به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 56
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
    آرام امروز ايشون دقيقا حاصل مهارتهاي شماست
    با سلام

    لطفا همه بچه ها آرامش خودشون رو حفظ کنند و اروم باشند .

    بنا بر احساس نیازی که خودم کردم ، بهتر میبینم که وارد این موضوع بشم دوباره ،

    نکته اولی که لازم میدونم بگم : سرعتی هست که داره انجام میگیره ! در این بین زمان اصلا مرده ؟ چرا ؟

    شما نگاه کنید ببینید تایپیک با چه سرعتی داره حرکت میکنه و البته زندگی mta گرامی سرعتش از این تایپیک هم بیشتره .

    ایشون به گفته خودش میگه کارم سخته و وقت ندارم زیاد به این مسائل فکر کنم : ای مرد نازنین یه کمی هم به کارت نگاه کن فکر کنم با این همه وقتی که برای این زندگی داری میگذاری ورشکست بشوید .

    منظور آخر از نکته اول : سرعت اتفاقاتی که داره میفته رو کاملا اروم کنید . خیلی داره تند اتفاق میفته این خوب نیست .

    نکته دوم : شما از ترفند توپ رو بنداز توی زمین حریف بعد بشین نگاه کن و تماشاچی باش تا زمانی که توپ دوباره بیفته زمین خودت ، اصلا استفاده نمی کنی .

    مرد حسابی همش زنگ میزنید ما بین صحبت هاتون توپ رو میندازی تو زمین خودت که هیچ ، دو سه تا گل هم میخوری و تازه از اینکه 10 تا گل نخوردی خوشحالی .

    قرار اول ما از همون ابتدا ساختن خودتون بود ، چقدر خودت رو ساختی ؟

    این یعنی چه ؟ ببینید حالا که گفته دو ماه حق نداری من رو ببینی ! نرو ببینش . دو ماه دیوونه اش میکنه . اتفاقا برای تو زمان خوبی هست که مرد بشی و درست و قوی تمرین کنی .

    در مورد هر تلفن هم که میکنی اتفاقا تماس بگیر و سلام کن تا قطع کنه اگر هم قطع نکرد با الفاظ جیگر من چطوری و این مدل حرف زدن ها استفاده کن و توپ رو دائم بنداز توی زمینش . اصلا بذار فکر کنه داره بهت خوش میگذره .
    مردانه برخورد کن تا حسودی کنه به اینکه الان تو چه کار داری میکنی ؟

    منظور نکته دوم : بعضی حرفا رو که از نظر روحی این خانم رو به فکر میبره و به خودت زمان میده فکر کنی استفاده کن و عمل کن و بعضی حرفا رو اتفاقا عمل نکن چه بفهمه چه نفهمه .

    نکته سوم :

    همیشه اگر نتونستی تصمیم درست بگیری در لحظه بگو : بذار فکر کنم بهت جواب میدم . حالا خبرشو بهت میدم

    نکته ای که دوست عزیزمون sci فرمودند .

    هستیم در کنارت . برو جلو


    سلام احمد جان خوبی داداشم
    من روی کمک همتون حساب میکنم و همراهی شمار رو میخوام

    ایشون به گفته خودش میگه کارم سخته و وقت ندارم زیاد به این مسائل فکر کنم : ای مرد نازنین یه کمی هم به کارت نگاه کن فکر کنم با این همه وقتی که برای این زندگی داری میگذاری ورشکست بشوید .

    من شغلم کارشناس فضای سبز هستش و چون با موجود زنده سر کار داریم از این نظر میگن که کارم سخته و وقتم استراحتم کمه

    قرار اول ما از همون ابتدا ساختن خودتون بود ، چقدر خودت رو ساختی ؟

    راستش یه تصمیم هایی گرفتم اما روی خودم زیاد کار نکردم شما درست میگیدباید بیشتر روی خودم کار کنم ولی خیلی آروم تر شدم و همینطور منطقی تر تصمیم میگیرم ولی دوست دارم قوی بشم خیلی بهتره شاید چند وقت از دیدن خانمم محروم باشم اما اگر قوی تر بشم و برگردم برای خودم هم بهتره و راحت تر میتونم مشکلات رو حل کنم برای حل این مشکلات من خیلی ضعیف هستم و باید بیشتر روی خودم کار کنم

    این یعنی چه ؟ ببینید حالا که گفته دو ماه حق نداری من رو ببینی ! نرو ببینش . دو ماه دیوونه اش میکنه . اتفاقا برای تو زمان خوبی هست که مرد بشی و درست و قوی تمرین کنی .

    آره نمیرم سراغش
    دوست دارم که ارزشم رو حفظ کنم و خودم رو سبک نکنم ولی میدونم خودش از من میخواد که برم ببینمش الان زوده خودش بهم خواهد گفت

    در مورد هر تلفن هم که میکنی اتفاقا تماس بگیر و سلام کن تا قطع کنه اگر هم قطع نکرد با الفاظ جیگر من چطوری و این مدل حرف زدن ها استفاده کن و توپ رو دائم بنداز توی زمینش . اصلا بذار فکر کنه داره بهت خوش میگذره .
    مردانه برخورد کن تا حسودی کنه به اینکه الان تو چه کار داری میکنی ؟


    دقیقا همینطوریه
    زنگ میزنم حتی خودش تک زنگ میزنه که من زنگ بزنم و حتی باهاش صحبت هم میکنم خیلی عادی انگار که اتفاقی نیفتاده حتی قربون صدقش هم میرم که ناراحتی هاش از بین بره


    همیشه اگر نتونستی تصمیم درست بگیری در لحظه بگو : بذار فکر کنم بهت جواب میدم . حالا خبرشو بهت میدم

    نکته ای که دوست عزیزمون sci فرمودند .


    من هم با شما موافقم این جوری بهتره و از جواب من ناراحتم نمیشه


    یه نکته جالب که من یاد گرفتم
    قبلا من فکر میکردم که خانمم دوست نداره با من حرف بزنه و همیشه من باید به زور ازش حرف بکشم اما صحبت های دوست خوبمون sci در مورد گوش کردن حرف های خانمم رو بکار بردم خانمم از دست یکی از مشتری هاش عصبانی بود و شروع کرد در مورد عصبانیتش از دست مشتریش و برخوردش و اتفاقات امروزش صحبت کردن من هم فقط گوش میکردم اصلا نظر ندادم اصلا پیشنهاد یا انتقاد یا حرفی که خانمم رو ناراحت کنه نزدم فقط گوش کردم و همدردی کردم و با خانمم هم احساس شدم و خودم رو تو اون شرایط فرض کردم و حرف هایی زدم که مثل اینکه (من شرایطی رو که داری درک میکنم خودم هم همینطوری شده بودم چقدر مردم پر توقع شدن و امثال اینها ) و خودم رو با خانمم همراه کردم
    باورتون نمیشه که با چشم خودم دیدم که خانمم احساس راحتی میکرد و در دلش رو تمام و کمال گفت و خیلی خوب حرف زد و من هم خیلی خوب فقط گوش میکردم راستش من زنگ زده بودم در مورد چیز های دیگه صحبت کنم اما خانمم در مورد خودش صحبت کرد و چیزی که صحبت کردن در موردش برای من جالب نبود اما مهم اینه که خانمم سبک شد و حرف دلش رو زد و احساس خوبی داشت .
    این تکنیک خوب گوش کردن برای من خیلی کاربرد داشت

  2. 4 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (یکشنبه 05 تیر 90)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    به زودی ایشون هم آروم می شه
    اگر تونستی یه سری بهش بزن... حتی سر زده و کوتاه!
    دوست گرامی sci

    من یه بار دیگه نظرم رو میگم و اون اینکه : خیلی داره با سرعت حرکت میکنه این اتفاقات

  4. 2 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (شنبه 04 تیر 90)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط m25teh
    به زودی ایشون هم آروم می شه
    اگر تونستی یه سری بهش بزن... حتی سر زده و کوتاه!
    دوست گرامی sci

    من یه بار دیگه نظرم رو میگم و اون اینکه : خیلی داره با سرعت حرکت میکنه این اتفاقات

    راستش رو بخواهید میترسم به این زودی ها برم پیشش
    دارم همه چیز رو از اول میسازم
    حیفه که خراب بشه
    بهتر نیست که یکمی صبر کنم بعدا برم پیشش
    فکر کنم که بزودی خودش بهم بگه که میخواهد من رو ببینه

  6. 4 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (دوشنبه 06 تیر 90)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    راستش رو بخواهید میترسم به این زودی ها برم پیشش
    دارم همه چیز رو از اول میسازم
    حیفه که خراب بشه
    بهتر نیست که یکمی صبر کنم بعدا برم پیشش
    فکر کنم که بزودی خودش بهم بگه که میخواهد من رو ببینه
    سلام عزیز
    من قصد ندارم که هر کلمه ای که شما یا بچه ها میگن رو تجزیه تحلیل کنم و اینطوری باعث آزار فکری برای شما بشوم اما بهتر هست که مجددا در این مرحله به خودتون استراحتی بدهی و یه نگاهی به اطراف خود بی اندازی .

    نگاه کن ببین امروز در چه مرحله ای هستی ؟ مرحله ای که از ترس مهریه و دادگاه و وکیل و من دیگه نمیخوامش و نظرم برگشته و این صحبت ها رسیده ای به نقطه به اسم میخواهم بسازم .

    این میخواهم بسازم ؛ یعنی اول باید خودت قشنگ ورزیده بشوی و بتوانی فکر کنی و در لحظه تصمیم بگیری .

    درسته که امروز شما داری راهکار چگونه برخورد کردن را اجرا میکنی ولی این دلیل بر اینکه داری یاد میگیریش نیست.
    هنوز در کلمه کلمه شما میشه حس کرد که تکیه کردی به دیوار یکی و داری حرکت میکنی .

    ابتدا دیوار شما تالار همدردی بود و یواش یواش به انتخاب فرد اقدام کردید و امروز اون دیوار صحبت های sci هست .

    اگر از این لحظه آقای sci ننویسد شما چه میکنید ؟

    مطلب دیگه ای که مشاهده میشه تایید گرفتن شما می باشد . اگر همین الان همه کارهای شما مورد قبول نباشه چه میکنی ؟

    اما همه اینها یک طرف ، محکم نبستن کمربندتان یک طرف

    شما شرایط رو دارید محیا میکنید این زندگی را دارید دوباره جوش میدهید در صورتی که افراد همون افراد هستند .
    از این دو نفر حداقل یکیتون باید یاد گیری تون رو بیشتر کرده باشید : چرا ؟

    نگاهی به جنبه های دیگر زندگی شما نشون خواهد داد که منظور بنده چه چیزی هست :
    خانم شما فاز مشکل شما رو از مرحله دو نفر به مرحله خانوادگی کشونده . البته حتی اگر برای بقیه هیچ گونه مشکلی نباشه سازش شما دو نفر ، برای خانم شما جنبه دیگران خیلی مهم هست . یعنی براش مهم هست وقتی که دیگران متلک بندازن و او از موضع خودش کوتاه اومده باشه براش سخت هست . پس یه مرحله اینجا شما باید اماده باشی که یک دوره بحران رو بگذرونی .
    مرحله بعدی وقتی هست که مجبور هست خواسته خودش مثلا دو ماه ندیدنت رو لغو کنه و به دیدنت بیاد یا به دیدنش بری و خواسته خودش باعث آزارش بشه اون وقت دوباره باید یک بحران رو بگذرونی .

    مرحله دیگه مثلا : سر و صدای خانواده ها در خواهد آمد که کجاست و چرا نمیاد ؟ خب باید دفاع کند و دفاع کنی از این شرط و شروط ! این هم خودش یه بحرانی داره که باید مدیریت بشه .

    نیازهای خانمت و خودت دست به شورش میزنند و اعتراض میکنند ! اون موقع باید مدیریت بحران کنی .

    اطرافیان کلی راهنمایی های عجیب غریب میکنند باید مدیریت بحران کنی .

    اما با کدوم دانستنی ؟ همش میخوای بیای بپرسی ؟ بعد بری انجام بدی ؟

    امید وارم که از نوشته های من هیچ کسی ناراحت نشه ولی باید بدونی که تا فرصت هست خودت رو بساز و بعد یواش یواش خودش با تغییر تو جوش میخوره . نیازی نیست هم پای خودت خانمت رو هم در این مسیر قرار بدی تا فشار این مسیر هر دوتون رو از پا در بیاره . یکی یاد بگیره به دیگری در عمل یاد بده . والسلام .

    البته باز هم منظورم این نیست که ولش کنی به امان خدا ولی تا حرف از دهنش در میاد رو هوا بگیر : دو ماه ندیدنش فوق العاده فرصت خوبی هست برای هر دوتون .

    ----------
    نکته ریز : به نظر من شما وارد سه تا زندگی شدی : یکی زندگی خودت و خانمت ، زندگی خانمت با خودت ، زندگی خانمت با گذشته اش .

    برای همین مدیریت این سه زندگی خیلی هنر میخواد که تا اینجاش رو خیلی خوب اومدی . انشالله من بعد هم موفق باشید . یاعلی

  8. 6 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (شنبه 04 تیر 90)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    نقش مشاور؟

    هيچ مشاوري، مراجع را تغيير نمي دهد يا مشكلش را حل نمي كند. بلكه صرفا راههاي تغيير و حل مشكل را به كمك خودش برايش روشن مي كند. هر گونه تغيير و حل مشكل به عهده مراجع است.

    اگر مشاوري مراجع خود را تغيير دهد ، مراجع وابسته مي شود و مرتب با هر مشكل بايد به مشاور مراجعه كند. در حاليكه مراجع بايد روش حل مسئله و مشكل را يادبگيرد و اقدامات عملي را خودش انجام دهد.

    اگر مشاور همه كارهاي مراجع را انجام دهد به عقل و شعور او اهانت كرده است. لذا بنده معتقدم مراجع از توان و قدرت كافي براي حل مسائل خود برخوردار است و صرفا بايد در جلسه مشاوره به قدرت انتخاب و تصميم گيري خود پي ببرد.

    در واقع كار مشاور اينست كه مراجع را نسبت به گنج هاي نهفته در وجود او ، آگاه سازد. و پس از اين مراجع نسبت به حل مسائل خود با بينش و آگاهي كه يافته ، اقدام نمايد.


    برگرفته از تاپیک " مشاور برای همه " ( از راهنمایی های تخصصی مدیر همدردی )

  10. 9 کاربر از پست مفید m25teh تشکرکرده اند .

    m25teh (سه شنبه 26 مهر 90)

  11. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    سلام
    دوستان امروز خانمم تلفنی با من صحبت کرد
    لحنش خیلی عوض شده بود
    دیگه نه توهین میکردو نه عصبانی بود در ضمن با کنایه هم صحبت نمیکرد
    خیلی آروم شده و راحت حرفش رو میزنه و داره به من اعتماد میکنه
    از صحبت هاش فهمیدم که میخواهد من رو ببینه
    ولی فکر کنم هنوز زوده و بهتره یکمی صبر کنم
    من هنوز بهش چیزی نگفتم و خیلی اروم و ملایم باهاش صحبت میکنم

  12. 4 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (سه شنبه 26 مهر 90)

  13. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    سلام
    همونطوری که همه دوستان میدونید این هفته پنجشنبه مبعث حضرت رسول هستش و من باید هدایایی رو به همراه شرینی و گل برای خانمم به خونشون ببرم
    به نظر شما با توجه به اتفاقاتی که افتاده من برم یا نه
    اگر نبرم میدونم ناراحت میشه
    مثلا روز زن من هدیه هام رو به خونشون نبردم بلکه با خانمم به رستوران رفتیم و همون جا هدیه هام رو دادم که دلیل دلخوری ایشون از من این بود و میگفتن باید میرفتم خونشون
    چی کار کنم؟
    برم یا نه ؟
    هدیه بدم یا نه ؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید mta تشکرکرده است .

    mta (یکشنبه 05 تیر 90)

  15. #18
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    سلام بردار عزیزم
    اگر چیزی نمی گم چون به همراه شما دارم صبر می کنم و منتظرم که خبرهای خوب رو بشنوم
    مطمئن بودم همسرت آروم می شه... و اگر به پستهای قبلی مراجعه کنی می بینی که نوشتم تا چند روز آینده آروم خواهد شد... ببین پیشگویی نکردم! فقط مهارتهای شما و آرامش شما بود که ایشون امروز اینگونه است
    بی شک روز مبعث حضرت رسول (ص) روز بزرگی است. به دیدار ایشون و خانواده محترمشان برید و اصلا به روی خودتون نیارید...
    به هیچ وجه چالشی نباشه... در حد تعادل به ایشون محبت و توجه کنید! نه زیاد! نه کم!
    لازم نیست خودت رو به آب و آتیش بزنی! یک دسته گل زیبا... کافیه! همین!
    خیلی عادی برخورد کنید
    ببین راحت بگم این حالت خانومت باید حفظ بشه! هول نکن! احساساتی نشو! تازه کارهای اصلی مونده و کارت شروع شده...
    کم کم بهت اعتماد می کنه و تکیه می کنه...
    تمرینها یادتون نره...


  16. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (دوشنبه 06 تیر 90)

  17. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    سلام دوستان
    دیشب ساعت 10:30 شب بود و من تو خونه مجردی خودم بودم (من تنها زندگی میکنم جدا از پدر و مادر حدودا 4 سال) که دیدم خانم زنگ در زد خیلی تعجب کردم شوکه شدم و خوشحال بعد از 10 روز بلاخره خانمم رو دیدم و بهش گفتم بیا بالا تا من حاضر شم که دوباره بهش بر خورد و عصبانی شد از همون پشت در گفت بیام بالا که چی کارم کنی باز دوباره میخواهی شروع کنی ها گفتم باشه همونجا صبر کن من الان میام پائین خلاصه اومدم پائین شروع کرد داد وبیداد که من باید بیام ببینمت نمیتونی خودت بیایی گفتم من که اصلا نمیدونستم میخواهی بیایی اینجا تازه خودت گفتی فعلا نیا تا خودم بهت بگم که کی بیایی خلاصه که انقدر عصبانی بود که سوار ماشینش شدو خواست بره به من گفت 3 بار بگو غلط کردم تا اجازه بدم سوار ماشینم بشی بریم بیرون من هم بهم برخورد و گفتم نه نمیگم اصلا چرا باید بگم که زد زیر گریه که تو 4 روزه که به من زنگ نزدی و نمیخواهی عذر خواهی کنی تو فقط داری من رو خرد و بی شخصیت میکنی و دوباره گریه و این چیزا من هم موندم چرا اینجوری میکنه
    تا قبلش رفتار خوب و نرمالی داشت اما نمیدونم چی شد که خودش اومد دنبال من و با من اینکار رو کرد و عصبانی شد و گریه کرد در مورد رفتار های سینوسی خانمم چیزی سر در نمیارم
    تا چند ساعت قبلش خیلی آروم بود اما بعد از چند ساعت دوباره شروع شد
    اما یه چیزی رو خوب میدونم که خانمم خیلی دهن بینه فقط کافیه یکی به خانمم بگه که این خوبه و این بده دیگه تمومه و همون کار رو میکنه و چند تا دوست داره که تحت تاثیر دوستانشه من تاثیری رو خانمم ندارم یا اگر داشته باشم کافیه یکی از دوستاش بهش بگه که این کارو نکن و نمیکنه
    خلاصه خوشی دیشب از دماغم در اومد دوباره همه چیز از اول
    نمیدونم چی فکر میکنه و چی تو ذهنشه

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: تلاشم برای حفظ زندگیم با نامزدم

    خداييش از دنياي خانمها هيچي نمي دونيدها! بهتون برنخوره! خانمتون با اونهمه غرور اومد دم در خونتون كه شمارو ببينه دلش تنگ شده بود اونوقت شما ميگيد خوشي از دماغم دراومد؟ بايد الان جشن بگيريد! داريد موفق ميشيد! دوباره سه باره حرفهاي آقاي sci رو بخونيد به همون شيوه قبلي آرومش كنيد. چرا فكر مي كنيد دهن بينه؟ اصلا هم اينطور نيست بلكه در تلاشه تا براي اعتمادكردن به شما مدرك جمع كنه و به خودش اطمينان بده كه شما انتخاب درستي بوديد! هر زني در همچين موقعيتي از همسرش انتظار داره دركش كنه و داد و بيدادشو جدي نگيره بلكه از ميون اون اعتراض ها فرياد "لطفا مرا دوست داشته باش" رو بشنوه! مرد راه باش فرهاد كوه كن! براي پرنسس خودت شواليه باش!

  19. 10 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    سرافراز (سه شنبه 26 مهر 90)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.