جناب sci
من دوست دارم زندگيمو ادامه بدم البته نه با كيفيت قبلي . ولي به ساخته شدنش اميدوارم. مسئله بي ميلي همسرمه.
به نظر من مسافرت مي تونه نقطه عطف باشه در روابط ما . خودمون دو نفر مي تونيم خيلي جاها با هم باشيم .
خونمون كه فقط كانون تنش و تشنج بوده .شايد اگه بدونم چه جوري اين آغازو تو هتل هم بتونيم داشته باشيم
در ضمن نگرانم .چون همسرم دائم تكرار مي كنه من سردم من سردم مي ترسم با تو باشم دوباره همون مشكلات پيش بياد. احساس مي كنم يه جورايي داره به من مي گه برم دنبال زندگيم........... اين فكرا پژمردم ميكنه. عصبانيم مي كنه.
تازه وقتي تو مكالمات تلفني هم بهش ميگم عزيزم و ... ناراحت و عصباني ميشه
ميگه اين حرفهارو مي زني ناراحتم مي كني.
ماكه قرار نيست با هم باشيم
پس از اين حرفها نزن!!!!!!!!!!
راستي جناب sci "ديميتر تايپ "يعني چي؟
ببخشيد من بايد برم علي رغم ميل باطنيم.
ايشالا فردا ميام جواب سوالاتتونو ميدم.
فعلاً خداحافظ همه شما با تقديم احترام![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)