[size=large]شاید این موضوع به نظرتون موضوع کوچیکی میاد که نظر نمیدین ولی راستش دعواهای بعدش خیلی بزرگ و ریشه ای هستند و اوقاتمون رو حسابی تلخ می کنن.
خانواده ما اکثرا کارمندن و زود شام می خورن، مثلا ساعت 7 و اگر هم منتظر بشن حداکثر تا ساعت 9 دوام میارن در حالیکه که همسر من ساعت 9:30 تازه از سر کار میاد و وقتی ما می رسیم به مهمونی وسط شام هستند یا دارن جمع می کنن حتی گاهی مهمون ها دارن خداحافظی می کنن...
همسر من هم خیلی حساسه و ناراحت می شه و همین می شه شروع دعوا می گه خانواده شما چرا اینجوری کردن، چرا اون جوری کردن و من هم اگر حوصله داشته باشم با ملایمت آرومش می کنم که این هم مستلزم اینه که حرفش رو تایید کنم و بگم تو راست می گی خانواده من اشتباه کردن و اگر هم حوصله نداشته باشم می گم انقدر از خانواده من ایراد نگیر همه که نمی تونن الاف تو یه نفر باشن. و اگر هم از دستش عصبانی باشم و نتونم خودم رو کنترل کنم می گم خانواده خودتو چی می گی، اینجوری می کنن، اونجوری می کنن و بعد یه دعوای آبدار حسابی و قهر و از این چیزها.....حالا که دارم اینها رو براتون می نویسم به نظرم خنده داره ها...... ولی باور کنید وقتی توی موقعیتش قرار می گیرم اصلا هم خنده دار نیست.....[/size]








حالا که دارم اینها رو براتون می نویسم به نظرم خنده داره ها...... ولی باور کنید وقتی توی موقعیتش قرار می گیرم اصلا هم خنده دار نیست.....

علاقه مندی ها (Bookmarks)