"شما گفتی من یه تنوع می خوام، اون هم مردونه ترین تنوع را که به نفع خودش هست انتخاب کرده و می خواد ماشین عوض کنه"
شب نم عزیز؛ این جمله ات واقعا خوب بود.
اریاناز جان؛ با نظرت در مورد بچه موافقم.
آقای محسن از نظرتتون ممنونم.

"ببين به نظرم شما اجازه ندارين و نبايد در خصوص شغل و تحصيلات همسرتون نگران باشين و تلاش كنين چون در اينصورت به مرور زمان اعتماد به نفس و مردانگي اش را ازش مي گيرين و بااين كار هم مسئوليت خودتان را زياد مي كنين و هم اون احساس قبل را نسبت به همسرتان نخواهيد داشت."
لیلا جان؛ شما درست میگید در مورد اعتماد به نفس؛ این کلمه رو از خود همسرم هم شنیدم.
"نوع تفكر هر انساني باعث رنجش دروني خودش است."
آنی عزیزم؛ دوست دارم که این کار رو انجام بدم؛ یعنی زمان! اما می ترسم؛ می ترسم که وقتی پای بچه ای بیاد وسط، دیگه هیچ وقت نتونم به اون چیزهایی که یه روزی آرزوش رو داشتم برسم! خواهش می کنم معنی جمله ات رو در مورد مشکلم برام باز کن و توضیح بده که چه جوری باید ببینم این زندگی رو؟
بچه ها! دیروز در مورد خونه با همسرم صحبت کرده ام! بهم گفت که فروش خونه که فعلا امکانش نیست؛ چون مادرم قبول نمیکنه و میگه دوست ندارم مردم بگم، حالا که شوهرش مرد، خونه و زندگیش رو نتونستن یک سال حفظ کنن و اون هم پاشیده شد! پس، فکر فروش خونه و عوض کردنش، می مونه برای بعد از سالگرد آقام.
ولی بعد از ماه رمضان، می خوام یه اتاق خواب در بیارم از خونه مون؛ که هم برای بچه دار شدنمون مشکلی نباشه هم حریم خصوصی مون حفظ بشه!
بچه ها! باز هم منتظر نظراتتون هستم!