بلو اسکای جونم
اصلا نگران هیچی نباش خانمی، آب رفته به جوی برنمی گرده! ولی مراقب باش که خطا رو دوباره تکرار نکنی!
راستش من نمی دونم که روانشناسا و مشاورا و کارشناسا چی می گند ولی خودم یه تجربه دارم که بهت می گم:
من هم مثل شما فکر می کردم هر وقت که روابطم با شوهرم خوب می شه باید تمام خواسته ها م رو بهش بگم و ناراحتی هام رو بیان کنم!
اوایل ازدواج توی اینکار خیلی هم عجله می کردم، به محض اینکه روابطم خوب می شد، سریع شروع می کردم و گله می کردم! قاعدتا شوهرم هم سریع جبهه می گرفت و کاملا متوجه می شد که من می خوام از خوب بودن وضعیت به نفع خودم سود ببرم!!!و من نه تنها نمی تونستم چیزی رو ثابت کنم و به هدفم برسم بلکه وضعیت رو دوباره خراب و آشفته می کردم... بعد از مدتی حتی شوهرم احساس می کرد که اگر با من توی صلح باشه من مرتب انتقاد و خواسته های جدید دارم و گاها حتی ترجیح می داد توی قهر بمونه!!!
بعدها فهمیدم که هم باید زمان بهتری برای گفتگو پیدا کنم و هم لحن گفتگو مهمه!
زمان بهتر، وقتیه که اتفاقا رابطه تون خیلی هم خوب نباشه!! بذار از زمانهایی که خیلی با هم خوبید استفاده ببری و لذت ببری! و با این حرفها اوقات خودتون رو تلخ نکنید!
لحنش هم به نظرم اینطوری بهتره (من اینطوری بهتر نتیجه گرفتم) که دیگه مستقیما انتقاد نمی کنم و بیشتر شوهرم رو توی مقام قضاوت می ذارم، مثلا اگه از رفتار جاری ام ناراحت شده بودم، بهش می گفتم، اون شب دیدی این حرف رو زد؟ به نظرت منظورش چی بود؟ یا چرا فلان رفتار رو کرد؟
توی این شرایط معمولا شوهرم به من می گفت: منظوری نداشته، یا می گفت: اخلاقش اینه دیگه!
عزیزم، مامانی آینده، باور کن همه تالار همدردی تو و نی نی کوچولوت رو دوست دارند، نبینم غصه بخوریا! ذهن نی نی ت رو هم نسبت به باباش بد نکن![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)