من می گم برید تحقیق در مورد زندگی قبلیش، شما می گی باشه می رم.
توی پست بعدی یه نفر می گه تحقیق نرید، به درد نمی خوره. می گید آره نباید برم.
خودتون هم اصلا نمی دونید دارید چیکار می کنید.
اما دلیل من برای تحقیق:
این کار باید قبل از عقد و نامزدی انجام میشد که خب نشده. الان حداقلش این هست که به شما برای درک مساله کمک می کنه. این که بفهمید مشکل از کجاست و چه روشی برای حلش پیش بگیرید.
این همه خوش بینی و خوش خیالی هم معقول نیست.
شما یک ماشین لباسشویی می خرید و بدون مطالعه کاتالوگش روشن می کنید. کف از درش می زنه بیرون یا صدای عجیب می ده. یکی می آد می گه باید قبل از استفاده کاتالوگ را می دیدی. شما می گی حالا که ندیدم. بذار دل و روده اش را باز کنم ببینم چرا کف زد بیرون؟ بذار ببرمش تعمیرگاه ببینم چشه؟ بذار دوباره روشن کنم ببینم چی می شه؟؟؟؟
یا اینکه می گید خب اشتباه کردم کاتالوگ را ندیدم. بذار ببینم چی نوشته شاید دلیل این مشکل هم توش باشه؟؟
اینکه شما اشتباه کردید تحقیق نکردید درست. اما الان به جای بیرون ریختن دل و روده ی زندگیتان، برگردید یه نگاهی به کاتالوگش بکنید ببینید شاید یه راهنمای استفاده ای چیزی توش باشه. درسته دیر شده، اما از هیچی که بهتره.
حداقل به شما کمک می کنه چه مسیری را برید. اگر این خانم واقعا خیانت دیده قضیه جداست. اگر همین اخلاقها را داشته و همسر قبلیش ازش جدا شده، مساله دیگری است. اگر مشکل روحی روانی دارد و به شما دروغ گفته اند، چه اصراری است که دو سال با این خانواده سروکله بزنید و روح و روانتان فرسوده شود و بعد بفهمید ؟؟ شاید با تحقیق از همسر قبلیشون زودتر به جواب برسید.
جدی، منطقی و معقول به مشکلتون نگاه کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)