اتفاقا خودم هم همین نظر رو دارم که برم در مورد همسر سابقشون یه تحقیقاتی انجام بدم و علل جدا شدنشون رو بپرسم چی بوده و حداقل خودم بدونم جریان از چه قرار بوده
در مورد عجیب غریب بودن من هم که شکی نیست اگر عجیب غریب نبودم که اینهمه مشکلات رو تحمل نمیکردم و باز هم به حل شدن و درست شدن مشکلات امیدوار نبودم
سلام
خوبی مرد میدان
قبل از همه بیایید باری دیگر محیط رو برای خودمون تعریف کنیم : اینجا محیطی هست که ما می آییم و مشکلات خانوادگیمون رو مطرح میکنیم و از هر کسی که شاکی هستیم مطرح میکنیم و پرونده رو باز میکنیم . درست در همین بازگشایی پرونده هست که اولین نفر خودمون متهم میشیم و جهت رسیدگی به ادامه پرونده اول باید خود را معرفی کنیم . ایرادات و مزیت های خودمان را مطرح کنیم . تجربه کسب کنیم و بزرگ شویم و در انتها میرسیم به پرونده ای که در ابتدا باز کرده بودیم . آنجاست که نتیجه را می گیریم .
mta در مورد ازدواج قبلی همسرتون تحقیق لازم نیست . بنا رو بگذار که همسرتون خوب یا بد بوده و جدا شده . این تحقیق برای قبل از نامزدی مفید بوده نه حالا که بدردت نمیخوره و فقط و فقط بار فکری که داری رو بیشتر و بیشتر میکنه و اتفاقا مسیر خودسازیت رو کلا عوض میکنه و بیشتر اذیت میشی .
در مورد عجیب غریب بودن شما هم اصلا عجیب غریب نیستی . تو هم مثل من یک انسان هستی با ضعف ها و قوت هایی که داری و ما همه اینجا هستیم تا تعادل رو در خودمان به روز رسانی کنیم . حالا بعضی ها در کوهستان 40 روز تنها میشینن و فکر میکنن و تصمیم می گیرن و شما اومدی اینجا داری فکر میکنی و تصمیم میگیری .
در مورد شروع ازدواجت با این خانم هم اصلا به هزار دلیل اشتباه با ایشون ازدواج کردی . خب همسرت هست نمیتونیم که منکر این قضیه بشیم ، ایشون چه انسان با کرامت باشه چه انسان وحشی ( با عرض معذرت ) همسر شما هست علی الحساب . پس زیاد تمرکزت رو به خوب یا بد بودن معطوف نکن و اندکی تامل کن .
در مورد اتفاق روز پدر هم که اصلا به خودت فشار نیار . در شان خودش رفتار نشون داده . تو هم در شان خودت رفتار نشون دادی . به جای روز پدر که نرفتی همین فردا یه دست گل و شیرینی و هر چی که میتونه خانواده خودت رو خوشحال کنه بخر و با افتخار برو خونه پدری و کلی کیف کن . اصلا خودت رو ناراحت نکن . مثل یک مرد پاشو برو یک ساعت خوش با خانواده خودت خلق کن و برگرد به خونه خودت .
به خانمت هم نه زنگ بزن نه چیز دیگه که خیال خودت رو راحت کنی که حرص الکی به بانک خودت تزریق نکنی . بشین با خودت آروم یه گفتگوی کوچیک بکن و تصمیم بگیر به یک دختر کوچولوی بی سرپرست در یکی از شیرخوارگاه ها محبت کنی و محبتت رو خالی ایشون کن بدون اینکه حتی کسی بفهمه .
یه مثالی یکی از دوستان برای من زد که مثال قشنگی هست من هم برای شما میگم :
میگفت پدر بزرگش میگفت : گاهی هوا ابری میشد و مردم چشم به آسمان داشتن که خدایا آیا بارون میباره یا نمی باره ، سه چهار ساعت میگذشت و هنوز مردم این سئوال رو میکردن و به فکر این بودن که آیا با این هوای ابری بارون می باره یا نمی باره و اخرش هم یا می بارید یا نمی بارید .
میگفت : مرد باید مثل اون هوای ابری باشه . جوری برخورد کنه که همه بگن خدایا آیا می باره یا نمی باره ، کی می باره .
حضرت علی ع می فرماید : مرد تا سخن نگفته باشد ، عیب و هنرش نهفته باشد .
خب فدای احساس تو ، احساسی هستی ، احساسی باش . حتی من به تو توصیه میکنم احساسی که داری رو برای خدا خرج کن . برای یه گیاه کوچولو خرج کن . اینکه تو منبع انرژی هستی هیچ ایرادی نداره اتفاقا یاد بگیر احساساتت رو عادلانه تقسیم کنی . در حق حتی یه گیاه کوچولو احساساتت رو ببخش و بیشترش هم کن .
من هم احساسی هستم مگه ایرادی داره ؟ من الان توی خونه یه گل یاس دارم که هر روز باهاش حرف میزنم و احساسی برخورد می کنم .
با ماه شب ها نگاه میکنم و کلی با همدیگه حرف میزنیم .
وقتی سوار ماشینم میشم دست میکشم روش و میگم تو چطوری رخش من .
وقتی مورچه میبینم باهاش کلی حرف میزنم و خدا قوت بهش میگم .
وقتی یاکریم میبینم که نشسته روی تخم اش و داره نگهداری میکنه و میگه هو هو هو ، حرف میزنم و میگم جیگرتو چقدر ناز نشستی .
دیدت رو وسیع کن و تا میتونی دور دست ها رو ببین اما همزمان حواست باشه که زیرپاتو هم ببینی .
حالا بقیه میگن من دیوونه و احساسی و عجیب ام ؟ خب بذار بگن .
من نمیگم زنت رو نگه دار و طلاق نده درست میشه یا زنت رو طلاق بده و این زندگی زندگی بشو نیست . من میگم زندگی خیلی وسیع تر از یک زن هست و تو باید انقدر قوی باشی و باهوش که بتونی با هر موضوعی شاهانه رفتار کنی چه در بخشش چه در تنبیه چه در تشویق چه در امر و در نهی .
مهم نیست که امروز کجا قرار داری مهم اینه که اگر امروز رو ته دره ای فرض کنیم میخواهیم که با کمک همدیگه تو برسی به قله کوه و در این مسیر هم همراه و همدرد تو هستیم .
من خودم بهت قول میدم که در آینده زندگی گذشته ات رو نکوبم توی سرت و نگم که داری شعار میدی . و فوقش اگه کسی هم اومد و این کار رو کرد با قدرت تمام از لحظه لحظه انتخاب هات لذت ببر و هیچ وقت پشیمون نشو پس با همت و جدیت برو جلو و با هر بادی دیواری که در حال ساختن اون هستی رو اجازه نده خراب بشه . حتی اگه شهرداری اومد دیوارت رو خراب کنه با قدرت دفاع کن و بدون که این دیوار امروز تو آشیانه فردای تو خواهد بود .
دوستت داریم
آروم باش و کنترل ذهنت رو در اختیارت بگیر
یامولاعلی








علاقه مندی ها (Bookmarks)