با درود.
بنده می خواستم امشب برای همیشه از آقای مدير همدردي بخواهم که نام من و همه نوشتارهای من را و کلاً پیوستگی مرا به این سایت از میان ببرد تا بیشتر گوش و ذهن ایشان و هم پالگی های ایشان را نیازارم.
همانطور که همه می دانید من تنها عضوی هستم که دیدگاهی دگرگونه در برخی باورها دارم و نیز از سوی دیگر تنها عضوی که پاسخهایم از جنس دیگرند و این البته از سپاسگزاریهای ذیل نوشتارها و همچنین سپاسهای درون نوشتارها و اظهار لطف برخی آشکار است.
من اینجا خطابم با کسانی است که به این آقا: مدير همدردي چون انسانی معصوم یا منجی خود و محلل تمام دردهایشان نگاه می کنند . . .
دوستان خوبم؛من درصدد توهین به این آقا نیستم و از سویی به هیچوجه هدفم تغییر نظر شما نیست که این هردو کار البته ناشی از ناتوانی من خواهند بود؛اما به همه شما یک چیز می گویم و آن اینکه بکوشید خودتان به اندیشه خود متکی باشید و دچار روزمرگی(مردگی!!) و تنبلی نشوید،زیرا در غیر این صورت همواره باید جیره خور فکر و دنباله روی عقاید پیشینیان باشید.
به اوضاع این سرزمین بلازده بنگرید تا نتایج شوم این جهالت را ببینید.متأسفانه این جهل در بین برخی تحصیل کردگان معتقد و غیر معتقد نیز وجود دارد و این البته اصلاً ربطی به تحصیلات آکادمیکی که آنها کرده اند،ندارد.
همین آقا را بنگرید که دارای ظاهری دیگرپسند است،اما در ذات خود نماد بارز سانسور و دیکتاتوری!!ایشان در مقررات تالار بندی زورگویانه را آورده اند که مدیر بخشها و در مرحله نخست خود ایشان می تواند پستهای اعضا را حذف یا دستکاری نمایند.این امر در صورت وجود ناسزا یا سخنان رکیک و نیز گستراندن دام برای سوء استفاده جنسی از طرف برخی جانوران کاملاً درست و بجاست،ولی حذف دیگر پستهایی که دنیایی اندیشه و احساس در پشت آنهاست به بدی کردار همان جانوران و زشتی همان ناسزاهاست.
آقای مدير همدردي دانید و دانم که این تالار در پشت ظاهر فریبکارانه اش،نیمه دکانی است برای فراهم آوردن مشتریهای بیشتر که البته با نگاهی به پروفایلتان همه چیز روشن می شود و از طرفی کنترل افکار آنگونه که خود دوست دارید.
من به خوبی و درایت شما در ابعادی و نه همه ابعاد و البته گستردگی حفظیات روانشناسی شما معترفم،اما به قول معروف:ملا شدن چه آسان،آدم شدن چه مشکل . . . .
من با اینکه پیش از این نیز 50 نوشتار دیگر من را نیز حذف کردید،به شما گوشزد کردم که:برادر من!این روش و کردار بسیار ناپسند است که بی هیچ دلیلی سانسور کنید و البته به بزرگی خودم نیز موضوع را درز گرفته و *فراموش نکردم.*
اما در گفتاری دیگر شما افزون بر سانسور بیانات بنده با سوء استفاده از دانش بی تعهد خویش،زبان به توهین و افترای من گشودید که باز گذشت نمودم.(آنجا که سخن از احساسی شدن *منِ خردگرا و فقط متکی به خرد* و از دادن کنترل احساساتم،کردید!!)
باری،می دانید که با تمام این بدکاریها،من تنها کسی بودم که در پیامی خصوصی گفتم که:شما اینهمه به دردهای دیگران می رسید،اما شده که یکی از اعضا حال شما و درون شما را جویا شود و مهر فراوانم را سرازیر دل شما کردم و شما هم سپاسگزارانه از من تشکر کرده و . . . .(بماند!!)
اما . . . . جان من!من نه که خیال کنید از روی تنها حذف 100 عدد از نوشتارهایم است که برآشفتم که برای نمایاندن این خوی کثیف زورگویی و عادت زشت جهل افکنی است.
من بنا به سفارش دوستی دیگر که البته با هوش خود او را خواهید شناخت،با همه زجر و درد و با همه این بدبینی و با همه تأسفی که به حال جوانان عضو این دکان می خورم،تنها و تنها از روی وظیفه به ناچار لطف کرده و به حضور پر رنجم در این دکان ادامه می دهم که:الخیر فی ما وقع؛؛؛بدرود.





پاسخ با نقل قول


كه اونم فداي سر دوستان تالار همدردي 

علاقه مندی ها (Bookmarks)