sahra گلم
ممنون که بهم سر میزنی
تقریبا با همه حرفهات موافقم. اما همه این راهکارها وتوصیه هایی رو که برام نوشتی میذارم بعد از آشتی انجام میدم نه حالا. شاید مخالف باشی اما در تمام این 11 سال اون قهر کرده و من پیشقدم شدم. حالا یا واسه اینکه خودم تاب نیاوردم و یا واسه اصرار دخترم که ار من میخواست با پدرش حرف بزنم و هر بار که من باب آشتی رو باز میکردم طفلکم کلی خوشحال میشد و از من تشکر میکرد که اون فضای سنگین خونه ارو از بین بردم. اما همسرم از این وضعیت فقط سواستفاده کرده چون میدونه ما تاب این وضعیت رو نداریم ؛این حربه به کرات استفاده میکنه.
این بار نمی خوام من پیشقدم شم . بالاخره باید یه روزی دست از
زورگویی برداره یا نه؟ این راهیه که اول و آخر باید طی بشه پس هر چه زودتر بهتر.
البته اینم بگم که این قهر طولانی هر ضرری داشته باشه؛بی فایده هم نبوده. درسته با هم مستقیما حرف نمیزنیم اما حالا حساب کار دستش اومده که ایندفعه با دفعات دیگه فرق داره. دیگه از توپ و تشر و امر و نهی و اداهایی که موقع قهراعصاب من ودخترمو خرد می کردن خبری نیست.
تا یه کاری بهش محول میکنم(مثل راه انداختن کولر و خرید چیزی و ....)انجام میده.که قبل از این روزهای عادی هم پشت گوش مینداخت چه برسه موقع قهر که اصلا جواب نمیداد و محل نمیذاشت.
دعواهای قبلی خیلی ملایم تر از این دفعه بودن اما خیلی پیش اومده بود که بعدازدعوا میرفت خونه مامانش و تا ما زنگ نمیزدیم و بابت گناه نکرده ازش معذرت نمی خواستیم برنمی گشت! اما سه شب پیش که بد جوربحثمون شد؛با شناختی که ازش داشتم ؛نه من ونه حتی دخترم انتظار نداشتیم که شب بیاد خونه ولی اومد!!!!!!!!!!
اینا از نظر من نشانه های خوبی ان و میشه امیدوار شد که داره لجاجتش رو کمتر میکنه.
به هر حال توصیه های خوبت رو گوشه ذهنم نگه میدارم اوضاع که آرومتر شد سعی میکنم به کار ببرم.![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)