سلام فرانك جون سوالاتم اينا بودند
سوالات تو ذهنمه ميخوام واسشش پاسخ داشته باشم اون اينكه دوستام همش ميگند ايشون نامزدشون نبود حلقه هم تو انگشتشون مشاهده نكردم اصلا به هم نميخوردند دوستام ميگفتند برادرششه اما سوالم اگه يه موقع عشقش نباشه بعدن هم عشق ايشون وصالي با ايشون نداشته باشه ايشون گلمو ميگم يه روز پشيمون بشه اون موقع واسه منم پشيموني نيست اخه دوسش دارم يه جا تو قلبش داشته باشم يه موقع تو فرصت مناسب با خانواده اقدام كنيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما فرموديدي راه سوم هم مناسبه اخه ايشون به گول خودشون عشق داره اين راحل واسه زماني نيست كسي تو قلبش كس ديگه نباشه درسته گيج شدم تو رو خدا راه درستو واسم بگيد
فرانك جون به چيزي كه فكر ميكنم هر روز بيشتر فكر ميكنم بيشتر علاقه مند ايشون ميشم شما فرموديد قوي باش قوي بودنو نميدونستم يعني چي اما حالا دونستم يعني چي ديوز امتحان بودم از همه اول امتحان رفتم نبينمشون ايشون اومدن من نديميشون ديدم نه وقتي ديدم با دوستم صحبت كردم تا... اما سر صحبت اين هست كه من ميخواستم نشون بدم حتي تو وجودم نباشه ايشونو فراموش كردم اما از حالم تابلو ميشد نميدونم چكار كنم بيشتر راهنماييم كنيد تا بتونم فراموششون كنم
از امروز جايزه هامو ميشمرم
از اين ميترسم بعدا فراموشيم پشيموني داشته باشه چرا من حداكثر تلاشمو نكنم بعدا فراموششون كنم حالا شروع كردم به فراموشيشون اما دارم عذاب ميكشم
اينجوري شده هر جا هستند من فرار ميكنم
دوست عزيزم مدير محترم يه حرفايي رو ميزنم خوب گوش كنيد چرا من نميتونم با خانواده در ميون بزارم
1 من خودم شرايطشو ندارم پول كار مسكن درسم تموم نشده و....
2 به دلايل بالا خانواده گلم واسم نميخندند چرا پيش اومدي هيچي نداري
3 خانواده من متاسفانه خانواده نيستند برادرم فهميده عوض اينكه بياد زير بغلامو بگيره بلندم كنه نذاره بشكنم ميگه مثلا من چرا بيشتر دستشوييم طول ميكشه پشت سر من- نميگه به خودم چرا برادرم اينقدر تو خودتي متاسفانه خواهر هم ندارم يا......
4 دو برادر بزرگتر دارم
و دلايل ديگه
خوب اين از بحث خانواده اما تو تاپيك قبلي گفتم اگه راضي باشند خانوادهامون در جريان ميذاريم خوب اگه راهي واسم همين باشه خوب اقدام ميكنم اين يه راه واسه ثابت كردن عشقمه
عشقمو با همين رفتارام مگه ممكن نيست يكي از دوستام يا دوستاشون با هم در ارتباط باشيم نميشه مگه اين همه دانشجو با هم ارتباط دارند چي ميشه ارتباطمون هم در حد درس ومشق نميشه
اگر ظلم باشه من عشقم هم ثابت نميكنم پس ميگيد بسوزم و بسازم
بخدا نميدونم احساس هست يا نه من ابتدا مراحل ميديم ايشون چندتا از دخترانو در نظر داشتم واسه همسر ايندم سبك سنگين ميكردم مشناختمشون چطور رفتار ميكنند با كي ميگردند خلاصه تمام جوانبو در نظر ميگرفتم ايشونم جز اينا بودن هر وقت بيشتر ميشناختمشون بيشتر عاشقشون ميشدم هم خانودهمان بهم ميخوردند هم از لحاظ اقتصادبي بهم ميخورديم خلاصه همه جوانب جور جور بود من اقدام كردم كه شد كاري كه بايد نميشد من شناختمو توضيح دادم كه چطور بود. من قبول دارم اما واسه خودم هم دليل شمردم ارتباط كه از دور دور نبود ما همكلاسيم؟
از اينكه برام يه مشاور خوب پيدا شده متشكرم مثل خدا تنهاي تنهايم واسه همدردي جاي ندارم جز اينجا










علاقه مندی ها (Bookmarks)