نقل قول نوشته اصلی توسط hamedrashidi20
سلام دوستم عزيزم يه حرفايي ميزنم لطفا ناراحت نشو همه حرفارو زدي تير اخرتو زدي به اين فكر نكردي اخه من چي اخه منننننننننننننننننننننننن نننننننننننن
يه سوال دارم ازت چند سالته ببخش جنسيت چيه واسه اگاهي ميكم نه چيز ديگه گفتي دانشجويي اره تجربه چنداني نداري اين همه حرفو از كجاميگي ببخش ناراحت نشو تو در حق من خوبي ميكني واسه روشن شدن ميگم وسلام از يه سري مقالات اين حرفا در مياد يا ....؟؟؟؟
دوست خوبم اسمم مشخص هست . اسم ترکی هست و شاید شما متوجه نباشی . پسر هستم و همسن خودت
این حرفایی که میزنم مطمئن باشه اگر همه اش درست نباید اکثرش درست هست و از تجربه و خواندن کتب مختلف حاصل شده
حرف من را قبول نداری؟ از تاپیک های سایر دوستان که کارشناسان حضور دارند کمک بگیر
حرف انها را هم قبول نداری؟ به یک روانشناس خانواده مراجعه کن.
حرف او را هم قبول نداری؟ خودت بنشین و وقت بزار و کتاب بخون
این وسط یک چیز مهم هست باید امادگی پذیرش فکر مخالف فکر خودت را داشته باشی
من الان بگویم در طول زندگی دقیقا بالای 700 تا کتاب خواندم ! ( واقعا هم بیشتر از اینها کتاب خوندم)
ایا راضی میشی؟



در جوابت بخدا دركم نميكني من ميخوام تموش كنم شما ميگيد فراموشي فراموشي فكر داره عذاب داره سختي داره من 6 ترم معدلم كوفت شد بس نيست بسه ديگه ميخوام درس خون باشم ميخوام واسه ارشدم تلاش كنم ميخوام.... گور پدر همه نه دختر نه دوست نه دشمن هيچ كدومو نخواستم زندگي با تلخي است خوشي ندارم ميگفتم لعنت بر عشق حالا ميگم لعنت بر زندگي
گلم تاج سرم دوستم اخه فرصت دادن من خانواده رو درگير ميكردم من اهل دوستي نيستم من به يه چيزايي اعتقاد دارم بچه بسيجي نه نيستم اما اعتقاد دارم شايد يكي منو بيرون ببينه بگه هفت خط روزگاره اما جز سادگي هيچ چيز ازم نميبيند
هر چيز باشه سادگي باشه دوست داشتن باشه عاشقي باشه اما من دوسشون دارم چكار كنم
من بجز فيلم ترسناك فيلمي نگاه نميكنم ارزش نگاه كردن نداره فيلم هندي همش دروغ نه ارزش نداره نميتونم هم رل بازي كنم زود رلم شناخته ميشم شايد بگي باز دليل اورد دليلاي بي منطق اما دوسش دارم بخدا دوسش دارم بخدا چكار كنم دوسش دارم با همه احترام به شما و عقايد شما
برادر من
من دید منطقیم به موضوع رو میگم
شرایط ازدواج رو داری؟ خودت میگی نه
تکلیف از این مشخص تر؟ ماندن تو در این اوضاع مشکلی رو حل می کنه؟
راه دومت این هست تحت حمایت خانواده ازدواج کنی. من این راهو توصیه نمی کنم.
ایا بغیر از این راهها راه دیگری سراغ داری؟
انتخاب کن! خودت میگی این همه در زندگی عقب افتادگی
دلیلش در عدم تصمیم گیریت هست. دلیلش این هست که اصیر احساسات هستی . احساساتت دارن تو رو به هر کجایی خواستن می کشوننت... یکم محکم باش . این جور احساسات برات چه چیزی رو ارمغان میاره؟
یکبار مثل مرد تصمیم بگیر بهش عمل کن


خانواده رو گفتم اجازه ندادند اجازه بدند 20-30اصلا هزار جلسه هر وقت راضي شدم راضي شدند
دو مورد بعديت هيچ
به خانوادت گفتی اجازه ندادند! خب مشخصه چون پدر و مادرت می دونن شرایطش رو نداری
برادر خوبم هر کاری بوقتش باعث سعادت ادم میشه.هر کاری با برنامه باشه باعث موفقیت و لذت از زندگی ادم میشه
سوال نكردم اما عقايد مذهبي شو ميدونم چيه واسم همين انتخاب كردم يكي از اصول يا معيار هاي من بود
صدر صد مگه ممكنه تامين نكنه واسه بچه هام مادري ميشه نمونه واسه خودم همسري ميشه يك يك واسه خانواده نظم ميده يك واسه مديريت رفتاري داره تك تك حالا ميگي با اين همه خوصيت خوب باز ازش بگذرم اخه چطور

اره بابا امتحان چند بار اصولي اصولي تو موقعيتش قرار دادم چند نفر فرستادم و...

چطور فراموشش كنم نميشه ميگي دركم ميكني اما نميكني شايد سادگي باشه شايد اصلا عشق نباشه اما دوسش دارم دوسش دارم 2 روز نديدمش دلم واسش يه ذره شده اندازه سر سوزن حتي دوسم نداشته باشه با تمام وجود دوسش دارم دوسش دارم شايد بگي اين همه حرف زديم باز سر كوچه اوله اما بخدا بخدا بخدا نميتونم يكمي دركم كن.........
حامد جان اول شرایط ازدواجت رو بررسی کن ، بعد اگر شرایطش رو داشتی در این جور موارد با هم بحث می کنم. این طور بهتر نیست؟
راستش من متوجه شدم یکی از مسائلی که وجود داره عدم تواناییت در تصمیم گیری هست...
مهارت تصمیم گیری
چگونه بر تعارض هایمان فائق آئیم
من ازت ممنونم اما نوشته بودم تا اينجا تا فرمودي موضع نگيرم واسم مشاور خوبي هستي اما از احساس من بي خبري
نيمه گمشده! من كجا دوباره دوست داشتن كجا غلط ميكنم وابسته كسي نميشم اين يه بار واسه هفت پشتم بسه
حامد عزیز در میان صحبت هات چشمم به کلمه وابستگیت افتاد... وابسته نباش دل بسته باش
عشق از چه نوع است؟ دلبستگی؟ یا وابستگی؟
همه چيزو گفتي زمينو به اسمون رسوندي اما بابا خيلي ازت انتظار داشتم زدي زير همه چيز اخه من دوسش دارم دوسش دارم بازم بگو دوست داشتن نيست دوست داشتن چطوريه تعريف كن؟ من هيچ چيز ندارم عشق كه دارم زندگي بي عشق چه لذتي داره بابا واسه زندگيم هدفه هدفو از بين ببرم چطور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باز هم خواهم گفت . تو اولین کسی نیستی که این طور فکر می کنی و اخرین نفر هم نخواهی بود.
حضرت علی می فرماید: تجارب زیادند ولی کیست که تجربه بگیرد...

ازت عذر ميخوام شايد بگي من راهنمايش ميكنم اينم مياد نه بخدا ....چي بگم دوسش دارم دوسش دارم

واسه فراموشي دليل ميخواد من ندارم اينا گفتي ندارم روزي تامين ميشه منتظر اون روز ميشه موند يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلایل زیادند ولی تو باید ببینینشون...

--------------------
این ها را بخوان حامد عزیز:
تمییز و تشخیص بین عشق و وابستگی( نیاز از روی لذت و هوس)


ما باید فاصله دوست داشتن (عشق داشتن) را با احساس نیاز درک کنیم.
شما ممکن است به ، اکسیژن، غذا، مسکن و ماشین نیاز داشته باشید. و بدون آنها نتوانید زندگی کنید و همیشه به آنها فکر کنید ولی این معنای عشق نیست.
این معنای نیاز است. تفاوت عشق با نیاز در همین نکته ظریف خلاصه می شود. که در عشق واژه و مفهوم " من " حذف می شود. و همه چیز " او " می شود. پس جملات زیر نشانه نیاز و وابستگی هست نه عشق:
"من" ، بی تو نمی توانم زندگی کنم
" من" ، به تو محتاجم
اگر بری " من " می میرم.
همه چیز " من " تویی
توی دنیا فقط "من" تو را دارم
"من" بی تو غمگینم
"من" برایت اشک می ریزم
"من" می خوامت
"من" دوستت دارم
ای کاش به فکر "من " بودی
و هزاران جمله از این دست.
هوش هیجانی توانایی کنترل احساس و مدیریت احساسات خود و دیگران می باشد. مخصوصا هنگام تصمیم گیری های مهمی چون قضیه خطیر ازدواج.
پس آنچه که بیشتر وقتها نقاب عشق به خود می گیرد، یک نیاز ، وابستگی و هیجانی است که بدون در نظر گرفتن واقعیات به صورت یک جهش عاطفی ، تصمیم سازی و تصمیم گیری را دچار مشکل می کند . ولی تبعات آن تصمیمات ، مشکلات عمده ای را در زندگی فرد و اطرافیانش ایجاد می کند.


شرایط ازدواج

يكم: ازدواج مانند هر فعالیت دیگر به 2 شرط عمده نیاز دارد.
اول محتوا ، یعنی شرایط مناسب
دوم پیدا کردن فردی مناسب با محتوا و شرایط خود.

این نکته بسیار مهم است که اغلب افراد فقط دنبال شرط دوم هستند یعنی ، پیدا کردن فردی ایده آل .
شما باید انرژی خود را ابتدا روی غنی سازی خود بگذارید.( بند اول) مثلا

1 – ارتقاء سطح دانش خود
2 – ارتقاء مهارتهای زندگی
3 – ارتقاء مهارتهای عاطفی و احساسی
4 – پرورش و رشد فعالیتهای متفاوت خود
5 – انرژی گذاشتن روی معنای زندگی شخصی و پرورش و رشد شخصیت خود
6 – کاهش اضطراب، تنهایی، سستی، پرخاشگری ، زودرنجی و ناامیدی( در صورتیکه اینها در شما هست)

دوم : باید زمینه شرط دوم را فراهم آورید یعنی یافتن فردی متناسب با خود مثلا:

1 – اگر فرد درونگرایی هستید و در خانه نشسته اید، دسترسی خود را به افراد مناسب کاهش می دهید ، لازم است که تعامل خود را با اجتماع افزایش دهید، مثلا
- صله رحم ، رفت و آمد به خانه فامیل، دوستان، همسایگان
- عضو انجمن ها ، گروهها و ... شدن
- ثبت نام در کلاسهای مورد علاقه ، باشگاه ، ...
- انجام فعالیت های ورزشی، استخر و ...
- رفتن به مراسم های دوستان، فامیل و .... مثل عزا، عروسی، مهمانی، جشن تولد و ...

2 – گسترش مهارتهای ارتباطی مثلا
مهارتهای همدلی
مهارتهای گوش دادن
مهارتهای هم حسی
پذیرش غیر مشروط
و انجام مساعدتهای اجتماعی

- اگر شما حال سلام و علیک با دوستان و فامیل نداری و سرگرمی های خودت را مثل موسیقی ، کامپیوتر، کتاب و ... منحصر به اتاق خوابت کرده ای، نمی توانی فرد مناسب خود را پیدا کنی.
نکته مهم اینست که نیاز نیست شما مستقیما فرد مناسب خود را بیابید، وقتی ارتباطات گسترده ای که توضیح دادم فراهم کردی و دارای آن محتوای غنی که در بند 1 قید شد، می باشید، زودتر می توانید در معرض فرد مورد مناسب خود قرار بگیرید.

3 – ازدواج به عنوان قسمتی از راه و سفر ماست نه به عنوان مقصد زندگی،
لذا شما نباید مستقیما ازدواج را هدف بگیرید تا ارزش آن بیشتر از آنچه هست به نظر برسد. قبلا دختران را بی ارزش می شمردند و برای اینکه با ارزش شود باید زودتر نام آقایی در صفحه شناسنامه او قید شود، لذا گاهی دختر 8 یا 9 ساله را شوهر می دادند. یعنی ازدواج کردن مهمتر از این بود که با چه کسی ازدواج کند. توصیه می کنم. شما برای پرورش شخصیت خود بند 1 و 2 را مورد توجه قرار دهید، و در اين مسير ارزش خودتون به خودتون وابسته است و اگر كسي مناسب را يافتيد مي توانيد با او ازدواج كنيد.

4 – به هر حال ازدواج همه مثل ساير كارها بايد به صورت فعال و اكتيو پيگيري شود.
اگر شما انتظار داشته باشيد به صورت منفعل روي تخت خود دراز بكشيد، و منتظر باشيد خواستگاري با علم غيب از وجود شما آگاه شود و در بزند و شما را بيابد، در اشتباه هستيد. شما بايد توصيه هاي بالا را در جهت پيگيري فعال در خصوص ازدواجتان در دستور كار خود قرار دهيد.

5 – اگر طالب زندگي موفقي هستيم بايد فرايند منطقي و دقيقي را طي كنيم و تصور نكنيم به راحتي و رايگان خود را در دسترس هر كسي كه ادعاي عشق و محبت مي كند، به زندگي ايده آل خود خواهيم رسيد. راه مناسب همان است كه در سطور بالا توضيح دادم.

مشاور نتونست مشکلم رو حل کنه ،پس چرا خدا زندگیم را درست نمی کنه؟

1 -**دوست عزيز، اگر انساني توانايي کنترل و تصميم گيري را از خود سلب کند، يعني حق انتخاب را براي خود به رسميت نشناسد و مسئوليت کار خودش را قبول نکند، خود خدا هم برايش کاري نمي تواند بکند چه برسد به مشاور، خدا سرنوشت هيچ کس را تغيير نمي دهد مگر اينکه خودش تغييري ايجاد کند. مهمترين موضوعي که بايد به آن توجه نمائيد اينست که همانطور که مي توان شتر را بالاي پشت بام برد، به مراتب آسانتر است که شتر را پائين آورد.

2 –** انسان وقتي که صرفا طبق تمايلات وخواسته هايش عمل مي کند و از روي احساس و بدون جوانب مسئله اي لذت را هدف قرار مي دهد، به مرور عواقب آن گريبانگيرش مي شود. و تنها راهش اينست که بتوانيد با هوش هيجاني احساس خود را شناخته ، کنترل و اداره نمائيد.

3 –** شما بايد در يک روند منطقي ، منظم و به تدريج عرض چندماه با بهره جستن از راهنمایی ها مشکل خود را برطرف سازید. و اگر نمي خواهيد چنين کاري بکنيد يا تصور مي کنيد در توانتان نيست، به لحاظ حاد شدن مشکلتون نياز است که حضوري به يک مشاور خانواده مراجعه نمايئد و تحت نظر ايشون تکاليف ريز و دقيقي که به شما مي دهد ، انجام دهيد.

4 –** خود را خيلي ضعيف فرض نکنيد. شما که مي توانيد فرايندي تخريب زا را شروع کنيد، مطمئن باشيد که هر وقت اراده کنيد، مي توانيد مسائل خود را بازسازي کنيد. و البته هميشه بازسازي هزينه دارد. اما نا اميد نبايد باشيد. هزينه آنهم مقداري تنش و مشکلاتي هست که بايد تحمل کنيد، به جاي اينکه انکار کنيد، يا فرار کنيد يا تحت تاثير آن صرفا به اقدامات هيجاني دست بزنيد. شما نياز به عملکرد دقيق داريد.
لذا شک نکنيد که بايد به مرور در رفتارتان تجديد نظر کنيد . ( نه فقط رفتار فيزيکي ، بلکه ارفتارهای فکري و احساسي و ذهني خود را) براي اينکار زمانهاي بيشتري را به ارتباط داشتن با جمع و خصوصا خانواده اختصاص دهید. برنامه منظمي براي تفريح، مهماني، سينما، پارک، مطالعه ، دوستان ، ورزش و ....، قرار دهيد. تا کم کم بتوانيد نسبت به مشکلتون ، تمرکز زدايي کنيد و مسائل مهم ديگري را نيز در ميدان ديد خود قرار دهيد. اگر زياد به خودتون و اين مسئله توجه نشان دهيد ، روز بروز بزرگتر مي شود.

5 –** مشاور معجزه نمي کند، و به جاي شما هم نمي تواند مشکلتون را حل کند، انتظار خود را از مشاور قطع کرده و متوجه خود کنيد. اين شما هستيد صبح که از خواب بر مي خيزد تصميم ميگيريد آن روز چگونه رفتار کنيد، چگونه احساس کنيد و چگونه فکر کنيد. و مشاور فقط سعي مي کند با تابانيدن نور ، به شما بگويد کدامين رفتار، احساس و افکارتان بايد تغيير کند، و اکنون نوبت شماست که بسم الله را بگوئيد.