سلام دوست عزیز.
من بحث کارشناسی ندارم
دارم از تجربه ام می گم
منم سال ها پیش رابطه ای داشتم که بسیار شبیه رابطه شما بود. مخصوصا قسمت مشکلات مالی و درسیش.
از قضا طرف من هم مثل شما عجله داشت که قبل از ازدواج بتونیم دست هم دیگه رو بگیریم و چه می دونم همو ببوسیم.
البته ایشون آدم بدی نبود. کاملا خوب و نجیب بود. ولی این درخواست که سربسته هم می گفت از نیاز و اعتقادش سرچشمه می گرفت.
به قول خود شما همه عالم و آدم هم می دونستن ما می خوایم ازدواج کنیم.یعنی انقدر ما مطمئن بودیم که قراره ما ازدواج کنیم. حتی اون اواخر دنبال وام و این چیز ها هم می رفتیم. البته خواستگاری و نامزدی رسمی در بین نبود. بعد مشکلاتی پیش اومد که نتونستیم ازدواج کنیم. مشکلاتی که شما الان شاید حتی به ذهنتم نرسه. به ذهن ما هم نمی رسید اگر بهمون می گفتن می خندیدیم.
یک بار که ایشون توی یه جای خلوت و مناسب به من گفت که دوست داره ببوسم من زل زدم توی چشماش و گفتم که اگه این کارو بکنه جلوشو نمی گیرم ولی بعدش برای همیشه ترکش می کنم. گفتم اگه منو برای همین یک بار بوسیدن می خوای معطل نکن!
ایشون هم با شرمندگی گفت که منو برای یک بار بوسیدن نمی خواد.
الان که به اون روز فکر می کنم می بینم اگر من در مقابل خواسته او کوتاه می اومدم الان چی به سرم اومده بود؟ ما دو تا ادم خوب بودیم اما اگر در مقابل نیاز جنسی مون تسلیم می شدیم الان معلوم نبود سرنوشت ما مخصوصا من که یک دخترم چه می شد. شاید تا ابد نمی تونستم خودمو ببخشم.
خوشحالم که در اون مقطع با وجود همه نیازی که داشتیم هیچ اتفاقی بین ما نیوفتاد.
من بر حسب تجربه ارتباط با آدمی مثل شما دارم بهت می گم مشکل شما الان هیچ یک از این چیزایی که با دلیل و استدلال می گی نیست. منطق شما الان نیازته. طبیعی هم هست. غیر از این باشه عجیبه. بنابراین هرچه زودتر تصمیمی برای رابطه ات بگیر. نمی گم ازدواج کن یا نکن. من تجربه اشو داشتم. سرکوب کردن این نیاز از شما انرژی می گیره. در آینده نزدیک خسته و بی رمق می شید هر دوتون. به هم می پرید. از زندگی عقب می افتید. از درس می افتی. نیازتو انکار نکن و براش هم زیرآبی نرو. راه حلی براش پیدا کن به جای این که بخوای رابطه غیر عرفیتو توجیه کنی.
امیدوارم خوشبخت باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)