نه خیر. بنده به اصل صداقت در جلسات خواستگاری قویا معتقدم و هرگز از چنین وسایل و لباس هایی استفاده نکرده ام و نخواهم کرد.
بنده اصراری به شنیدنش ندارم. عرض کردم که چی شد که حساس شدم نسبت به این قضیه. شما خوشتون میاد بعد از چند ماه صحبت کردن و نزدیک شدن به جواب مثبت خواستگارت که پسر داییت بود و به قول خودش برات میمرد تازه بیاد ببینه چه قیافه ای هستی؟ باز تحمل کنی هی چند بار تو شرایط مختلف اینو بگه مثلا بگه میگما اصلا لباس عروس سایز تو گیر میاد؟ فکرنکنمم خیلی بهت بیاد و... باز تحمل کنی بعد از گذشت دو سال رفتید آزمایش خون بیاد قه قه بهت بخنده بگه پرسنله که اومد خون بگیره اون لاستیکه رو دور بازوی من که بست دو سه سانتش اضافه اومد دور بازوی تو که بست فقط دو سه سانتشو پیچید و بقیه اش اضافه اومد. یا یه دفعه اتفاقی بشنوی که مامانش میگه خیلی لاغره پس فردا بخواد لباس عروس بپوشه آدم جلو مردم خجالت میکشه و ....
اینا برای شما قابل تحمله؟!! من تازه خیلی هم خوب با خودم کنار اومدم که با اون همه علاقه و وابستگی که به پسرداییم پیدا کرده بودم و سر همین چیزا بریدم و نتونستم جواب مثبت بدم و جا خالی دادم بازم تونستم خودم رو جمع و جور کنم و به ازدواج فکر کنم.
مشکل دارم و اومدم اینجا که بتونم حلش کنم و نخواستم مشکلم رو درون خودم انکار کنم و ازش فرار کنم.
ممنون از همه به خاطر راهنمایی هاشون.
به خدا میسپارمتون. دعا یادتون نره. به خصوص ماه رمضان.










علاقه مندی ها (Bookmarks)