دلت خوش و خودت سالم باشي
    فقط خودت رو قوي كن تا به هر بادي كنترلت رو از دست ندي
    اميدوارم شاد و خوشبخت سالها در كنار همسرت زندگي كني و يه روزي به نگراني هاي امروزت لبخند بزني

  8. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 خرداد 87 [ 12:29]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,594
    سطح
    37
    Points: 3,594, Level: 37
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    سلام عزیزم
    تو دقیقا همون کاری رو کردی که من اوایل زندگی ام کردم که خواستم شمشیرمو از رو ببندم که این خیلی بده حالا می فهمم که زندگی همش مسیر مستقیم نیست که هی گاز بدی یه مواقعی هم پیچ در پیچه اون موقع باید با سیاست از اون مسیرهای صعب العبور رد شی. بعد از دو ماه از زندگی مشترک من و دعواها با مادر شوهرم که باعث شد باهاش رو در رو قرار بگیرم و دهن به دهن بشم دیدم هیچ فایده ای که توی رفتار شوهرم نداره بلکه بیشتر اونو جری کرده و دیگه مثل قبل منو دوست نداره .این باعث شد که من یک کم به خودم بیام .الان اولا رفت و آمدم رو با اونا کم کردم نه اینکه من بخوام انقدر سر شوهرم را با محبت هام و کارهایی که براش انجام می دم گرم کردم که اون حتی وقت نمی کنه به مادرش زنگ بزنه که مادرش گله مند هست و در ثانی دیگه حرفی از اونا نمی زنه و اصلا هم مدت یک ماه هست که قهر آنچنانی نداشتیم چون اخلاقش اومده تو دستم و دیگه سر به سرش نمی ذارم. بعضی اوقات که غر می زنه یا الکی دادو بیداد می کنه دیگه باهاش جر و بحث نمی کنم به جاش سکوت می کنم به جاش حرف می زنم ولی بیشتر سعی می کنم سکوت کنم یا اگر یه کم حرفش منطقی باشه بهش بگم که درست می گه اینطوری تونستم نگهش دارم.دوست خوبم اینا تو زندگی ات خیلی به دردت می خوره البته اوضاع تو یک کمی فرق می کنه به نظر من تو الان باید حتما با یک روانشناس صحبت کنی و ازش کمک بخوای موضوع تو یک کمی تخصصی هست .باید هر جور می تونی اونو به خونه برگردونی و از اون به بعد روی رفتارش کار کنی تا دیگه از تو حرف شنوی داشته باشه دیگه هم مستقیما به مادرش توهین نکن تو روش چون مطمئن باش پسرها اون هم اول ازدواج مادرشون رو ول نمی کنن تو رو بچسبن اشتباه ما دخترا همینه فکر می کنیم وقتی رفتیم تو خونه خودمون همه روابط رو قطع می کنیم و هر وقت از مادرشوهرمون عصبانی شدیم دو تا روش می ذاریم تحویل شو هرمون می دیم در صورتی که اینطور نیست هزار هم او ن تو رو دوست داشته باشه بازم اوایل ازدواج آدم سردر گمه و دنبال بهانه می گرده سعی کن بهانه دستش ندی خود تو اوایل ازدواجت خونه جدید واست غریب نبود دوست داشتی برگردی به همون موقعیت قبلت خوب پسرها بدترند چون مسئولیت های زیادتری از ما رو دوششون هست پس سعی کن مراقب باشی بهونه دستش ندی
    موفق باشی گلم (م .ح)

  9. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 خرداد 87 [ 12:29]
    تاریخ عضویت
    1387-2-21
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,594
    سطح
    37
    Points: 3,594, Level: 37
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 56
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    دوست من ببخشید اصلا مطلب بعد از آن رانخواندم فکر می کردم هنوز در خانه پدرت هستی به هر حال خدا را شکر .
    مطمئن باش در این مدت صد در صد حرف دیگران در او تاثیراتی ایجاد کرده است پس تو هم مراقب باش حساسیت به خرج ندهی و مدتی به او محبت کن نتیجه اش را می بینی آن وقت او می آید و از تو عذر خواهی هم می کند در ضمن مگر حساب تو و او دارد ولی این را هم بدان نباید همه حقوقت را در خانه خرج کنی اگر او کم آورد به او کمک بده اصلا روشت را به او نگو فقط انجام بده.بعد از این مدت او در یک دو راهی قرار خواهد گرفت و اگر سعی کنید محبت خود را نثار او کنید او به شما جذب خواهد شد و کاری نمی کند که شما را ناراحت کند .فعلا خداحافظت باشد .

  10. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 مهر 87 [ 14:11]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    3,709
    سطح
    38
    Points: 3,709, Level: 38
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 12 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفاً بگوييد چه كنم؟

    سلام عزیزم
    خوب شتباهی هست که کردی و اینو بدون مرد یا زنی که ازدواج می کنن قرار نیست به خاطر هم قید پدر و مادری و که یک عمر براشون زحمت کشیدن بزنن و دیگه هیچ وقت از شوهرت چنین انتظاری و نداشته باش. چون خودت اشتباه کردی باید غرورت رو زیر پا بزاری و دوباره از شوهرت عذر خواهی کنی و بگی که دوستش داری و زندگیتو دوست داری و کاری که کردی از بی تجربگی بوده. به مادر شوهرت هم بگو وقتی دخترتون یک اشتباهی میکنه همین طور باهاش برخور می کنین؟ خوب منو هم دختر خودتون بدونید. منتظر نباش شوهرت بیاد دنبالت و ببرتت خودت برو خونه خودت و از شوهرت استقبال کن. ایشاا... درست میشه.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. در جلسات خواستگاري صريح و بدون احساس گناه «نه» بگوييد
    توسط khaleghezey در انجمن انتخاب و خواستگاری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 اردیبهشت 93, 09:02
  2. شما مي گوييد من چه كار كنم؟(همسرم و پدرم!)
    توسط مهرو در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 دی 91, 12:29
  3. **به او بگوييد دوستش دارم 2**
    توسط آرمان 26 در انجمن نماهنگ و كلیپ
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 بهمن 87, 02:09
  4. مراقب آنچه مي گوييد باشيد
    توسط erfan25 در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 فروردین 87, 22:56
  5. شما حق داريد" نه " بگوييد
    توسط erfan25 در انجمن اعتماد به نفس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 27 بهمن 86, 23:05

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.