جناب حامد!
از اونجایی که من تجربه کوتاهی در خارج از کشور داشتم به نظر من به دلیل اینکه شما بیرون ایران هستید و احتمالا دور از حانواده و فشار درس وکار .و..... ،(اتفاقی که برای من هم افتاد) احساسات شما شدیدا حساس شدند...شما با وارد شدن به این موضوع عاطفی که خیلی زیبا هم بوده اما در بین مسیر به بن بست خورده ،احساسات حساس شدتون رو ،شدیدا تحریک کردید.حالا هم عوارض این تحریک رو حس میکند.
شما باید روی یک کاغذ یک جمله با مفهوم زیر بنویسید:
"متاسفانه ما اصلا بدرد هم نمیخوردیم و آینده من و این خانم اصلا روشن نبود،پس به همین دلیل من باید زندگی جدید عاطفی دیگه ای درست کنم و این خانم رو بات مام زیبای هاش فراموش کنم!...حامد دقت کن این تجربه زیبا رو فراموش نکن و در آینده از این تجربت استفاده کن"
من هم مشکلی فراموش کردن رو داشتم!..اما هیچ کدوم از روش ها:توفق فکر-شناخت سرگرمی ها و تفریحات مورد علاقم بار یپر کردن اوقات تنهاییم-و...
نتونست اونجور که باید کمکم کنه،جز تفکر منطقی و عدم فرار از مشکل-
هر موقع فکر این خانم به ذهنتون اومد اگر تونیستید تا 1 ماه اول بیایید این تاپیک رو بخونید یا به جای فرار از این موضوع در مدت کوتاهی با تفکر منطقی (حتی اگر این افکار و نتایج تکراری باشه!)پیرامون موضوع و یاداوری جمله که من نوشتم به خودتون به قبولونید که :"نه!بهتره بیشتر ازاین خودم رو در گیر نکنم،باید با مضوع کنار بیام!"
امیدوارم تجربه من و راه کار من در آوردی من مفدی باشه براتون![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)