.
سلام somysam
دخترم جواب این سوال رو درون خودت پیدا کن !جالبه یکسره انکار میکنه که چیزی نگفته . به نظر شما ادامه زندگی با همچین ادمی ممکنه؟
از روی احساس نه !!!!
اینجا کاملا کلاهت رو قاضی کن ,بعد سنگاتو واچین .
ببین این آدم که همسر و نیمه ی روح و وجودت هست و انشاءلله می خواهی سالیان سال کنار او زندگی کنی چقدر مشکل داره ؟مرد زندگی هست یانه ؟چقدر امتیاز مثبت و چقدر امتیاز منفی داره ؟
البته اینها رو باید قبل از ازدواج بررسی کرد بعد از ازدواج باید چشمها رو بست و با صبر و گذشت و عشق زندگی رو نقاشی کرد و لی چون هنوز رسما وارد زندگی نشدی اگرواقعا ویژگی ها و خصوصیات رفتاری همسرت برات قابل تحمل نیست و آدم مناسبی برای زندگی نمی بینی جلوی ضرر را از همین جا بگیری برات منفعته !
فقط باید دقت کرد :گاهی این احساسات لحظه ای مانند طوفان , ویرانگر زندگی و آرامش می گردد که در لحظات کوتاه اتفاق می افتد ولی چنان مخرب و ویران گر است که خرابیها ی آن را سالیان سال باید زحمت کشید تا آباد شود .
اگر انرژیی را که برای مدیریت و خود کنترلی رفتار و احساساتمان باید صرف کنیم را همین ابتدا هزینه کنیم در آینده خیلی راحتر و موفق تر خواهیم بود .(آآآآی امان از دست این احساسات کنترل نشده چه قدر ویرانی !چه قدر خسارت !چه قدر عواطف زخم خورده !چه قدر طلاق و جدایی !چه قدر بی مهری و بی وفایی!و.....!!!!!)
نازنین ! زندگی ایده آلی و بدون مشکل و بدون مسئله و با تفاهم کامل و بدون خطا و اشتباه فقط جایگاهش در خیال و رویاست و بس!!!
زندگی واقعی یعنی حل مسئله و مشکل و تنش وایجاد تفاهم .
تفاهم دادنی نیست ! عشق دادنی نیست !آرامش بخشیدنی نیست ! ایجاد کردنی هست.
عزیزم :
زندگی مشترک هزینه داره , بالا و پایین داره , کم و زیاد داره ,مثل یه نوزاد می مونه باید بی خوابی بکشی باید واکسن بزنی, باید منتظر بمونی و سالها زحمت بکشی تا قد رعنا شو نظارگر باشی . عزیزم یه شبه هیچ زندگیی تنومند و پر بار نشده !!!!!هرزندگی که درش آرامش و تفاهم هست هزینه هایی در قبالش پرداخت شده من جمله صبوری – دانایی- از خود گذشتگی – عشق و......
قدیمی ها برای دختراشون این مثال رو می زدند که زندگی 7 خمره ست که آخریش عسله باید 6 خمره اولی که تلخی و شوری و ترشی وتندی و بی مزه گی ویخی رو بخوری تا بتونی به آخریش که خمره عسله برسی و آدمهای دانا و زیرک این رو فهمیدن ! اسیر احساسات غلط نمی شن ,گرفتار باورها ی آبدوغ خیاری نمی شن . می دونن زندگی خیال نیست .زندگی زندگی ست و پس انتخابش می کنن .خلقش می کنن و منتظر نمی مونن .
پس دخترم فارغ از احساسات و تصمیمات لحظه ای و زودگذرتصمیم بگیر !و هزینه های تصمیمت رو بپرداز !
اگر تصمیم به جدایی گرفتی که هیچ!
اما اگر انشالله تصمیم به زندگی در زیر یک سقف رو گرفتی . تردید و من و تویی و احساسا ت و عصبانیت و.....همه رو از خودت دور کن ! با همسرت یکی شو ! همراه و همدم و دوستش بشو, در تمام لحظات !
دوره نامزدی بهترین موقع برای شناخت و اعتماد هست . باید کمی محتاط تر بود . نباید رو ها به هم باز بشه . در این دوران فوندانسیون ها و پایه های زندگی گذاشته می شه .اعتماد و احترام مهمترین و اساسی ترین پایه برای زندگی مشترک هست .باید در عین احترام و محبت و عشقی که میان زوجین برقرار می شه طرح ریزی ها و برنامه های آتی زندگی هم لحاظ بشه .ایا دعوا تا این اندازه 7 بار در 6 ماه اونم اول زندگی تو نامزدی خیلی غیر عادی نیست؟
زوج هایی که بی تفاوت به این موضوع یا در عشق و عشق بازی غرق می شن و نشانه ها و هشدار ها رو نادیده می گیرن و همچنین زوج هایی که بر سر هر مسئله ی کوچک و پیش پا افتاده ای با هم درگیر می شن و قهرو رفتارهای کودکانه دارن و فقط چند متر فضای جلوی پاشون رو متر می کنن در مسیر سر گردون می شن. چون نقشه و هدف مشترک رو که باید باگسترش افق دید و مسائل آتی (گذر از مراحل زندگی – فرزندان -........)طراحی و برنامه ریزی کنن رو نادیده گرفتن .فقط طی مسیر می کنن . کجا ؟کی؟ چه طوری؟و......نا معلومه.
به جای مسائل کلی و اساسی و پایه ای حرف و حدیث های بی پایه و اساس و زودگذر
گاهی خسته می شن گاهی غر می زنن گاهی می برن و.......
آره جانم !باید اول شاخه ها تنومند باشه! باید زنده و سلامت باشه تا برگ روی اون سبز بشه
وقتی شاخه احترام می خشکه –وقتی شاخه ی اعتماد بریده میشه –وقتی شاخه ی ارتباط قطع میشه چطور برگ تفاهم و دوست داشتن سبز بشه؟؟؟؟؟!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)