ممنون از همگی.
فقط جناب foooooot میشه شما لطف کنید دیگه نظر ندید؟! اصلا نظراتتون به درد نمیخوره.
blue sky عزیز
من اصلا با این حرفام قصد توهین یه خواستگارهام رو ندارم.منظورم هم از خواستگار کسی نیست که تازه اومده باشه برای پسند. خواستگار به اونی میگم که مطمئن اومده جلو.البته نیاز به توضیحش نیست. ولی فقط منظورم این بوده که بگم اگر کسی بخواد با من زندگی کنه حتما خیلی نکات مثبتی دارم که بتونه زندگی رو حفظ کنه.
من این حرفا رو به خودم هم میزنم و یکم ازشون انرژی میگیرم ولی آخرش میترسم.
امکان جراحی هم که برام وجود نداره. هم از نظر هزینه و ترس از جراحی و شاید عوارض بدتر بعدیش هم از اینکه دوست دارم روی خودم کار کنم و خودم رو همینجوری قبول داشته باشم و نظر بقیه برام مهم نباشه. دوست دارم قوی باشم.
ممنون از همه ی عزیزان.
فکر کنم همونطور که مدیر همدردی فرمودند و دوستان در پست 16 و 19 اشاره کرده بودن بهتره اعتماد به نفسم رو بالا ببرم.
لمروز خیلی پرانژی ام و امیدوارم همینطوری ادامه پیدا کنه
من راه یه گوش در و یه گوش دروازه رو تا حالا خیلی خوب تمرین کردم.یعنی تو این چهار سال دانشگاه توی خوابگاه و با هم اتاقی ها خیلی خوب نتیجه داد و تونستم علی رغم تفاوتهای اخلاقی زیاد با یکی از هم اتاقی هام با هم رابطه ی خوبی داشته باشیم و در صلح و آرامش تمام ترم ها رو با هم هم اتاقی بمونیم.
گاهی خوبه آدم خودش رو به حماقت و نفهمی بزنه.امیدوارم توی این قضیه هم بتونم با این کار حساسیتم رو نسبت به حرفای بقیه کم کنم. ولی یکم سخته هاااا










علاقه مندی ها (Bookmarks)