راستش اینطوری به نظرم منصفانه نیست چون:نوشته اصلی توسط gh.sana
1.مسلما هیچ ادمی کامل نیست و هرکسی یه ایرادایی داره
2.این موارد ( یعنی مامانی بودن،سیاست نداشتن،ضعیف بودن استقلال شخصیتی،عدم توانایی تصمیم گیری به موقع یا تعلل در تصمیم گیری) رو من به عنوان یه هشدار در نظر میگیرم که ممکمه داشته باشه و چون هنوز شناخت کاملی ازش ندارم به عنوان صفتهاش حسابشون نمیکنم.
3.این موردای بالا رو همه رو متذکر شدم، به عنوان انتقاد گوش کرد.
4.من ازش خواستم دلیل مخالفت خانوادشو بگه وخودش خیلی ازم عذرخواهی کرد وقول گرفت که ناراحت نشم؛من ناراحت نشدم ولی یه حس بد نسبت به خانوادش پیدا کردم.
راستش با تمام تفاسیر و راهنمایی های دوستان ویه سری شواهد قبلی یه کمی به این نتیجه رسیدم که شاید گیر اصلی خودش باشه
1.یا امادگی ازدواج نداره (وقتی صحبت از خواستگاری جدی میشد خندش میگرفت و میگفت مسخرست ومنم میگفتم واقعا که)
2.یا از انتخاب کردن و تصمیم گیری هراس داره(توموارد زیادی به وضوح دیدم که قدرت تصمیم گیریش پایینه)
3.یا درمورد من هنوز مردده
4.یا میخواد یا کیس های دیگه اشناشه (که الانم بش اجازه دادم طبق میل مامانش بره باکیس های دیگه اشنا شه،شایدم میل خودشه الکی میگه مامانش!)
موندم به خدا
![]()








راستش با تمام تفاسیر و راهنمایی های دوستان ویه سری شواهد قبلی یه کمی به این نتیجه رسیدم که
موندم به خدا

علاقه مندی ها (Bookmarks)