به نام خدامن خيلي آدم ضعيفي هستم .متاسفانه خودم هم قبول دارم ولي واقعا زندگيم گره خورده به همسرم . چون خيلي دوستش دارم . اون وقتا قبل از اينكه احمد آقا با خانمش آشتي كنه هر روز تاپيكشو مي خوندم و براش دعا مي كردم .هميشه برام عجيب بود كه چجوري يه زماني برمي گشت و مي گفت ديگه همه چي رو به خدا سپردم و انقدر خوددار بود .همش فكر مي كردم يعني تو دلش هم همينو مي گه .پس چرا من اينجوري نيستم .
يا حتي الان كه يه موقع هايي تاپيك بالهاي صداقت رو مي خوندم مي گفتم آخه اينا چجوري مي تونن اين حسو داشته باشن پس چرا من نمي تونم .
نمي دونم چرا نميشه دست خودم نيست يه روز همه چي برام تموم ميشه و روز بعد دلم يه دنيا ميگيره . نمي دونم چرا نمي دونم به خدا .
سلام
امیدوارم که در سلامت باشید
این دوره ای که درون آن هستی کاملا طبیعی هست و هیچ ضعفی در شما نیست .
کاملا طبیعی هست که با افکار و امید ها و البته واقعیت ها و انتظارات خودت درگیر بشی . همه ما همینطور هستیم . همه ما قبل از هر اتفاقی که خبر داریم قرار هست بیفتد اما نتیجه اش را نمیدانیم با تمام وجود خود و وجود واقعیت درگیر میشویم .
در این میان میل به پذیرش نتیجه را اگر در خود رشد داده باشیم و بر باقی میل هایمان برتری داشته باشد کمی آسوده تر با مسائل کنار می آییم و می پذیریم .
تو نه ضعیف هستی و نه این فکر ها و نفرت ها و خاطرات شیرینی که مرور میکنی نشانه ضعف توست . تو قوی هستی که این همه افکار را کنترل میکنی . این همه نظر را میخوانی و هنوز هم پایبند به مسیر سعادت هستی .
روزی که سرنماز بودی و همسرت بهت زنگ زد رو یادم میاد که چقدر درست برخورد کردی با او . همه موافق برخورد تو بودند و شیوه بیان تو را با درایت و زیبا دانسته و تائید کردند .
شاید تو یار خود را در نمازت یافته بودی که آنقدر با درایت برخورد کردی ؟ شاید هم خدایت به تو کمک کرده بود تا با درایت بیان کنی مطالبت را . هر چه بود تو آن روز از خیلی ها قوی تر بودی و از خیلی ها متین تر برخورد کردی .
این دوره را رها نکن به امان خدا ، افکار خود را سرکوب نکن تا 3 ماه دیگه دوباره بیایند سراغت ، به افکار خودت با احترام پاسخ بگو و آن ها را مطرح کن . با خودت محترمانه برخورد کن و با خودت محترمانه صحبت کن .
خودت را در لحظه لحظه زندگی ات در کنار خودت ببین نه در کنار این و آن . البته باز هم به افکارت احترام بگذار و گاهی اجازه بده به دیدن این و آن هم برود اما بدان که با هم بروید .
هرگز مانند یک حکومت دیکتاتور برخورد نکن و افکار و انتظاراتت را سرکوب نکن و با مهارت به تمام آن ها ، جوابی سالم و پسندیده بده .
هیچ کسی به تو نمیتواند نسخه چگونه زندگی کردن بدهد ، همه نظر میدهند و این ما هستیم که چه در این محل و یا هر محل دیگر میتوانیم انتخاب کنیم که کدام مطلب را اجرا کنیم ، کدام به ما بر بخورد و یا نخورد .
با تشکر .... برادر کوچکتان
-----------------
یه نکته ریز به آنجلا : احساس کردم شما دیروز عضویت جدید گرفتی و از اینکه با آیدی خودت مطلب رو مطرح کنی میترسیدی ؟ دوست عزیز ترس شما از کجاست ؟ با شجاعت مطالبت را بازگو کن و البته اگر مسئله ای داری به زیبایی می توانید بیان بفرمائید .... باتشکر








علاقه مندی ها (Bookmarks)