سلام
يعني واقعا بايد در اين موارد اينطوري برخورد كني ؟
در مواقعيكه طرف مقابل داره اينطوري صحبت ميكنه بايد هيچ حرفي نزد و سكوت كرد حتي اگه توهين كنه ؟
تشکرشده 186 در 103 پست
سلام
يعني واقعا بايد در اين موارد اينطوري برخورد كني ؟
در مواقعيكه طرف مقابل داره اينطوري صحبت ميكنه بايد هيچ حرفي نزد و سكوت كرد حتي اگه توهين كنه ؟
ailara77 (شنبه 04 تیر 90)
تشکرشده 5,973 در 1,154 پست
نه آیلارا، خواهر عزیزم!نوشته اصلی توسط ailara77
ایشون می دونه که طرفش در حالت روحی خوبی نیست. چون آگاهانه سکوت می کنه و تحریکش نمی کنه عملا داره از مهارت کنترل عصبانیت خودش استفاده صحیح می کنه.
عملا همسر ایشون در حالت عاطفی - هیجانی منفی قرار داره و باید در مقابلش بسیار با ظرافت عمل کرد. البته این با ظرافت به این معنی نیست که همه حرفاش رو باید پذیرفت... چون اصلا ایشون حرف نمی زنه که دوستمون mta بپذیره یا نپذیره... برای تخلیه روانی حرف می زنه و تقریبا می شه گفت تو این دو روزه فقط حرف زده و خواسته اعصاب دوستمون رو به هم بریزه.. اگر ایشون تحمل کنه و بتونه عصبانیت ناشی از این تحریکات رو تحمل کنه، این تحریکات برای همیشه حذف می شوند.
برادر خوبم
من از شما سپاسگزارم
صبر کنید و تمرینها رو انجام دهید...
دو تا هدف داریم
یکی اینکه شما عواطف خودتون رو شناسایی کنید و نسبت به خودتون به خود آگاهی برسید و مسلما آرامش
دوم اینکه اعتماد همسر شما بدست بیاد... ببینید گفتم که حالت ایشون در برابر اضطراب یک حالت عاطفی - هیجانی منفی هست... این حالت می تونه پایدار باشه و می تونه با مشاوره به یک شخصیت تیپ A تبدیل بشه... البته زمان می خواد و حوصله!
افرادی که در برابر استرس و اضطراب دارای این حالت هستند از هر موقعیت مبهمی تفسیر منفی می کنند. بسیار فیلتر می کنند. یعنی اگر شما دو روز فقط دست ایشون رو ببوسید و یک ثانیه نبوسید.... ایشون دو روز رو فیلتر می کند و می گوید دست من رو نبوسیدی! به همین راحتی! خب این یک نوع واکنش به استرس و اضطرابه
برای اینکه با خانومت بیشتر آشنا بشی بهت می گم که یه نیم نگاهی بنداز فقط به حرفهایی که نقل قول کردی:
نسبت به واکنش شما استرس داره... نسب به واکنش پدرش استرس داره... یکی نیست بگه که تو که شرایط جدیدی می ذاری چطوری این شرایط رو بقیه نفهمند؟؟؟ پس چطوری اجراش کنیم! اینها همه صحبتهای احساسی ایشونه که ناشی از یک روح خسته و پریشونه... گفتگوی درونی در این افراد بطور وحشتناکی زیاده! دیوانه کننده زیاده! تمام مدت دارند فکر می کنند و لحظه ای آرامش ندارند... علت اینکه هر از گاهی زنگ می زنه و یه چیزی می گه هم همینه!
باید با این افراد صبور بود... تا زودتر اعتماد کنند و به زندگی عادی بازگردند...بر خلاف چیزی که می گن بسیار تنها هستند و به شدت نیاز به محبت دارند. اما نمی شه بهشون واضح محبت کرد مثل قبل شما...
اولین گام اینه که ایشون آروم بشه... هر چی حرف بزنه و درد دل کنه بهتره! حرفاش بزودی تموم می شه و شاید گریه هم بکنه...
چون عاطفی و احساساتیه کار شما سخت می شه و خیلی باید مراقب رفتار و صحبت ها باشی
به زودی ایشون هم آروم می شه
اگر تونستی یه سری بهش بزن... حتی سر زده و کوتاه!
sci (دوشنبه 07 شهریور 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)