آدم توی اینجور موارد دوست داره عین این آقاهه بشینه موهاشو دونه دونه بکنه...
حالا دختر خانم برمی گرده و از من می پرسه دیگه چی؟
اینکه میگید که طرف همون سوالا رو برمیگرده میپرسه، وقتایی بد نیست که خودش هم سوالای جدید داشته باشه.
اگه دیدید اینجوریه که خودش هیچ سوالی نداره، بهش بگید که (البته بعد از یه خورده تعارف) من سوالام رو میپرسم. در خلالش اگه سوالی داشتین بپرسین، بعدش سوالای اختصاصی خودتون رو بپرسید، در خلالش اگه من سوال داشتم میپریم.
اینجوری میتونید متوجه بشید که خودش سوال توی ذهنش داره یا نه.
یه چیز دیگه شما برای چی سوالی مطرح میکنید که خودتون از جواب دادنش میترسید؟ یعنی اگه که جواب اونها رو بدونه نظرش عوض میشه؟ یا توی جوابها چیزی هست که نباید بدونه؟
من سوال دارم:
به معیارهای بعضی از آقایون که نگاه میکنم، دوست دارن همسر آیندشون همیشه در حال پیشرفت باشه، رکود نداشته باشه و دنبال تغییر و دگرگونی باشه.
توی همین آقایون، دیدم مواردی که به خواستگاری دخترایی رفتن که دوست دارن در آینده خانه دار باشن. و قصد ادامه تحصیل هم ندارن (و آقا پسر اینو میدونه.)
بنظرتون عدم رکودِ یه خانم خانه دار به چه معنی هست؟







پاسخ با نقل قول

.

علاقه مندی ها (Bookmarks)