از راهنماییتون ممنونم . من هم با شما موافقم و مثل شما بودم و در مورد خونه و دکوراسیون هم همینطور بوده ام و دور از خاله زنک بزی و هنوز هم گرفتارش نشدم به قول یکی از استادامون ادم هنری فکر کنه بهتره تا کار هنری انجام بده و من این جمله رو بارها تو ذهن خودم تکرار میکنم با حرفاتون کاملا موافقم ولی حرف رو ادم تاثیر میزاره میتونه یه جمله اعصابت رو به هم بزنه و تو چهرت نمایان بشه.من حرفای شما دوستان رو کاملا قبول دارم و مثل روشنی روز برام واضحه.ارزشهای اخلاقی همیشه ارزشند و تغییر نمیکنند ولی شرایط خیلی چیزهارو بر هم میزنه من همیشه دوست داشتم بهترین باشم نه اینکه خود خواه باشم و خودم رو بهتر بدونم نه ،بهترین هارو انتخاب میکردم و برای رسیدن بهش تلاش میکنم قبلا هم گفتم در این مورد انرژی کاذب دارم و دوست ندارم کسی این تلاشهای منو بی ارزش کنه و تغییر بده ولی متاسفانه این شخص تونسته اینکارو بکنه .و طبیعیع که من حالت عصبی پیدا کنم چون موقعیتمو تو خطر میبینم اونم موقعیتی که براش تلاش کردم تا بدستش اوردم . صحبت های شما نوشتاره در عمل خیلی سخته ،خیلی زیاد .گاهی فکر میکنم خدا این شخص رو برای امتحان کردن من فرستاده .اخه قبل از اشنایی با ایشون من خیلی ارامش داشتمو یا شاید خیلیحس میکردم ادم پاکی بودم ولی از وقتی ایشون رو شناختم چقدر موجب بدبینی و غیبت نفرتو .......در من شده که همه اینا گناهن در نتیجه من چقدر الوده به گناه شدم .حس میکنم انسانیت رو دارم از دست میدم و این برای نقش مادر بودنم مضره اره همه اینارو به خودم میگم ولی دیدنش ،یا شنیدن صداش همه عقایدم رو دور میکنه .این قضیه واقعا برام مشکل شده والا رقابت بین جاریها که تو همه خونه ها ممکنه باشه من کلا با ادمها متناقض نما مشکل داشتم و الان هم که دیگه یکیش ور دلمه بیشتر غذابم میده.







علاقه مندی ها (Bookmarks)