سلام.
میخواستم از فرشته مهربان خواهش کنم اگر ممکنه قسمت درددل های پست قبلیم رو حذف کنه. مرسی



ضمنا خوشحال میشم از راهنمایی های دوستان استفاده کنم.

خودم نظرم نسبت به این خواستگار چندان مثبت نیست. ولی نمیدونم چرا از نه گفتن هم میترسم. یه جورایی از تنهایی. یه مدت طولانی بود خواستگاری نیومده بود. حال نمیدونم چرا ترس این رو هم دارم که نکنه نه بگم و دیگه کسی نیاد!!؟!! یا آدم خوبی نیاد؟!!
همیشه با خودم فکر کردم ازدواج خوب از مجرد موندن بهتره و مجرد موندن از یک ازدواج اشتباه بهتره.
هم از تنهایی میترسم و هم از بله گفتن.
میشه راهنماییم کنید؟