منم میخوام یه چیزی بگم!!!
بگم؟
بگم؟؟
پس میگم.
من هم یک بار عشق یک طرفه رو تجربه کردم!! البته اون موقع سنم کمتر بود. از اون دختر برای خودم یه بت ساخته بودم, اصلا فکر اینو نمیکردم که اونم مثل من یه آدمه و میتونه یه سری نواقص داشته باشه. چند سالی بود که دورادور میدیدم ولی حس میکردم که همه ثانیه هامو پیششم.
عاشقا میدونن که عشق چه لذتی داره, لذتی که چشیدنش بهای بسیار بسیار بالایی داره. من این بها رو پرداختم و این لذت رو چشیدم. باور کنین از دنیا کنده بودم, تو فضا بودم.
مدتی گذشت, روز به روز نقص های این رابطه برام روشن تر شد, دیگه نتونستم ادامه بدم, کم آوردم. بریدم. از فضا, با مخ اومدم رو زمین!!!
به این نتیجه رسیدم که ادامه دادن این رابطه هم منو از کمال باز میداره هم طرفم رو...
من از یه رابطه سالم صحبت کردم, فکرتون منحرف نشه!!! خلاصه... عشقو چشیدم, ولی بهای بسیار سنگینی پرداختم, هنوز هم بعد چند سال نمیتونم فراموشش کنم.
خداکنه که شما به سرنوشت من دچار نشی, البته من الان از زندگیم خیلی بیشتر راضیم و حسرت روزای رفته رو نمیخورم, اما... کاش ... نمیدونم!!! باید رفت و تجربش کرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)