
نوشته اصلی توسط
blue sky
همونطور که گفتم شما به مادرتون بگید که مادر دخترخانم ناراضی هستن و آمادگی ذهنی رو براش فراهم کنید که در جریان باشن.
با این وجود ازش درخواست کمک و راضی کردن خانواده دختر رو بکنید و بسپارید به مادرتون.
بعید می دونم که مادرش به مادرتون بی احترامی کنه ولی ممکنه پاسخ منفی بده و برای مثبت کردن نظرش دیگه برمی گرده تا حدودی هم به نحوه برقراری ارتباط شما (مادرتون) با اون خانواده.
خوب خانواده شما چی شد که دوری راه رو قبول کردند، شاید همون دلایل رو خانواده دختر هم بشنوند، قبول کنند.
بالاخره بنظرم سنجیده عمل کردن بهتر است از نشستن و حدس و گمان زدن.
سنجیده عمل کردن تو این زمینه هم سپردن کارها به دست مادرتون هست. (البته حتما آگاهش کنید که مادر دختر مخالفت کرده که بدونه در چه موقعیتی قرار داره.)
و در عین حال توکل کنید به خدا و ازش بخواهید که بهترین راه را جلوی پاتون بذاره.
فقط یادتون باشه بدون رضایت خانواده های هردو اقدام به ازدواج نکنید که یکسال نشده، هردو پشیمون می شید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)