سلام linda
ورود شما را به تالار گفتمان همدردی تبریک عرض می کنم. و از اینکه در پاسخگویی به عزیزان دیگر، احساس مسئولیت می کنید خوشحالم. اینکه آدم بتونه مفید باشه، حس غریبی هست که انشاء الله خدا به همه ما عطا کنه.
در مورد مفهوم زمونه ای که اشاره کردید، به نظر من تندروی کردید. ممکن است ما جایی باشیم که بوی خوشی به مشاممان نمی رسد. این به معنای گندیده بودن عالم نیست. به معنی این است که ممکن است در نزدیک ما در محیطی که در آن زندگی می کنیم. احتمالا مشکلی وجود دارد، اگر مقداری خود را جابجا کنیم. متوجه تغییر محیط و تغییر افراد می شویم. لذا حکم کلی به این صورت که شما دادید محل بحث هست.
مثلا من به عنوان مشاور( که اتفاقا اکثر افراد با مشکلات خاص مراجعه می کنند) حتی در میان کسانی که مشکلاتشان را می گویند چنین عمومیتی نیافتم. و اتفاقا به ندرت و اتفاقی هستند که حریم ها را در هم می شکنند.
و البته کسی که قبل از ازدواج تابع هنجار، عقل و شرع نیست، بعد از ازدواج از مضرات چنین هیجانات کنترل نشده ای بی بهره نخواهد بود.
اتفاقا مراجعانی که چنین مشکلی دارند خود می گویند که عوام بودم و با اظهار عشقی وجودم را در اختیار کسی قرار دادم که اکنون رهایم کرده. و ای کاش کمی همه جانبه نگر بودم و محدود و حریم خود را پاس می داشتم.
به هر حال پیشنهاد من اینست که در صورت امکان یادداشت خود را در یادداشت تکمیلی دیگر یا تکمیل کنید یا اصلاح فرمائید. تا سوء برداشت از آن نشود.