پیشاپیش عذر می خوام بابت چیزایی که می خوام بگم اما یکی از دلایل نرسیدن به هم ممکنه این باشه که دور از جون شما در حادثه ای نقص عضو بشی و یا حتی از دنیا بری اگه این اتفاق بیفته کی به داد اون دختر برسه؟ کی می تونه ضربه های عاطفی و ترس از آینده و مشکلات روحی ش رو ترمیم کنه؟ نمیخواستم اینو بگم مبادا ناراحت بشی اما حقایق انکار ناپذیرند و کسی از فردای خودش مطلع نیست,
با خوندن مطالبی که نوشته بودی متوجه جبه گیری ت نسبت به پاسخها شدم اما یه کم منطقی باش, نمی دونم اعتقادات مذهبی ت تا چه حده و گذشته از مذهب تا چه حد به اخلاقیت و انسانیت پایبندی اما هر کی هستی و با هر اخلاق و طرز فکری پیش وجدان خودت بشین این مسئله رو بالا و پائین کن,
یه بار می گی من که نمی گم حتما رابطه داشته باشم اما جوابهات اینو می رسونه می خوای خودت رو توجیح کنی تا اینکار رو انجام بدی, واقع بین باش,
من خودم هم یه دختر 23 ساله هستم و اگه پسری هر قدرم بهش علاقه داشته باشم همچین پیشنهادی رو بهم بده شدیدا واکنش منفی نشون می دم و باهاش بهم می زنم و شدیدا نسبت بهش بی تفاوت می شم,
اگه اینقدر واسه این دوستی ارزش قائلی پس تو خطر نندازش, اگه واسه جسم و روح خودت ارزش قائلی اگه واسه اون خانم ارزش قائلی اینکار رو نکن... نوشته بودی وقتی دخترا رو میدیدم،به خودم گفتم یعنی من قرار با این هرزه ها ازدواج کنم؟ می شه هرزه رو معنی کنی؟ کسی که رابطه جنسی داشته؟ کسی که با همه بوده؟ ببینم اگه باهاش رابطه برقرار کنی خودت ازش بدت نمیاد؟ اینجا ایرانه پسر خوب, تو که اینهمه صبر کردی و بهش احترام گذاشتی, پس حفظش کن
سعی کن این 5 سال رو کوتاه کنی, دنبال یه شرایط ایده آل نباش, خودت می گی تو سختی ها دو نفر به هم قوت قلب می دن پس با هم راهتونو شروع کنید, مقدمات خیلی ضروری رو فراهم کن, مطمئن باش خانواده ها هواتون رو خواهند داشت, به این راحتی که نوشتم نیست و خیلی سخته چون خودم دارم تجربش می کنم اما بهتر از اینه که اینطوری ادامه بدید, بهتر از اینه که پاکدامنی یه دختر رو ازش بگیری.
![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)