سلام"
خانم شمیم،متاسفانه نتونستم کل 154 تاپیک مطالعهکنم ولی با نگاهی کلی متوجه موضوع مشکلت با همسر محترمت شدم.
خود من در حال حاضر الارقم میل باطنیم در حال جدایی از همسرم هستم، شاید تو این لحضه که دارم برای شما مینویسم صیغه طلاق جاری شده باشه( چون راضی به طلاق همسرم نبودم و تمایل به حضور در دادگاه برای خودم و حتی ایشان نداشتم بعد از یکسال زندگی مشترک هفته گذشته وکالتی به او دادم تا ایشان بتواند به راحتی و بدون حضور من کار را تمام کند..... و چون خانواده ایشان در شهرستان زندگی میکنند وکالتنامه براش پست کردم و آخرین حرفم این بود که من و اطرافیان خودت تمام تلاش شونو برای دوام این زندگی انجام دادن و به هیچ وجه قصد اینو ندارم که به اجبار در کنارم باشی) نمیخواهم سر شما را بدرد بیارم زندگی مشترک من خودش مصیبت نامه ای هست.
به نظر من این مورد شما از اون قسم مشکلات که تا دیگران خودشون توش قرار نگیرن و سنگینی بعضی از حرکات و جراحت هایی که کلمات طرف مقابل به انسان وارد میکنه لمس نکنن اسمشو مشکل اساسی زندگی نمیذارن، در عین حال من به شخصه بعضی از کلمات و افعالی که شما برای وصف مشکل تون بکار میبرید خیلی خیلی زیاد میدونم.و تو را بخدا ..تو را بخدا ..تو را بخدا قسم میدمت که برای نشان دادن عمق مشکلاتت از تصمیم طلاق براش استفاده نکن و هیچ وقت نزار قبح آن در زندگیت از بین بره.زمانی مطرحش کن که قطعاً تصمیم گرفته باشی. من و همسرم این اشتباه فراوان انجام دادیم و تهدید به طلاق برامون سلاح نبرد شده بود.
به نظر من حداقل یکسالی به خودت و همسرت و زندگی مشترکتون فرصت بده،شما تو حساس ترین زمان رابطه مشترکتون قرار دارین،اجازه نده که مشکلاتی که مرور زمان خیلی هاشون حل میکنه شما دو نفر برای حل سریع آن بخاطرش با هم درگیر بشین و حرمت همدیگر نگه ندارین این خیلی جای افسوس حصرت داره که دو نفر برای حل مشکلشون و بهتر شدن زندگی شون حتی به هم پشت کنن چه برسه به دعوا درگیری.
ازت خواهش میکنم که حرمت خودت و همسرت نگهداری من اگر یکسری از پرده های حیا و حرمت زندگیم از بین نمیرفت مطمئناً من الان که نیمه های شب کنار همسرم بودم.. باور کن اگر برای شما و یا دوستان دیگه از مشکلاتم بگم هیچ کدوم باور نخواهید کرد... که مگه میشه به این دلایل زندگی متلاشی بشه.!!!!!
پیشنهاد میکنم که بیشتر از اینکه همسرت مجبور کنی به تعقییر کردن،از درون خودت شروع کن به دست یابی به اون زندگی ایده الت یعنی اینکه جوری باش و خودت رو اثباط کن تا همسرت آنقدر قبولت داشته باشه که تو را مشاور خودش بدونه و راهکارهای تو رو منطقی از روی عقل درایت بدونه نه اینکه تصور کنه که تو قصدت فقط کنجکاوی و سر در آوردن از کار هایی هست که در روزمرگی همسرت اتفاق می افته.
خیلی پر حرفی کردم..... امیدوارم که با استفاده از تجربیات خودم بتونم یاریت کنم.. خیلی مشکل با این اطلاعات مختصری که اینجا از دوستان میگیره آدم بتونه راهکار مفیدی پیشنهاد کنه.
به هم احترام بذارین، و اینو از سرت بیرون کن که بدون سعی و تلاش بتونی به رویا های زناشوییت برسی.
با تشکر از صبر و حوصلت
ادامه دارد......







کنم ولی با نگاهی کلی متوجه موضوع مشکلت با همسر محترمت شدم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)