[align=justify]خوشحالم که می بینم ذهن تحلیل گری داری. قدرت آنالیز از ستایش برانگیز ترین صفات انسانی هست.
حتما تو زندگیت متوجه شدی که این ویژگی چقدر تو رو از افراد سطحی نگر متمایز می کنه.
نکته قابل توجه اینه که این ویژگی اکتسابی هست و مسلما الکی به دستش نیاوردی، بلکه در مسیر رشدت با اراده خودت به این مرحله رسیدی.
اما کوردلیای عزیزم می دونی یه پله بالاتر برای انسانی که قدرت تحلیل رو کسب کرده چیه؟
اینکه قدرت "سکوت" رو کسب کنه. سکوت ذهن...
و تو در موقعیتی قرار گرفتی که این فرصت (یا الزام) برات ایجاد شده که به ذهنت یاد بدی از تو فرمان ببره و وقتی که تو لازم می دونی، دست از تجزیه تحلیل، و آنالیز داده ها برداره.
اونوقته که قادر خواهی بود از یه زاویه دیگه نگاه کنی، و ببینی که موضوع هرچی که بوده و نبوده، دیگه تموم شده و دلیلی نداره در این برهه خاص که دچار برانگیختگی احساسی هستی، انرژیت رو روی آنالیز رفتارهای شخصی بگذاری که به احتمال زیاد رفتارش از انسجام لازم برخوردار نیست. و ممکنه اساسا یه کارهایی رو بی دلیل انجام بده.
اینکار مثل سبزی پاک کردنه.... وقتی سبزی ها رو پاک می کنی، می گذاریشون روی یک جسم ثابت، مثل میز آشپزخونه. اما نمی ری وسط یه رودخونه مواج بشینی و سبزی پاک کنی، درسته؟
پس حالا که هم اون شخص رفتار منسجمی نداره، و هم خودت آرامش احساسی و روانی نداری، دست از استدلال و آنالیز بردار.
حالا اولویت اینه که به هر وسیله ای که می دونی، کوردلیا رو شاد کنی و اجازه ندی تو شرایطی قرار بگیره که تو فکر بره، یا قلبش غصه بخوره.
چند ماه دیگه که همه چی فروکش کرد، خیلی راحت می تونی برگردی و وقایع رو تحلیل کنی، و با صرف انرژی خیلی کمتر، به نتایج قاطع تر و درست تری برسی.[/align]








[/align]

علاقه مندی ها (Bookmarks)