رضوان عزیزم، شما کافیه خودت باشی! می فهمی چی میگم!
خودت باش! این پوسته ی غرور رو که روی عشقت و احساست کشیدی رو بریز دور!
با همسرت و با خودت رو راست باش! با ایشون با لحنی که همیشه دوست داشتی؛ با کسی که عاشقش هستی صحبت کنی؛ صحبت کن! باید لحن و تن کلماتت تغییر کنه!
همه ی زندگی ظاهر نیست؛ شما باید روح بدی به کلماتت! به میز غذاخوریت باید روح و انرژِی بدی! باید عشق بدی!
ببین این جمله یادته: هر سخن از دل برآید/ لاجرم بر دل نشیند (فکر کنم همین بود؛ حالا! مهم اصل مطلبه)
شما خوبی؟ خوشگلی؟ مهربونی؟ اما هیچ کدوم از اینها رو رو نمی کنی؟ اما هیچ احساسی رو بروز نمی دی!
روی صورتت! روی حرکات بدنت! روی دستات! روی کلماتت! هیچ کدومش معنی عشق رو نمیده و هیچ مردی نیست که از ابهامات و ایهام ها متوجه عشق بشه!
با مردها باید مستقیم صحبت کرد و منظورت رو هم مستقیم گفت. حالا! اگه الان آمادگیش رو نداری که با همسرت صحبت کنی؛ لااقل عشقت رو به روح و روان خونه ات بیار!![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)